1. اشک ها و لبخند های جشنواره وب ایران

    واقعا نمی دونم از چی بگم و از کجاش بگم. حتی الان هم که دارم مطلب می نویسم واقعا از خوشحالی اشک توی چشم هام جمع میشه. خوب واقعا هم خوشحالی داره. برای من که روز بزرگی بود.  بهترین روز زندگی من بود. 

     

    من خودم باور نداشتم بتونیم برای اختتامیه ۲۳۰ نفر توی سالن رو پر کنیم. حالا کاری با ۱۸۰ تا شرکت کننده توی کنفرانس وب ایران ندارم. شما ها واقعا نمی تونیم باور کنین وقتی که به من گفتم الان حدود ۵۰۰ نفر توی ساختمون هستن من چه حالی بهم دست داد. اصلا باور نمی کردم تمام کاندیدها بیان. اصلا فکرشم نمی کردم. اصلا باور نمی کردم کسایی بیان توی مراسم که تاحالا توی هیچ مراسمی شرکت نکرده بودن. کسایی که واقعا توی مجامع عمومی اصلا دیده نمی شدن. این حضور برای ما افتخار بزرگی هست.

     

     

     


    اون لحظه که سرود ایران زده شد و همه بلند شدن٬ و عکاس ها داشتن عکس میگرفتن یک لحظه دیگه نکشیدم. دقیقه لحظه ای بود که خیلی از اون چیزی که فکرش رو می کردم بالاتر بود. ردیف VIP که اصلا نشد برنامه ریزی کنیم برای میهمان های ویژه. همه توی سالن بودن. جلوی سن آدم نشسته بود٬ توی دو تا راهرو آدم نشسته بود. ورودی سالن پر بود از آدم. توی لابی هنوز خیلی ها جا نداشتن. خیلی ها چون جا نبود توی سالن پذیرایی بودن. حدود ۱۲۰ نفر هم رفته توی یک سالن دیگه که مراسم رو به صورت آنلاین اونجا پخش می کردیم. خیلی از همراه ها که واقعا باید تشکر کنم ازشون وقتی دیدن سالن برای میهمان های اصلی جا نداره سالن رو ترک کردن و رفتن توی لابی تا کاندیداها و میهان های اصلی بتونن توی سالن باشن. 

     

     

    اون لحظه٬ توی سکوت سالن و صدای سرود و صدای فلش هایی که یکی پس از دیگری زده میشد. دیگه واقعا از خوشحالی و هیجان زیاد زدم زیر گریه. من این طرف گریه کردم پویا اون طرف٬ قرار بود بیانیه پایانی رو من بخونم٬ ولی دیدم اصلا پا رو بزارم روی سن گریم میگیره حتی یک خط از اون رو هم نمی تونم بخونم. نمی دونم خوب کردم نیومدم یا بد کردم نیومدم روی سن. ولی اومده بودم نمی تونستم گریه نکنم. اخرین لحظه تصمیم گرفتیم احساسات شخصی رو وارد مراسم نکنم و خوندن بیانیه رو بی خیال شدم.

     

    این جا باید واقعا از آقای آقازاده تشکر کنم. جدا اگه نبود آخر مراسم رو گند زده بودیم به شکل وحشدناک. حرف زدن جلوی ۵۰ نفر و ۱۰۰ نفر رو واقعا میشه ردیف کرد من حتی جلوی ۲۰۰ نفرم حرف می زنم٬ ولی جلوی ۳۰۰ نفر اونم وقتی که کلی روز زمین نشستن و کلی هم جا ندارن و اون همه آدم هم توی یک سالن دیگه دارن مراسم رو می بینن … واقعا سخته. نه کار من بود و نه کار محسن. همیشه ما به هم دیگه پاس میدادیم از این موارد رو ولی این دفعه … من که افتادم اون پشت یکی رفت آب بیاره یکی رفت قرص بیاره خودمم شدم دردسر برای بقیه بچه ها. محسن هم که یک طرف من رو گرفته بود نیفتم٬ یک طرف دیگه داشت پرینت برنده ها رو در میگرفت. 

     

     

    من تنها چیزی که یادم هست اینه که پویا اومد کفت که خیلی های روی زمین نشستن. چه کار کنیم. واقعا هم هیچ کاری نمیشد کرد. فقط باید از تک تک بزرگانی که واقعا اسمش رو دونه دونه نمی دونم که بیارم ولی همه روی زمین نشستن تشکر کنم. مرسی که اینقدر به مراسم احترام گذاشتین. مرسی که اینقدر جشنواره رو از خودتون دونستین. واقعا مرسی برای همه ی حمایت ها. از اون هایی که قرار بود برای اجرای برنامه بیان روی سن٬ از تک تک داورها که تقدیر نامه های خیلی ها رو نشد بدیم بهشون. از تک تک میهمانان ویژه که جا برای نشستن نداشتن. واقعا مرسی. واقعا شرمنده از برندهایی که برنده شدن ولی نتونستن بیان تندیس رو روی سن بگیرن.

     

     

    حسی که ما داشتیم رو واقعا نمی تونین باور کنید. یک لحظه همه چیز رو گذاشتیم کنار. دیگه اصلا ندیدم که چی شد آخرش. فقط از همه سوال می کردم چه طور بود؟ توی مراسم با چشم از کنار سن اشاره می کردم به تک تک آدم ها که چطوره مراسم٬ وقتی که به من اشاره می کردن خوبه همه چیز واقعا خوشحال میشدم. ما تمام تلاش خودمون رو کردیم که کاری کنیم در واقعا برای جایگاه وب در ایران مناسب باشه. چیزی که نمایش خوبی باشه از وب فارسی. اجرای برنامه رو توی یک ساعت به طور کل برنامه ریزی دوباره کردیم به دلیلی اینکه جا نبود برای همه توی سالن ولی تمام تلاش خودمون کردیم که برنامه درخور وب فارسی باشی.

     

    اون لحظه که رفتم روی سن اصلا متوجه نشدم اصلا تو حال خودم نبودم. اومدم پایین پویا گفت شایان برای دست زدن. من تازه یادم افتاد که اصلا هیچ عکس العملی از خودم برای دست زدن های شما نشون ندادم واقعا باورتون شاید نشه. اصلا حواسم نبود. اصلا متوجه نبودم داره چی پیش میاد. واقعا از تک تک دست هایی که برای من زدین ممنونم. من واقعا هر کاری توی وبنا و توی جشنواره توی این چند سال کردم از روی علاقه خودم بود. برای همین بود که هر کسی هر چی گفت من کار خودم رو کردم و واقعا خوشحالم که امروز جشنواره وب ایران جایی هست که از اون چیزی که فکر می کردم هم بالاتر هستش.

