1. فقط خواستم بنویسم

    فقط خواستم بنویسم که توی این شرایط نوشته باشم. یعنی هیچی باز نمیشه. فقط گفتم بنویسم که نوشته باشم. که یادگاری باشه از شرایط الان. فقط مشکل من نیست٬ مشکل همه هست٬ یکی اس ام اس میده میگه تو وصلی٬ یکی وصل نیست٬ یکی ایمیل میزنه نمیاد٬ یکی ایمیل میزنی نمیرسه. هیچ پروکسی و وی پی انی وصل نمیشه٬ به سرور خودمون هم دسترسی ندارم.

     

    این ها هزینه های سنگینی برای تجارت ایران داره. امید وارم که کسایی که این شرایط رو برای اینترنت ایران به وجود میارن در جریان هزینه های سنگین اون به اقتصاد و تجارت هم باشن. و امید وارم که یک روز به این سطح از آگاهی برسیم که اینترنت فقط سیاسی و امنیتی نیست و واقعا محل کسب و کار هم هست. حوصله ویرایش مجددا ندارم. توی شرایطی دارم می نویسم که مدیریت وبلاگ بالا اومده ولی ادیتور لود نشه...

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 1 اسفند 1390
  2. دموکراسی و داستان تفگ دست بچه ی سه ساله

    وضعیت سیاسی و اجتماعی کشور ما٬ قربونش برم ایران٬ اینقدر باحاله که نگو و نپرس. البته اینجا که میگم ایران منظور من فقط آدم هایی که داخل این گربه زندگی می کنن نیست. آدم هایی که توی تمام دنیا هستن. راستی دیدین یک سری تا میگی ایران میان میگن آآآ دیگی نگفت جمهوری اسلامی٬ این هم شده مخالب نظام. یعنی نگاه موافق و مخالف متاسفانه شده فقط سیاه و سفید. به خدا این زندگی سیاه و سفید نیست. یه زمان هایی خودمون رو به خنگی میزنیم که از این سیاه و سفیدی استفاده کنیم ولی در واقعیت بدونیم که نیست.

     

    به نظر من٬ ایران شده مثل اون عروسکی که افتاده دست یک سری بچه٬ یکی دست راستش رو میکشه و یکی دیگه دست چپش رو٬ یکی پای راستش رو٬ یکی دیگه پای چپش رو. یکی هم که دیگه اومده و کمرش رو گرفته. یکی هم نشسته داره واسه عروسکی که داره پاره میشه از وسط٬ لباس می دوزه. یکی هم داره براش غذا درست می کنه.

     

    اصلا بعضی وقت ها آدم از خنده روده بر میشه. همین هایی که اعتلاف هفت + هشت رو مسخره می کنن که چرا نام نداره٬ خودشون اون طرف آب٬ تشکیلات سیاسی دارن بدون و نام و نشون. داستان سیاست ایران هم شده داستان داماد و عروس توی خانواده های ایرانی. هر کاری پسرش سر اون عروس بیچاره در میاره٬ اگه داماد سر دخترش بیاره اصلا نمی دونی که چه دعواهایی میشه. از اون طرف٬ اون کار هایی که دخترش با دامادشون انجام میده رو فقط کافیه نصفش رو عروس خانواده با پسرشون انجام بده٬ بازم دعوا و دعوا.

     

    یک سری بدون نام جمع شدن دورهم٬ آخرش نام ها معلوم شده و بیانیه هم دادن٬ یه سری بدون نام میان محکوم می کنن. یک سری با نام میان میگن که اصلا اون ها چرا جمع شدن. ما چرا جمع نشدیم. ما چرا تو جمعشون نبودیم. یکی نیست بگه٬ بیخیال کار سیاسی بشین شما خارج نشین ها. برای اینکه اصلا این کاره نیستین. چون باید اول خودتون رو درست کنین به خدا تا اینکه بیاین ایران رو آزاد کنید. به قول شاهین نجفی "دوربین ها زوم کردن رو شومبولم٬ حالا برم ایران رو آزاد کنم." این فقط یه شعر نیست ها٬ واقعا گرفتاری همه هست. تا دوربین میبینن٬ ژست و این ها شروع میشه٬ همه میشن آزادی خواه و مبارز٬ همه میشن شمع روشن کن برای آزادی٫ همه میشن گروه سرود آزادی. 