     

     

    خیلی حرف ها دوست دارم بزنم از جشنواره وب ایران٬ خیلی نقد ها هست که خودم به جشنواره داره٬ خیلی کاستی ها رو می دونم و دوست دارن نقد های دیگران رو بخونم. ولی دوست دارم که چند روزی زمان رد بشه از مراسم اختتامیه و بعد به نقد مراسم بپردازیم. این چند روز زمان شادی برنده هاست. این چند روز رو کمی خوشحالی کنیم.

     

    دیروز پایانی بود به ۱۰ ماه جشنواره وب ایران و پایانی به ۲ ماه کار اجرایی و ۲ هفته کار ستادی. یکی از بزرگترین پروژه هایی که تا حالا داشتم. 

     

    لینک ها :

    http://iranwebfestival.com/fa سایت اصلی جشنواره

    http://live.iranwebfestival.com پخش زنده مراسم

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 7 بهمن 1390
  2. تیک و تاک های آخر جشنواره وب ایران

    چهارمین جشنواره وب ایران هم داره روز های پایانی خودش رو سپری می کنه٬ روز هایی که امسال به شکل تازه ای شروع شدن٬ به شکل تازه ای ادامه داشتن و به شکل تازه ای دارن تموم میشن. جشنواره وب ایران٬ بچه ناخلفی بود که بالا و پایین های زیادی رو توی چهار سال گذشته داشت. خیلی با دردسر و مشکل بزرگ شد و شاید بشه گفت امسال به بلوغ رسیده و کمی سر به زیر شد.

     

    اگر اولین جشنواره وب ایران رو یک پله در نردبان رشد وب فارسی درنظر بگیریم٬ شاید دومین و سومین جشنواره وب ایران رو نشه پله های دوم و سوم نامید٬ ولی به جرات میشه از چهارمین جشنواره وب ایران بک پرش به چند پله بالا تر نام برد. چهارمین جشنواره وب ایران امسال رشد چشمگیری داشت٬این رشد بیشتر و بیشتر به کار گروهی مربوط میشه که امسال پشت جشنواره وب ایران بود. چیزی که در طول سه سال گذشته با تمام تلاش ها من موفقیت آمیز نبود و فشار جشنواره یکتنه روی دوش من بود.

     

    جشنواره وب ایران از روز اولی که راه افتاد همراه هایی داشت که همه ساله همراه جشنواره بودن و یارانی داشت که در بازه های زمانی مختلف به کمک جشنواره اومدن و در کنار این همه دوست٬ کسانی بودن که واقعا نمی دونم به چه دلیلی ولی یار و یارو جشنواره نبودن که هیچی٬ حاشیه ساز های بزرگی هم برای جشنواره بودن. کسایی بودن که می در موردشون این رو گفت: یک شب کنار زاهـــــد و یک شب کنار ساقی

     

    گستردگی مخاطلب های جشنواره ی چهارم٬ کمک زیادی کرد تا اسم مافیای وب فارسی٬ که توی سال های گذشته از جشنواره وب ایران جدا نشدنی بود کم رنگ بشه. خیلی ها هم میگن که مافیا تغییر کرده و از بچه معروف های شبه های اجتماعی رسیده به شرکت های معروف در وب فارسی. مافیایی که پول نداشت حالا امسال اعضای خودش رو تغییر داده تا با اعضای قوی تری وارد بازار بشه.

     

    اسمش رو بزارید مافیا٬ بگین فعالان وب و خلاسه هر چیزی که دوست دارید اسمش رو بزارین ولی بدونید که موندن توی بازار وب ایران خیلی سخته. پس من خودم این تعریف رو میزارم روش حالا هر اسمی که شما میزارین براش٬ ولی این طوری تعریف بشه اون پوست کلفت هایی که با تمام سختی ها توی بازار به شکل بزرگی هستن. توی بازار بودن هم اصلا برای اون هایی نیست که توی شاخه اطلاع رسانی دارن فعالیت می کنن واقعا توی بازار بودن مربوط به میشه به اون هایی که توی بازار تجارت موندن. 

     

    توی این بازار موندن هم واقعا خیلی نکات مهم داره٬ سرمایه می خواد٬ مدیریت می خواد٬ تعامل لازم داره٬ صداقت لازم داره٬ آشنایی با موارد قانونی لازم داره و خلاصه خیلی چیز های دیگه که به شکل کلی مدیران وب سایت های ایران با این ها خیلی زیاد آشنا نیستن. دلیل زود رفتن ها هم بیشتر عدم آشنایی با این چیزهاست.

     

    جشنواره وب ایران واقعا کار سنگینی هست٬ سنگنی تر اون چیزی که فکرش رو هم روز های اول داشتم. از سختی هاش که بخوام بگم باید بگم که واقعا توی دو ماه گذشته به اندازه تمام سایت های شرکت کننده توی جشنواره از تیم ما زمان و انرژی برده. البته حامی های خوبی هم داشتیم. اگه سال های گذشته چشم ما به دست وبی ها بود و اعتقاد داشتیم که این جشنواره اون هاست و باید کمک کنن چون وب در قدم اول برای اون هاست٬

     

    این حامی ها٬ ولی امسال از خارج دنیای وب اومدن. اگه وجود این حمایت ها نبود واقعا جشنواره رو نمیشد به این شکل برگزار کرد. از جناب آقای آقازاده که دبیری جشنواره وب ایران رو قبول کردن تا شرکت گلدایران و بانک پاسارگاد که از حامی های اصلی جشنواره وب بودن باید واقعا تشکر کرد. حمایت این ها واقعا حمایت برای برندینگ نبود٬ شاید بشه گفت سرمایه گزاری بود در دنیای وب فارسی. 

     

    چهارمین جشنواره وب ایران دیگه واقعا به تیک و تاک های آخرش رسیده. با یک دنیا تجربه ی جدید برای ما و شما. تجریه ی موفقیت ها و شکست ها٬ تجربه ی خوب ها و بد ها. جشنواره وب ایران در کمتر از ۱۰۰ ساعت دیگه به کارش پایان میده. شاید بشه یک نفس بکشم. برای من واقعا روز بزرگی هست. بچه ای که فکر نمی کردم واقعا زنده بمونه. برای من قشنگه٬ از داد و فریاد ها دعوا ها و حساسیت ها و خلاصه همه چیز جشنواره … 

     

    یک نکته آخر هم در مورد کاندید ها و برنده های جشنواره امسال بگم. خیلی ها توی کاندید ها هستن که من به شخصا و حتی در رقابت های تجاری به شدت با شرکت ما در رقابت هستن. و واقعا اصلا سلام علیکی که باهاشون ندارم شاید دشمنی و کینه هم بشه گفت که داریم با هم. ولی برای ما افتخار هست که این ها توی لیست کاندید ها و به امید خدا حتی توی لیست برنده های جشنواره هم باشن. این واقعا یعنی تونستیم مستقل باشیم. و این استقلال واقعا برای ما جای افتخار داره.