     

    شما ها که خودتون با خودتون کنار نمیاین٬ چطوری می خواین کاری برای ایران هفت رنگ و هفتاد زبون انجام بدین؟ همه دوست دارن ریس باشن و همه دوست دارن شوالیه و آزادی بخش و نجات دهنده باشن. هر کسی هم که هر کاری غیر از خودشون بکنه داره آب به آسیاب دشمن میریزه.

     

    دموکراسی و رسانه و آزادی٬ بدون فرهنگ مثل یک تفنگ آماده شکلیک توی دست یه بچه سه ساله هست. که نشست وسط و داره با تفنگ بازی می کنه. هر لحظه هم امکان داره شلیک کنه و بزنه یکی از خانواده رو بکشه. حالا این بچه می خواد روزنامه نگار با سابقه ۳۰ ساله باشه٬ بهترین نویسنده ایران باشه٬ بهترین فیلم ساز باشه و هر کسی که می خواد باشه. اصلا فعال حقوق بشر باشه٬ اصلا خود حقوق بشر باشه.

     

    اول از همه این سوال رو از خودت بپرس٫ پسر خانواده با آقا داماد مساوی هست یا دختر خانواده با عروس؟ هر کاری این می کنه اون بکنه خوبه؟ اگه جواب منفی بود٬ دیگه فعالیت رو بزار کنار٬ بدون که ۶۰۰ سال با این مشکل فرهنگی داریم سر می کنیم. برو کار فرهنگی انجام بده. کاری که همه بگن داری اشتباه می کنی. ولی خودت بدون که درسته. نه یک مشت شعار عوام فریب٬ چون توی جامعه ای که ۹۹ درصد عوام هستن٬ استوره شدن کار سختی نیست.

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه سیاسی و اجتماعی، 25 بهمن 1390
  3. وضعیت اینترنت در این چند روز

    خیلی وقت ها میشه که دیگه آدم هنگ می کنه٬ واقعا دیگه نمی دونه از چی نق بزنه. الان دقیقا شده وضعیت ما٬ از یک طرف ورود پلیس فتا به همه ی اونچه در وب اتفاق می افته٬ از طرف دیگه تغییر شدید و بی سابقه نرخ ارز در ماه گذشته و در نهایت هم این وضعیت اینترنت در چند روز گذشته.

     

    از ارز بگی٬ در اقتصاد اختلال ایجاد کردی. از پلیس بگی٬ تشویش اذهان عمومی کردی. از اینترنت بگی دیگه کلا اومدی از خود اصل فساد دفاع کردی. بعد توی این شرایط دل ما به تجارت آنلاین و اینترنت خوش هست و کسب و کار آنلاین و این چیزا حرف میزنیم. نمی دونم دل شیر داریم یا مغز شیر.

     

    از ارز و پلیس فتا رد بشیم٬ از این وضعیت وحشدناک اینترنت واقعا نمیشه به همین سادگی رد شد. وضعیتی که واقعا اصلا معموم نیست داستان پشت این همه اختلال چی هست!!! واقعا نمی دونم چرا هیچ کس نمیشه یک محاسبه ساده انجام بده و ببینه واقعا چه لطمه سنگینی این قطعی اینترنت به کشور وارد می کنه!!! به نظر من واقعا هزینه یک هفته تا ده روز اختلال توی اینترنت به مراتب خیلی بیشتر از خیلی برنامه ها و تحریم ها هست که با هاشون درگیر هستیم.

     

    واقعا فلج کردن یک بازار بزرگ توی این شرایط اقتصادی٬ نمی دونم چه معنی می تونه داشته باشه. اصلا دلیل قعطی اینترنت رو نمی تونم درک کنم٬ اگه واقعا زیرساخت نمی تونه اینترنت رو تامین کنه چه اسراری به این هست که تمام اینترنت کشور از طریق یک شرکت دولتی تامین بشه؟ چه اشکالی هست همه فیلترینگ رو هم رعایت کنن ولی تامین اینترنت از چندین کانال باشه؟ اگه واقعا با یک اینترنت فطره چکونی امنیت و این چیزا هم به خطر بخواد بیفته اونم واقعا جای بررسی بیشتر داره. اصلا دلیلش برای من مشخص نیست.