     

    افتخار از دست دادن حمایت های مالی تنها به دلیل این که٬ اولین حرف ما به اسپانسرها این بود که نه… اسپانسر نمی تونه بی دلیل خودش برنده باشه. کم هم اسپانسر های خوب و بزرگ از دست ندادیم. از خیلی ها که گفتن که اگه ما بیاین نمیشه برنده نباشیم. حتی خیلی ها گفتن حالا اگه ما برنده نشدیم فلانی هم برده نباشه. ولی ایستادیم و جشنواره رو به پول نفروختیم. خیلی های برای سخنرانی اومدن ولی کسایی رو انتخاب کردیم که صلاحیت سخنرانی رو داشتن و این هم برای ما هزینه داشت.

     

    این ساعت های آخر و مخصوصا روز پنجشنه و باز هم مخصوصا اون ۳ ساعت که برنده ها دارن اعلام میشن٫ واقعا سنگینه. امید وارم که همه چیز خوب باشه. دیگه شمایی که میاین توی مراسم. کمی و کاستی ها رو خودتون به بزرگی خودتون ببخشید. کمی فشار کاری که ما توی این چند روز داریم رو درک کنید. اگه جواب ایمیل ها رو دیر میدیم٬ تلفن جواب نمیدیم. در دسترس نیستیم دیگه ما رو توی این چند روز آخر ببخشید.

     

    برای همه کاندید ها آرزوی موفقیت دارم و به امید دیدار همه میهمان ها در روز مراسم.

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 4 بهمن 1390
  3. مدیریت بحران چیست؟

    امروز احساس کردم بد نیست یک مطلب در مورد یکی از نکاتی بنویسم که توی این چند رو باهاش درگیر هستیم. وقتی شما در داخل یک تیم و یا شرکت هستید همیشه نمی تونید امیدوار باشید که همه چی خوب باشه. توی مدیریت پروژه شرایطی پیش میاد که وضعیت نه اینکه از کنترل خارج بشه ولی شرایطی بوجود میاد که همه چیز از حالت عادی خارج میشه.

    اینجا دو حالت داره٬ یکی اینکه شرایط و مشکلات بر ما سوار بشن و وارد بحران بشیم و در نهایت هم توی بحران گرفتار بشیم و شکست بخوریم. و نهایتا با دید سنتی به این موضوع نگاه کنیم و بعد از خراب شدن همه چیز راهی برای درست کردن اون پیدا کنیم. و حالت دوم این هست که با مدیریت درست که به اون مدیریت بحران گفته میشه از این برهه زمانی با موفقیت خارج بشیم.

    اول ببنیم به چی بحران میگن: بحران در حقيقت يك فشار است که به سازمان وارد می شود و می تواند خطر های زیادی برای سازمان داشته باشد. بحران مدل های مختلفی دارد در کل دو دسته اصلی را می شود اینجا نام برد. بحران های کوتاه مدت و بحران های طولانی مدت. بحران به طور کلی بر اساس سطح تهدید، فشار زمانی، و شدت واقعه دسته بندی می شود. شاید بشود از بحران های کم خطر تا بحران های خطرناک این دشته بندی را شماره بندی کرد.

    حالا مدیر بحران کیه و چه کسی می تونه باشه. مدیر بحران كسي هست تهدید هارو بشناسه و بتونه از فرصت ها به خوبی استفاده کنه. مدير بحران بايد به دنبال راه كارهايي جهت کم کردن ابعاد بحران باشه به عبارت دیگه آثار هر عامل را با دیگر پارامترها سنجيد و پس از تحليل نسبت به رفع اون اقدام کنه. مدير بحران بايد تفكر استراتژيك را ياد بگيرد يعني بتواند به آشفتگي ذهني خودش در كوتاهترين مدت نظم بده٬ و اين امر امكان ندارد مگر با حضور مداوم در بحران ها و داشتن تجربه بالا در این زمینه.

    مدیر بحران باید خصوصیت هایی هم داشته باشه٬ مثلا جزیی نگر نباشه٬ باید بتونه در کوتاه ترین زمان تصمیم گیری کنه٬ تصمیم خودش رو بتونه اجرایی کنه٬ آمادگی کامل برای هر پیشامدی رو داشته باشه.

    مدیریت بحران اینقدر حساس و مهم هست که برای درک درست اون شاید باید تجریه طولانی داشته باشید و بیش از ۱۰۰ تا مقاله و کتاب در موردش خونده باشین. ولی این مطلب کوتاه به شما این نکته رو میگه که همیشه مدیرانی که توی شرایط عادی می تونن مدیران خوبی باشن٬ اون هایی نیستن که توی شرایط بحرانی هم بتونن مدیریت کنن. و برعکس٬ بسیاری از مدیر های بحران هم آدم هایی نیستن که بتونن توی شرایط عادی مدیریت کنن.

    مدیریت بحران یعنی تصمیم گیری های سریع و کوبنده توی بازه زمانی کوتاه. این روش برای یک بازه زمانی جواب میده ولی این مدل تصمیم گیری و اجرای بلند مدت اون به خودی خود سازمان رو دچار یک بحران دیگه می کنه. پس مدیران بحران باید برای یک موضوع خاص و زمانی خاصی کنترل رو در دست بگیرن و بعد دوباره مدیریت رو به روال عادلی برگردونن تا سازمان دچار یک بحران جدید نشه.

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه به فناوری اطلاعات مربوط نیست، 26 دی 1390
  4. خوب و بد شبکه های اجتماعی

    واقعا شبکه های اجتماعی ما رو کجا میبرن و آیا اصلا درسته که روابط خودمون رو به این شبکه ها محدود کنیم؟

     

    حلقه های شبکه اجتماعی روز به روز تنگ تر میشه و ما رو به سمت آدم هایی میبره که بیشتر و بیشتر شبه ما هستن. همین موضوع باعث میشه که خیلی وقت ها ما توی این همه پیام یک شکل و یک دست گم بشیم و از جامعه واقعی خودمون دور بمونیم. یکی از بزرگترین اشتباه های ما این هست که فکر کنیم تمام آدم ها فقط این هایی هستن که توی شبکه های اجتماعی دور و اطراف ما هستن. مخصوصا شبکه هایی که بیشتر کاربرهای تخصصی دارن مثل فرندفید و تویتر.

     

    خیلی ها این چند روز سوال کردن که چرا فلان برنامه که مجانی بوده. و یا فلان برنامه با نصف قیمت کنفرانس وب ایران نتونسته یه برنامه دو روز رو پرکنه ولی مثلا ما توی کنفرانس وب ایران تونستیم با ۲۰۰ هزار تومان و ۲۵۰ هزار تومان و با نهایت تخفیف دانشجویی ۱۲۵ هزار تومان بیش از ۵۰ درصد بلیط های برنامه رو دو هفته قبل از مراسم به فروش برسونیم. واقعیت این هست که باید باور کنید دنیای وب فقط تویتر و فرندفید نیست و دنیای بزرگتری وجود داره که نباید اون رو فراموش کرد.

     

    اگه واقعا می خوایم موفق بشیم باید کمی از حلقه های شبکه های اجتماعی بیایم بیرون و وارد جامعه بشیم. نه توی به به و چه چه این حلقه ها گم بشیم و نه راه و برنامه های خودمون رو به خاطر این حلقه ها تغییر بدیم. چگونه واکنش نشون دادن به این حلقه ها خیلی اهمیت داره. همون اندازه که توی این حلقه ها بودن مهمه. توی این حلقه ها تمام برنامه ها و هدف ها و آینده خودمون رو ببینیم واقعا کار اشتباهی هست.

     

    این نکته خیلی مهم و حتی شاید راز موفقیت خیلی از ماها باشه. جدی بگیرینش. موارد دیگه هم هست که وقتی متوجه این موضوع شدیم که تمام دنیا فالوور های ما نیستن و به غیر از این ها آدم های دیگه هم هستن که نفس میکشن و زندگی می کنن و حتی با اینترنت کار می کنن. کم کم می تونید اون موارد دیگه رو هم دنبالش برید ولی تا زمانی که توی این حلقه ها اسیر تعریف و تمجید و مرشد و بچه مرشد بازی باشین عملا همون جا گیر افتادین.

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 26 دی 1390
  5. یه قدم دیگر به سمت پایان جشنواره وب ایران

    توی دفتر بودیم. پویا به محسن گفت احساس می کنم الان دیگه کاری ندارم و همه کار هام رو کردم. این دقیقا لحظه بود که دیگه داشتیم از دفتر می اومدیم بیرون. همه خبر ها رو توی سایت جشنواره و وبنا منتشر کرده بودیم. آره واقعا یه نفس راحت کشیدیم. انگار که یه بار سنگین روی دوش ما بود و برداشته شده بود.

     

    این چند روزه اصلا رو به راه نیستم. بعد از شرکت رفتم قدم زدم. فکر کنم یک ساعت شد. قدم زدم و آهنگ گوش کردم. خونه که رسیدم. می دونستم که با یه حجم زیاد ایمیل مواجه هستم که وای چرا! وای ما نیستیم! توضیح بدید! جواب بدید! داوری اشتباه بوده! الکسا من بالاتر بوده! پیج رنک اون پایین بوده! من ولید کردم سایتم رو! من زودتر ثبت نام کردم! من چهار سال که سایت دارم! خلاصه همه جوی حرفی بود که توی ایمیل بود.

     

    یکی میگه همه داوری ها اشتباهه چون من نیستم. یکی میگه اصلا معتبر نیست. یکی میگه فلان یکی میگه ...

     

    ببینید واقعا این داستان خیلی اهمیت داره. ما یه احساس بدی داریم. به خاطر جامعه ای که در اون زندگی می کنیم. همه این مدل جشنواره ها رو دیدیم و فکر می کنیم الان این ها که جشنواره برگزار کردن اینقدر خودشون رو بستن که دیگه واقعا آینده برنده و بازنده مهم نیست و اصلا منافع شرکت کننده ها دیده نشده. ولی واقعا خدایی یه کم بزرگ تر نگاه کنید. یکم واقعا صادقانه نگاه کنید. شاید شما از گذشته جشنواره وب ایران چیزی نمی دونید!!! شاید واقعا فکر می کنید که ... نمی دونم واقعا چه فکری می کنید. ولی جشنواره وب ایران این دوره برای شخص من بعد از سال واقعا شیرینی خاصی داره.

     

    پارسال خیلی دلم شکست از حرف و حدیث هایی که پشت جشنواره زده شده بود. ولی با این حال سرم رو بالا گرفتم و با افتخار گفتم خصوصی هستیم و مستقل هستیم. اشکالات رو قبول داریم و رفع می کنیم. امسال نه تنها ناراحت نیستم و نمیشم. بلکه بازم سرم رو بالا میگیرم و با افتخار میگم که تمام مشکلاتی که سال پیش مطرح شده بود رو رفع کردیم و با افتخار میگم که امسال هم مشکلاتی هست و اطمینان میدم که این مشکلات رو برای سال دیگه رفع می کنیم مثل سال پیش.

     

    ولی واقعا شیرینی و لذت و افتخار اون هایی که برنده شدن رو خراب نکنید. جشنواره وب ایران تمام وب فارسی که نیست. خیلی ها نبودن توی جشنواره و خیلی ها هم برنده نشدن. جشنواره وب ایران فقط یک مقیاس از وب فارسی هست. خیلی ها هستن که اینقدر از وب درآمد دارن و اصلا جشنواره براشون ارزش نداره برنده بشن و یا بازنده. اون ها برنده های وب فارسی هستن. کسانی که توی وب برای خودشون حرفی برای گفتن دارن.

     

    صادقانه یک نکته مهم رو بگم. بزارید جشنواره وب رو کنار. برنده بودن و بازنده بودن در جشنواره وب ایران مهم نیست. برنده بودن توی دنیای واقعی اهمیت داره. یه نگاه به لیست برنده های سال پیش جشنواره بکنید. شاید بیش از ۱۰ تا از سایت هایی که در جشنواره سال گذشته به دلیلی مشکلات مدیریتی و عدم وجود شرایط مالی مناسب دیگه بالا نیستن. تعطیل شدن.

     

    یه کم به خودمون نگاه کنیم. نگین این برنده شد. چرا ما برنده نشدیم. خیلی ها برنده نشدن توی جشنواره وب ایران ولی سایت ها موفقی هستن. شما برنده شدن براتون مهم هست یا موفق شدن؟ برنده شدن توی جشنواره وب ایران به انتخاب ۷۷ نفر بود. به این ۷۷ نفر اصلا نگاه نکنید. این ها ادم های متخصص هستن. مهم این هست که شما ۷ میلیون کاربر ایرانی رو به سمت سایت خودتون بکشید و موفقیت نهایی شما اونجاست.

     

    توی ایمیل واقعا نمیشه جواب تک تک رو داد ولی احساس می کنم اول از همه باید دید خودمون رو به جشنواره وب ایران اصلاح کنیم. همیشه برنده هست و همیشه بازنده هم هست. توی گروهی که ۱۲۳ تا سایت اومده نمیشه ۱۲۳ تا کاندیدد معرفی بشه و ۱۲۳ تا هم برنده. جشنواره واقعا یک پیام هست. پیام اینکه استاندارد بودن توجه به کاربردپذیری- طراحی دیداری و خیلی چیزای دیگه توی موفقیت شما می تونه مفید باشه ولی واقعا ملاک نباید جشنواره وب ایران باشه.