     

    اعتمادی که به دولت الکترونیک٬ شهروند الکترونیک٬ تجارت الکترونیک و همه این الکترونیک ها وارد میشه رو چطوری میشه جبران کرد؟ بابا اصلا می خواهید در اینترنت رو ببندید٬ با کمی نگاه درست به خدا میشه اینقدر مدیریت کرد این وضعیت اینترنت رو که کسی که واقعا کاری به هیچ برنامه ای نداره بتونه استفاده کنه.

     

    به نظر من بجای این همه سازمان متولی باید واقعا دولت یک وزارت خونه بزنه به نام وزارت اینترنت٬ بعد تمام فعالیت های مربوط به اینترنت توی اون وزارت خونه مدیریت بشه. از سرویس های زیرساخت گرفته تا تمام پروژه های مربوط به دولت و شهروند و تجارت و آموزشی و ... از نوع الکترونیکیش. بابا یک جاباشه بتونیم بریم بگیم آقا این کار و تجارت ماست. جمع کنیم؟ به ما بگه اره یا نه؟ والا با یک مدیریت درست میشه هم اینترنت داشت و هم تمام نگرانی های امنیتی مربوط به اون که دولت با اون دست و پنجه نرم میکنه رو رفع کرد. 

     

    چه کاریه آخه چوب لای چرخ کردن؟ چه کاریه آخه لقمه رو دور سر چرخوندن بعد بازم توی دهن نزاشتن؟ این شیرفلکه اینترنت رو یا باید باز کرد و یا باید بست. این چوری چیکه چیکه فقط خرابی به بار میاره. اونی که به قول برخی می خواد فتنه به پاکنه که درهر صورت یه طوری اینترنت راه پیدا می کنه و کار خودش رو می کنه. اون بنده خدایی که برای درس و مطلب علمی و کار و یک لقمه نون با اینترنت کار داره و نمی تونه بره توی اینترنت٬ آخر سر نفرینش رو می کنه.

     

    واقعا نمی تون باور کنم٬ این همه منابع داریم٬ از مالی گرفته تا سیاسی و علمی و هر چیزی که بخوایم داریمش٬ بعد اینقدر درگیر اینترنت باشیم که باز باشه یا بسه!!! واقعا اگه برنامه درست نداشته باشیم٬ هم بازش خطرداره و هم بستش. اشتباه هست که فکر کنیم اینترنت رو قطع کنیم همه مشکل ها رفع میشه. سعی کنیم مدیریت کنیم وضعیت اینترنت رو داخل کشور. واقعا با مدیریت میشه٬ واقعا میشه.

     

    خیلی ها شاید از این مطلب خوششونم نیاد٬ دنبال این باشن که وای محکوم کنیم و وای داد بزنیم و وای چی و چی و چی٬ ولی واقعیت رو ببنید. خوب یا بعد کشور قانون داره و پلیس و دیگر نهاد با ید از این قانون حمایت کنند. ولی راحش آخه قطع کردن اینترنت نیست. اینترنت مثل نفس کشیدن شده دیگه این روزها٬ میشه به دلیل وجود دزد و آدم کش و خلافکار و ... اجازه نفس کشیدن رو از کل جامعه گرفن؟

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 24 بهمن 1390
  4. کپی رایت واسه من آره واسه تو نه

    راستش٬ ما همه ایرانی ها این مدلی هستیم٬ هر چی که برای ما خوب باشه خوبه٬ هر چی که برای ما بد باشه بده٬ از دموکراسی بگیر تا کپی رایت٬ همه به دموکراسی احترام میزاریم ولی یه تبصره داره. تا اونجا که دقیقا نظر طرف مقابل٬ مشابه نظر ما باشه.

    در مورد کپی رایت هم همینه. کسی مطالب ما رو کپی نکنه و اگه این اتفاق افتاد٬ زمین و آسمون رو به هم وصل می کنیم. از آزادی و شعور و فرهنگ و این چیزا حرف میزنیم که دیگه از بین رفته و این جامعه دیگه جای برای کار رسانه ای نداره!!!

    ولی خدا نکنه که ما خودمون نقض کننده‌ی کپی رایت باشیم. اینقدر آیه و حدیث و مثال و دلیل و مدرک داریم که نه تنها نقض کپی رایت نکردیم. بلکه طرف مقابل میشه یک آدم ی که می خواد جلوی پیشرفت ما رو بگیره و حتما این وسط دست استکبار هم در میون هست و خلاصه از این داستان ها.

    سایت نارنجی رو همه شما ها میشناسین٬ واقعا یکی از پر ترافیک ترین و فعال ترین وبلاگ های گروهی وب فارسی هست و واقعا برای همه ما قابل احترام و محترم. امروز دیدم که اومده کتاب زندگی نامه استیو جابز رو ترجمه کرده و با افتخار نسخه آنلاین اون رو در اختیار همه قرار داده که رایگان دانلود کنن.

    این مطلب رو توی فیس بوک نوشتم‌"تا جایی که می دونم این کتاب که توسط نارنجی ترجمه شده بدون اجازه ناشر هست. کپی رایت حتی اگه توی ایران هم قانون نباشه برای ماها واقعا خیلی زشت هست که اون رو زیرپا بزاریم و این کار واقعا از نارنجی بعید بوده که اینقدر به کپی رایت بی اهمیت باشه. امید وارم که من اشتباه کرده باشم و از ناشر برای انتشار کتاب اجازه کرفته باشن

    جواب آقای هرمند هم این بود : "شایان جان تا جایی که من اطلاع دارم مترجم عزیز مثل کتاب قبلی شان تلاش کرده بودند که از ناشر و نویسنده اجازه کسب کنند اما در مورد این کتاب پاسخی دریافت نکرده اند."

    یا نباید ژست بگیریم که کپی رایت برامون اهمیت داره و این حرف ها٬ و یا وقتی که این ژست ها رو میگیرم و کم‌کم جایی رو توی ذهن مخاطلب باز می کنیم که این چیزها برای ما اهمیت داره٬ نباید خودمون بخاطر ترافیک و چهار تا هیت بیشتر اینقدر سابقه حرفه ای خودمون رو زیر سوال ببریم.

    نارنجی همیشه خوب بوده٬ مطالب ترجمه اون همیشه مورد توجه مخاطب بوده. ولی ترجمه یه پست وبلاگ به زبان فارسی واقعا به نظر من نقض کپی رایت نمی تونه باشه چون این مطالب توی کلی سایت ها منتشر میشن و بعد نارنجی اون ها به فارسی ترجمه می کنه. ولی واقعا ترجمه یک کتاب ... به طور کامل با این استدلال که با ناشر و نویسنده تماس گرفتیم و چون جواب نداد دیگه گفتیم که مخالف نیستن بیایم یک کتاب رو ترجمه کنیم و آنلاین منتشر کنیم واقعا کار درستی نیست.

    ای کاش آقای هنرمند بجای وارد حاشیه شدن و این طوری جواب دادن یک کلمه مطلب بنویسه که نقض کپی رایت کردیم بدون اجاره ناشر این کتاب رو ترجمه و آنلاین منتشر کردیم. همه ما اشتباه می کنیم. من هم کردم و همیشه گفتم شرمنده من بودم که اشتباه کردم.

    ای کاش آقای هنرمند این طوری جواب نمی داد : "... من خوشحال می شدم با شما در این مورد صحبت کنم اگر خیلی مثبت می پرسیدین آیا نارنجی در انتشار این کتاب برای اجازه گرفتن اقدام کرده یا نه؟ .... صحبتی ک نشون میده مشکل شما با موضوع کپی رایت نبوده. و این حرف شما صلاحیت تون رو توی خیلی چیزا به کلی زیر سوال می بره که باعث میشه من دلیلی نداشته باشم که بخوام با شما صحبت کنم. موفق باشین."