     

    درسته که برنده شدن توی جشنواره توی چهار سال گذشته سال به سال اهمیت پیدا کرده و درست یا نادرست به ملاکی برای خوب بودن تبدیل شده ولی واقعا همه چیز نیست. دیگه این رو من برای دلداری شما که نمیگم. این رو دارم از درون جشنواره وب ایران میگم. که شما میتونید موفق باشید بدونه کاندید و یا برنده شدن در جشنواره وب ایران.

     

    نکات خیلی زیاد هست و من واقعا خسته هستم. این مطلب رو نوشتم و قول میدم که تا روز برگزاری مراسم و حتی بعد از اون خیلی بیشتر از جشنواره وب ایران بنویسم که با واقعیت آشنا بشین. واقعا برنده بودن و توی لیست بودن اهمیت نداره. مهم برنده بودن توی دید کاربران شماست. اگه توی داوری جشنواره وب ایران توی لیست کاندید ها نیستین. با دعوت کاربران سایت خودتون برای شرکت در راگیری مردمی این پیام رو به ما بدین که کاربر ها شما رو دوست دارن حتی اگه داور های جشنواره شما رو دوست نداشته باشن.

     

    اگه نقد دارین که واقعا نقد رو بنویسید. تمام اطلاعات و سیستم جشنواره هم بازه برای اینکه ببینید و کمک کنید که تمام مشکلات جشنواره وب ایران رفع بشه.

     

    دیگه برای امشب کافیه. راه خیلی بزرگی برای موفقت در وب رو به رو داریم. بازم تاکید می کنم که جشنواره وب ایران هرچقدر مهم باشه نباید برای شما تبدیل به بت بشه. باید فقط یه چراغ باشه برای به سمت راه درست رفتن.

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 21 دی 1390
  6. اینترنت ملی بد, شبکه ملی اطلاعات خوب

    واژه اینترنت ملی و شبکه ملی اطلاعات به قدری در ایران با موضوع های سیاسی و اجتماعی پیوند خورده اند که اصلا نمیشود به راحتی به دید فنی درباره آن ها صحبت کرد.

     

    در ابتدا بد نیست که موضع خود را در خصوص فیلترینگ و سانسور مشخص کنم تا مخاطبین عام و خاص این مطلب را بدور از دیدگاه های اجتماعی و سیاسی بخوانند. نگارنده این مقاله نه موافق سانسور است و نه موافق فیلترینگ گروهی سایت ها. شاید از دید اجتماعی و سیاسی نگاهی متفاوت به این موضوع داشته باشم و نگرانی هایی را در خصوص اعمال سانسور در خصوص اجرای این طرح داشته باشم. اما باید بدانیم که در خصوص طرح های به بزرگی شبکه ملی اطلاعات موافقت و مخالفت نمی تواند سیاه و سفید باشد. بلکه در خصوص نگاه های مختلف به این شبکه می شود با بخشی از آن موافق و با بخشی دیگر مخالب بود و یا در خصوص بخش هایی از آن نگرانی داشت.

     

    نکته مهم این است که ما نمی دانیم اول شبکه ملی اطلاعات بود و بعد به اینترنت ملی تغییر نام داد و یا از ابتدا این طرف با عنوان اینترنت ملی مطرح شد و بعد بخشی هایی از آن به عنوان شبکه ملی اطاعات توسعه یافت.

     

    اینترنت که ملی شدنی نیست. و چون این موضوع از ابتدا رد شده است نمی شود در خصوص آن تحلیلی ارایه کرد. پس در این مطلب به تحلیل شبکه ملی اطلاعات می پردازم. همه ما در خانه و محل کار با شبکه های کامپیوتری در ارتباط هستیم. بد نیست که بدانیم که اینترنت در واقع به مجموع تمام این شبکه ها گفته می شود که به وسیله خطوط ارتباطی با یکدیگر ارتباط دارند. اگر دسترسی شما به دیگر کامپیوتر های داخل شبکه جهانی (اینترنت) قطع شده باشد شما در شبکه محلی خود به کامیوتر هایی که داخل شبکه داخلی شما قرار دارند دسترسی خواهید داشت. در این میان سرعت دسترسی شما به اطلاعات شبکه داخلی هم بستگی به سرعت دسترسی شما به دیگر کامپیوتر ها ندارد. شما می توانید فایل های مورد نظر خود را داخل شبکه داخلی خود ذخیره کنید تا در زمانی که دسترسی شما به خارج از شبکه شما قطع شد باز هم بتوانید به بخشی از اطلاعات مورد نیاز خود دسترسی داشته باشید.

     

    حال شما فکر کنید که گستردگی این شبکه از خانه و محل کار بیشتر شده و به کل کشور رسیده است. اینجاست که شما دیگر شبکه محلی دارید که می توانید به آن شبکه ملی اطلاعات بگویید. درصورتی که دسترسی داخل به خارج این شبکه قطع شود کاربران می توانند با سرعتی بالاتر به تمام اطلاعات داخل این شبکه محلی دسترسی داشته باشند. 

     

    شبکه های محلی در تمام دنیا وجود دارند. در تمام کشور ها با توسعه مراکز داده (data center) این امکان فراهم شده که سایت های داخلی و بومی ک بیتشترین ترافیک و استفاده از آن ها در داخل کشور است با هاست شدن در این شبکه محلی با سرعت بالاتری به کاربران منطقه سرویس بدهند. 

     

    شبکه ملی اطلاعات با این توضیحات نه تنها یک سیستم من درآوردی و تولید داخلی نیست. بلکه در صورتی که به درستی اجرا و مدیریت شود می توانند در توسعه وب نقش مهمی داشته باشد. شاید بشود گفت که شبکه ملی اطلاعات راه رفتن روی لبه تیغ شمشیر است. همه چیز که گفتیم از خوبی های شبکه ملی اطلاعات بود. و تا اینجا به این نکته اشاره کردیم که مدیریت در شبکه ملی اطلاعات یکی از مهم ترین نکات است. 

     

    در ابتدا به این نکته اشاره کردم که شبکه ملی اطلاعات همانند یه شبکه داخلی در خانه یا محل کار است که کامپیوتر و پرینتر و دیگر ابزار داخل شبکه را به یکدیگر متصل می کند و معمولا این شبکه به وسیله یک مدم به خارج از شبکه ارتباط برقرار کرده است که ما به این ارتباط دسترسی به اینترنت می گوییم. در شبکه ملی اطلاعات هم دقیقه همین است. تمام کامپیوتر های داخل کشور به وسیله ارتباط هایی که دیگر شبکه ها در دیگر کشور ها متصل شده اند. که به این ارتباط فراگیر بین تمام شبکه ها اینترنت می گویند.

     

    حالا فکر کنید که پدر خانواده و یا مدیر شرکت تصمیم بگیرد که دیگر کاربران دسترسی به اینترنت نداشته باشند. اگر این ارتباط از یک نقطه برقرار شده باشد فقط با قطع کردن این نقطه می شود ارتباط کل شبکه داخلی را با دیگر دنیا قطع کرد. با توجه به مدیریت دسترسی به اینترنت در ایران در خصوص شبکه ملی اطلاعات این نگرانی وجود دارد که دسترسی به خارج خواسته یا ناخواسته در مدت زمانی خاص و یا بطور کلی قطع گردد. 

     

    نگرانی فعالان حقوق بشر به این موضوع متاسفانه به دلیل عدم آگاهی به کلیت شبکه ملی اطلاعات است و نه به بخش مربوط به دسترسی داخل به خارج آن. اتفاقی که همه روزه در داخل ایران و با فیلترینگ بسیاری از سایت ها در واقع وجود دارد. دسترسی داخل ایران به خارج از ایران به واسطه وجود یک کانال ارتباطی با دنیای بیرون مدت زیادی است که به طور دقیق در حال کنترل و اعمال محدودیت است. پس نباید این اعمال محدودیت را به واسطه شبکه ملی اطلاعات دید. شاید شبکه ملی اطلاعات پس از اجرای موفقیت آمیز و تامین تمام نیاز های داخلی بتواند به عنوان یک ابزار برای فیلترکردن گسترده سایت های خارجی مورد استفاده قرار بگیرد. اما باید به این موضوع دقت کرد که اگر دولت را به واسطه فیلتر کردن برخی از سایت های سرویس دهنده و ابزار وب مورد نکوهش قرار میدهیم. خود نباید یک ابزار را به واسطه اینکه می تواند از آن برای فیلترینگ هم استفاده شده از پایه و اساس محکوم کنیم. زیرا این شبکه می تواند در توسعه سرویس های بیشماری در داخل کشور که به نیاز های روزمره مردم مربوط است بسیار تاثیر مثبتی داشته باشد.

     

    حدود چند ماه پیش بود که در باشگاه وب ایران به این موضوع پرداختیم که متاسفانه بسیاری به تمسخر گفتند که این موضوع اصلا امکان پذیر نیست ولی امروز همان افراد در بسیاری از مطالب و توییت های خود به این نکته اشاره کرده اند که واقعا اینترنت دارد ملی می شود. نکته ای که اینجا بسیار اهمیت دارد عدم حضور فعالان وب و ایجاد بحث جدی و گفتمان در خصوص شبکه ملی اطلاعات و در خواست از نهاد های مسول برای ارایه اطلاعات مربوط به شبکه ملی اطلاعات و نحوه مدیریت و دسترسی به آن است.

     

    شاید بشود بخشی از کمبود اطلاعاع رسانی را به گردن دولت و وزارت خانه های مربوطه انداخت اما نباید فراموش کرد که فعالان حوزه فناوری اطلاعات هم در این خصوص اصلا گامی برنداشته اند. برای مثال یکی از مهم ترین نکات برای ایجاد شبکه ملی اطلاعات تشویق تولید کنندگان محتوا به انتقال سرور ها به داخل کشور است. که البته این موضوع می بایست به دنبال توسعه مراکز داده در داخل کشور باشد. امری که نیازمند سرمایه گزاری بخش خصوص و حمایت دولت بوده که متاسفانه عملا تا امروز به غیر از دو مرکز داده تا حدودی استاندارد در داخل کشور عملا مرکز دیگری وجود ندارد که تولید کنند محتوا بتوانند در یک بازار رقابتی به این موضوع فکر کنند که شبکه ملی اطلاعات تا چه میزان می توانند در توسعه کسب و کار آن ها تاثیر مثبت داشته باشد.

     

    شاید بشود عدم اطلاع رسانی درست و عدم برگزاری کنفرانس ها و نشست های تخصصی را از سوی مراکز دولتی که مجری این طرح هستند از دلایل عدم موفقیت این طرح تا امروز نامید. البته این عدم موفقیت و شناخت اگر در طول چند ماه آینده که قرار است شبکه ملی اطلاعات به طور کامل پیاده سازی شود به نظر من بخش های بزرگی از این طرح را با مشکل مواجه خواهد کرد.

     

    بحث شبکه ملی اطلاعات به صورت کلی در اینجا مطرح شده است اما راهکارها و موانع پیش رو بیش از نکات ذکر شده در این یادداشت است. اما نکته مهم این است که شبکه ملی اطلاعات در صورتی که درست اجرا شود می تواند در توسه وب فارسی بسیار مفید باشد و اگر درست اجرا نشود می توانند نگرانی های بیشتری حتی فراتر از آنجه امروز به ان اشاره می شود را در پی داشته باشد.

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 16 دی 1390
  7. چقدر واقعا فیسبوک می تونه توی زندگی شخصی ما تاثیر داشته باشه

    آقا ما دو هفته هست داریم از یه مصاحبه فرار می کنیم، نه اینکه بخوام کلاس بزارم ها، و نه اینکه حالا روزی 4 تا مصاحبه با این و اون داشته باشم، ولی خوب از این مصاحبه بنا به دلایلی فراری بودم. نشد که نشد، دو طرف از هر طرف رفتیم خوردیم به هم، تا این حد که یکی از دوستای قدیمی من نامزد هم خونه دوست خاله ی عمه ی .. خلاصه... بی خیال شدیم و تن به این مصاحبه دادیم.

     

    قرار بود مصاحبه در مورد فیسبوک، این ابزار سازمان های جاسوسی استکبار جهانی باشه!!! حلا دیدین من چرا فراری بودم از موضوع دیگه... 

     

    خلاصه سلام و صلوات مصاحبه شروع شد. اسمت چیه، چند سالته، کجا درس خوندی، چی خودندی، کارت چیه... از کی با فیس بوک آشنا شدی، کی تو رو با فیس بوک آشنا کرد، از اول تو فیسبوک فعال بودی، قرار های فیسبوکی میری، چه صفحه هایی رو لایک میزنی، چه کسایی رو توی فیسبوک به عنوان دوست قبول می کنی، دوستات تو فیسبوک با دوستات تو دنیای واقعی یکی هستن و ...

     

    به خدا بازجویی نداشتم ها، سوال ها مدلش بازجویی بود :دی تازه از من تشکر شد که خیلی خوش رو به سوال ها جواب بدم. 

     

    خلاصه سرتون رو درد نیارم، آخرش به من خندیدن، گفتن عجیبی، گفتن یه نمونه منحصربه فردی، لنگه نداری و این چیزا. البته نه اینکه لنگه نداری از مدل خوبش ها، لنگه نداری به معنای... .