    اصلا من که قاضی نیستم شما به من جواب بدین. شما به مخاطبین خودتون جواب بدین در مورد این نقض کپی رایت و ای کاش بجای اینکه بگیم توی ایران هیچ قانونی برای مالکیت معنوی نیست٬ و دولت رو همیشه متهم کنیم که ایجاد نکردم بستر های مناسب. اول خودمون رو اصلاح می کردیم.

    این کتاب در هر صورت بدون اجاره ناشر منتشر شده. حتی اگه ناشر فردا هم باید بگه ایول چه کار باحالی کردین من خیلی خوشحالم از اینکه این کتاب به فارسی منتشر شده حتی بدون اجاره من٬ فراموش نکنیم که به کپی رایت اهمیت ندادیم.

     

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 19 بهمن 1390
  5. من و وبی‌آوارد

    صبح که چشمم رو باز کردم و دیدم که ایمیل اومده و دعوتنامه داوری وبی آوارد هست اینقدر خوشحال شدم که نگو و نپرس. اصلا اینقدر خوشحال شدم که انگار چی شده. حالا شاید شما بگی خوب داور شدی دیگه٬ ولی واقعا برای خود من جالب هست و همین طور یک تجربه خیلی جذاب و جدید.

    اینقدر این چند روز توییت کردم که آی داور وبی شدم و وای داور وبی شدم که دیگه الان می دونم توی دلتون میگین٬ اه اه اه٬ بی جنبه. ولی واقعا بی جنبه بازی هم داره خوب دیگه نداره؟ والا داره. هی می تونی پوز بدی من داور وبی آوارد شدم الان دارم توی انتخاب بهترین سایت های دنیا نظر میدم.

    این آقای رپیس داوران هم خیلی بالا٬ مثل من که توی چند هفته آخر هر روز به داورها ایمیل میزدم که بیاین رای بدین٬ اینم هر روز ایمیل میزنه. امروز صبح ایمیل زده که امید وارم وسط تعطیلات حالتون خوب باشه رای دادن به سایت ها یادتون نره. دوباره عصری ایمیل زده که الان دیکه تعطیلات آخر هفته تموم شده و امید وارم که رای دادن به سایت ها یادتون نرفته باشه و خلاصه خیلی باحال داره پیگیری داستان رو می کنه.

     

     

    ولی واقعا سیستم جالبی دارن که توی سال دیگه به ما خیلی کمک می کنه٬ قبل از جشنواره و همین طور سال پیش تا حدود زیادی با سیستم های داوری وبی آشنا بودم ولی امسال تا امروز که دارم به سایت ها رای میدم خیلی دقیق تر با فرایند ها آشنا شدم که حتما تماما این موارد رو سال دیگه توی داوری استفاده می کنیم. هم بخش ملاک های داوری رو توسعه میدیم و هم سیستم و نحوه رای دادن رو به این شکل کامل می کنیم.

    نکته جالب این چند روز این بود که اول از همه به من گروه فیلم و ویدیو آنلاین رو داده بودن. فکر کنم این گروه کمترین رای رو داره و گفته بودن که اول باید ۳۰ تا از این ها رو بررسی کنی. منم ایمیل زدم که بابا من اصلا با فیلم میونه خوبی ندارم میشه این ها رو رای ندم و برم روی گروه وب سایت ها از اول٬ لطف کردن و قبول کردم و الان دیگه فقط دسته وب سایت ها برای من باز هست و دارم به وب سایت ها رای میدم.

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 17 بهمن 1390
  6. پس از جشنواره وب ایران

    راستش پس از جشنواره وب ایران هم خودش داستانی هست. از پنجشنبه تا امروز رو اگه بخوام بگم٬ این طوری بود که پنجشنبه شما ها رفتین تندیس به دست و تقدیرنامه به دست٬ من لپ تام خودم رو گم مرده بودم و داشتم دنبالش می گشتم تا ۱۰ شب.