     

    از شوخی گذشته، این گفت و گو برای من خیلی جالب بود. مخصوصا اینکه خیلی به من کمک کرد که واقعا به یک سری سوال هایی جواب بدم که به اون ها و نحوه استفاده از شبکه اجتماعی فیسبوک تاحالا فکر نکرده بودم، ولی روزانه این کارها رو دارم انجام میدم. خودم می دونستم که زندگی فیسبوکی من یه زندگی مخفی مجازی نیست، بلکه دقیقا واقعیت زندگی واقعی من هست ولی خیلی چیزا واقعا برای خود من جالب و جدید بود. مخصوصا وقتی که از وسط حرف ها این نتیجه ها در اومد.

     

    زندگی فیس بوکی من از یه دوره زمانی خیلی باز و بدون توجه به حریم خصوصی با حدود 4000 تا دوست توی سال 1388 به 120 تا دوست توی سال 1389 رسید که بسته ترین دوران فیسبوکی من بود که فقط آدم هایی رو توی فیسبوک داشتم که 100درصد توی دنیای واقعی اون ها رو میشناختم. دوره الان هم که کمی باز تر شده و به حدود 288 تا دوست دارم که 66 تا توی دسته دوست های صمیمی هستن و بقیه هم اطلاعات عمومی پروفایل من رو میبینن. این مدل دسته بندی واقعا برای خود من جالب بود. دلیل این تغییراتم توی مصاحبه اومده و خیلی دوست دارم که جدای تحقیق که داره روش انجام میشه و من یکی از 10 تا نمونه جانوری (انسانی) بودم که توی این تحقیق نقش دارن، می شد فایل و متن این مصاحبه رو جایی منتشر کرد.

     

    برای خود من هم جالب بود که دو تا از صمیمی ترین دوست ها و آدم های تاثیرگذار توی زندگیم از فیسبوک وارد زندگی من شدن. چیزی که واقعیت بود ولی دسته بندی شده نبود برای همین به چشم نمی اومد و امروز توی پرسش و پاسخ های این مصاحبه برای خودم روشن شد که چقدر واقعا فیسبوک می تونه توی زندگی شخصی ما تاثیر داشته باشه.

     

    اگه شما هم دوست دارید که توی این تحقیق کمک کنید می تونید به این پرسشنامه پاسخ بدید

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 5 دی 1390
  8. فیسبوک از تولد تا مرگ

    واقعا توی این فیس بوک جدید همه چیز هست. فقط با اسکرول رو بدی پایین و بعد ... دق دق دق ... لود شد... سال 2011، سال 2010، سال 2009، سال 2008 وای خدای من ... 

     

    وقتی امروز برای اولین بار تایم لاین فیس بوک رو فعال کردم، اولین چیزی که به ذهن من رسید که بود که فکر کنید من بمیرم، بعد توی مراسم بزرگداشت و یادبودی که برای من گرفته میشه. یه اسکرین بزرگ باشه و از آخرین چیزی که توی فیس بوک نوشتم، همین طوری روز به روز، هفته به هفته، ماه به ماه و سال به سال اسکرول بدن پایین و تمام زندگی من اونجا توی چند تا اسکرول برای همه نمایش داده بشه. واااای خدای من واقعا چه رویایی ...

     

    یعنی هر کسی که اونجا باشه دوست و دشمن، خیلی ساده می تونه متوجه بشه که من کی شاد بودم، کی ناراحت، کی چی کار کردم. این واقعا عالی هست. بعد چند تا عکس از مراسم هم اون بالا تگ میشه و گذاشته میشه و مثل تولد که اول تایم لاین نوشته شده یه مرگ هم احتمالا اون بالا میاد و دیگه DeCase میشه آدم. مثلا می تونه روی کاور بخوره 1983 - 2016 وای خیلی باحاله ها، نه این طوری نیست؟

     

    من شخصا خیلی خوشحالم. همیشه گفتم که من نه تنها چیز پوشیده ای توی زندگیم ندارم، بلکه اعتقاد دارم که اگه واقعا همه ما توی یه خونه ی شیشه ای باشیم به دلیل اینکه همه ما رو می بینن کمتر دچار کارهایی میشیم که دوستامون دوسشون ندارن و روابط و زندگی ها به واسطه این شفافیت خیلی سالم تر و بهتر میشه. نه موضوع نه تنها توی زندگی شخصی ما تغییر ایجاد می کنه بلکه توی جامعه هم می تونه همین تغییر های مثبت داشته باشه.

     

    ولی من واقعا از این سیستم جدید فیس بوک خوشم اومد. مخصوصا از اون کاور گنده که اون بالا هست. همیشه مشکل داشتم با این که تا تقی به توقی می خوره، عکس پروفایل رو تغییر بدم. چون اصلا دوست نداشتم عکس پروفایل من توی هر شبکه اجتماعی یه چیز باشه. بعد از اون طرف هم دوست داشتم که توی فیس بوک بتونم با توجه به احساساتم، عکس که توی اون دوره زمانی برای من مهم هست رو بزارم توی فیس بوک. که واقعا فیس بوک با امکان قرار دادن cover photo به اون بزرگی اون بالا این امکان به شکل خیلی باور نکردنی در اختیار من قرار داده.

     

    فیسبوک دوست دارم. راستی اگه تاحالا تایم لاین برای شما فعال نشده وارد لینک facebook.com/timeline بشین و اون پایین یه دگمه داره اون رو بزنین تا این پروفایل و زندگی جدید فیس بوکی برای شما هم فعال بشه.

     

    من که امروز کلی گذر کردم به خاطرات خوب و بد و زشت و زیبای گذشته، توی چهار سال گذشته که یکی از مهم ترین سال های زندگی من بود. سال هایی که بزرگترین تغییرات کاری رو داشتم، بزرگترین عشق های زندگیم چه خوبش و چه بدش توی این چهارسال بود. خلاصه این مهم ترین چهار سال زندگیم رو خیلی خوشحالم که توی فیس بوک، روز به روزش رو دارم. 

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 2 دی 1390
  9. پنجشنبه این هفته با اوهام

    بر سر آتش تو سوختم و دود نکرد
    آب بر آتش تو ریختم و سود نکرد
    آزمودم دل خود را به هزاران شیوه
    هیچ چیزش بجز از وصل تو خشنود نکرد
    آنچه از عشق کشید این دل من که نکشید
    و آنچه در آتش کرد این دل من عود نکرد
    گفتم این بنده نه در عشق گرو کرد دلی
    گفت دلبر که بلی کرد ولی زود نکرد
    آه دیدی که چه کردست مرا آن تقصیر
    آنچه پشه به دماغ و سر نمرود نکرد

    بر سر آتش تو سوختم و دود نکرد
    آب بر آتش تو ریختم و سود نکرد
    آزمودم دل خود را به هزاران شیوه
    هیچ چیزش بجز از وصل تو خشنود نکرد

    گر چه آن لعل لبت عیسی رنجورانست
    دل رنجور مرا چاره بهبود نکرد
    جانم از غمزه تیرافکن تو خسته نشد
    زانکه جز زلف خوشت را زره و خود نکرد
    آه دیدی که چه کردست مرا آن تقصیر
    آنچه پشه به دماغ و سر نمرود نکرد

     

    اگه با گروه اوهام آشنا نیستید می تونید از طریق آدرس http://www.o-hum.com برین تو سایتشون و با هاشون آشنا بشین

    اگه هم دوست دارین آهنگ های اوهام رو داشته باشین به آدرس http://e-hum.blogspot.com برین و انلاین سی دی شونو سفارش بدین. این بخش برای ایران هست و لطفا جواد بازی در نیارین یه پول ندید و آهنگ ها رو بگیرین و به ده نفر بدین.

    توی فیس بوک https://www.facebook.com/pages/O-HUM/18730147300 هم میشه برین و پیجشون رو لایک بزنین 

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه بدون دسته‌بندی، 1 دی 1390
  10. مدیریت زمان در جلسات

    دو روز پیش کلی توییت کردم در مورد مدیریت استرس که خیلی مورد استقبال دوستان واقع شد. امشب هم توییت هایی کردم در خصوص مدیریت زمان. درس های شبانه ی تویتری به جایی رسید که تعداد توییت ها هم زیاد شد و هم اهمیت موضوع برای خودم زیاد بود برای همین گفتم که گفتم بیام توی وبلاگ ادامه داستان رو بنویسم. می دونید که ما توی خاورزمین اصولا جلسه زیاد داریم. پس مدیریت این جلسات از نظر زمانی خیلی اهمیت داره. پس دونه دونه میریم جلو:

     

     # وقتی که یه قرار ملاقات یا جلسه کاری رو تنظیم می کنید اول از همه توی تقویم بنویسید. من پیشنهاد می کنم از تقویم گوگل استفاده کنید. برای طرف مقابل هم دعوتنامه ارسال کنید. ادرس و توضیحات رو هم توی تقویم گوگل بنویسید. برای کسایی که کارشون اینترنت هست خیلی هم با کلاسه.

     

     @ وقتی که پشت میز هستیم و یکی وارد اتاق میشه و شما می خواین متوجه بشه که کار دارین و یا وسط جلسه هستین و برای اون زمان ندارین، بهتره بدون اینکه بدنتون رو تکون بدین، فقط سرتون رو به طرفش بچرخونید و به اون نگاه کنید. کم حرف بزنید و سعی کنید با یه خودکار توی دستتون نشون بدین که برای صحبت کردن زمان مناسبی نیست.

     

    ! برای جلساتی که خیلی مهم نیستن و اصلا دوست ندارین که زیاد طول بکشن، سعی کنید که جلسه به صورت ایستاده و توی راه رو و یه جایی تشکیل بشه که بخاطر موقعیت مکانی امکان کشدار شدنش نباشه.

     

    $ وقتی که به صورت فوری نیاز دارید که با یه مدیر ارشد جلسه داشته باشید این کار بدون ارسال یادداشت و توضیحات انجام ندید. اطلاعات مربوط به یه جلسه فوری رو حتما در اختیار دیگران قرار بدید. فراموش نکنید که جلسه رو زمانی تشکیل بدید که واقعا راهی دیگه ای برای بررسی موضوع ندارید.

     

    % دستور جلسه، صورت جلسه، اینکه چه افرادی تو جلسه باشن، آیا واقعا ضروری هست که تمام افراد تمام مدت توی جلسه باشن و این مدل موارد رو بررسی کنید تا جلسه مفیدی داشته باشید و وقت دیگران رو هم نگیرید.

     

    & جلسات دونفره (تک به تک) از این جهت خوب هستن که میشه خیلی راحت در این جلسات صحبت کرد. دقت کنید که به طرف مقابل این اطمینان رو داده باشید که حتی اگه مخالف شماهست بتونه حرف خودش رو بزنه و برای کوتاه شدن جلسه هم بیشتر شنونده باشید تا گوینده. سعی کنید که جلسات نه اونقدر کوتاه باشن که طرف مقابل نتونه حرفش رو بزنه و نه اینقدر طولانی که برای هر دو طرف خسته کننده بشه.

     

    * توی جلسه ارتباط چشمی خودتون رو با طرف مقابل قطع نکنید، بخنید، یادداشت بردارید، اگه عصبانی شدین از سرجاتون پاشین، اگه ناراحت شدید سرتون رو بیارین پایین ولی ارتباط چشمی رو قطع نکنید. و یا اینکه دفتریاداشت که دارین رو ببندین تا نشونه ناراحتی و عدم تمایل شما به ادامه جلسه باشه.

     

    ^ به یکی از همکاراتون بگین که اگه جلسه بیش از اندازه طولانی شد وارد اتاق جلسه بشه و مثلا یه موردی رو یادآوری کنه که بتونین جلسه رو خاتمه بدین.

     

    + توی جلسات بزرگ تر از دستور جلسه خارج نشید. دقت کنید که تمام شرکت کننده ها دستور جلسه رو داشته باشن. جلسه حتما رئیس داشته باشه که کنترل زمان رو انجام بده. آخر جلسه جمع بندی کنید. اگه جلسه زمانش زیاد هست حتما برنامه ریزی داشته باشید برای کنترل جلسه. اول جلسه همه نظرات خودشون رو بگن و بعد وارد بحث بشید. خلاصه جلسه و یا صورت جلسه رو فوری بعد از اتمام جلسه برای همه ایمیل کنید.

     

    = جلسه رو معمولا در دفتر همکارانتون برگزار کنید تا هر زمان که دوست داشتید جلسه رو تموم کنید بتونید از اونجا خارج بشید. و البته زمانی به دفترش برید که بیشتر از یک موضوع برای صحبت کردن داشته باشید.

     

    ÷ توی یک جلسه اگه پیش مدیرتون میرید حتما تمام اطلاعات مستندات رو همراه خودتون داشته باشید. از یادداشت هایی که بر میدارید یه نسخه به مدیر هم بدید. مشکلات رو زمانی مطرح کنید که برای اون ها راه حل دارید.

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه به فناوری اطلاعات مربوط نیست، 30 آذر 1390
کلیه حقوق این وبلاگ برای شایان شلیله محفوظ است.
Copyright © 2006 - 2011 Shayan Shalileh

کپی برداری بدون ذکر منبع اصلی مساوی است با درخواست از خدا برای هک شدن شما
در ارتباط باشیم