     

    بعد از اختتامیه ما برای شام با برنارد و باس رفتیم بیرون٬ برنامه ی خوبی بود و صحبت های خوبی هم شد. خیلی از مراسم و سطح سایت ها و شرکت کننده ها راضی بودن. واقعا برای کشور ما این یه افتخار بزرگی حساب میشه. چون قطعا این دست آدم ها٬ توی برنامه های زیادی شرکت می کنن و همون طور که اینجا از دیگر کشورها میگن٬ قطعا توی کشور های دیگه هم از ایران میگن.

     

    جمعه و شنبه رو کاملا استراحت بودیم. شاید بشه گفت از روز یکشنبه اومدیم سرکار٬ ولی چه کاری!!! دو روز نبودیم داد همه در اومده که چرا اطلاع رسانی بعد از کنفرانس ضعیف هست و این چیزا٬ و ما مجبور شدیم دوشنبه و سه شنبه و حتی امروز رو بخش بزرگی رو به اطلاع رسانی بعد از کنفرانس اختصاص بدیم. 

     

    گزارش زنده رو هنوزم دارم کامل می کنم و شاید کامل شدنش تا هفته دیگه کار داشته باشه تا بخشی از فیلم ها رو هم در اون قرار بدیم ولی واقعا چیزی در میاد که یک سال میشه به اون افتخار کرد. امروز خودم فیلم ها رو دیدم و باید فیلم ها رو در آخر هفته کامل کنم برای قرار دادن روی سایت. خوب شده در کل. گزارش تصویری هم امروز یا فردا آماده میکنم و کامل روی سایت جشنواره قرار میدم.

     

    خلاصه اینجا هنوز از جو جشنواره بیرون نیومدیم. امید وارم که بتونیم از جو جشنواره در بیایم تو هفته آینده و این آخر سال رو به کارهای خودمون برسیم. فیدبک های جشنواره امسال خیلی خوب بود٬ و من خیلی خوشحالم از این بابت٬ البته این نکته رو هم نمیشه فراموش کرد که رضایت شما از برنامه امسال کار ما رو برای سال آینده سخت می کنه و ما باید به دنبال ارایه برنامه ای بهتر باشیم.

     

    فعلا این آخر سالی رو داریم فوکوس می کنیم توی بیزینس های خاورزمین. از برنامه های فروش نوروزی گرفته تا تحویل پروژه های عقب افتاده و برنامه ریزی برای تعطیلات نوروزی و نحوه پشتیبانی در اون روزها.

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 12 بهمن 1390
  7. اشک ها و لبخند های جشنواره وب ایران

    واقعا نمی دونم از چی بگم و از کجاش بگم. حتی الان هم که دارم مطلب می نویسم واقعا از خوشحالی اشک توی چشم هام جمع میشه. خوب واقعا هم خوشحالی داره. برای من که روز بزرگی بود.  بهترین روز زندگی من بود. 

     

    من خودم باور نداشتم بتونیم برای اختتامیه ۲۳۰ نفر توی سالن رو پر کنیم. حالا کاری با ۱۸۰ تا شرکت کننده توی کنفرانس وب ایران ندارم. شما ها واقعا نمی تونیم باور کنین وقتی که به من گفتم الان حدود ۵۰۰ نفر توی ساختمون هستن من چه حالی بهم دست داد. اصلا باور نمی کردم تمام کاندیدها بیان. اصلا فکرشم نمی کردم. اصلا باور نمی کردم کسایی بیان توی مراسم که تاحالا توی هیچ مراسمی شرکت نکرده بودن. کسایی که واقعا توی مجامع عمومی اصلا دیده نمی شدن. این حضور برای ما افتخار بزرگی هست.

     

     

     


    اون لحظه که سرود ایران زده شد و همه بلند شدن٬ و عکاس ها داشتن عکس میگرفتن یک لحظه دیگه نکشیدم. دقیقه لحظه ای بود که خیلی از اون چیزی که فکرش رو می کردم بالاتر بود. ردیف VIP که اصلا نشد برنامه ریزی کنیم برای میهمان های ویژه. همه توی سالن بودن. جلوی سن آدم نشسته بود٬ توی دو تا راهرو آدم نشسته بود. ورودی سالن پر بود از آدم. توی لابی هنوز خیلی ها جا نداشتن. خیلی ها چون جا نبود توی سالن پذیرایی بودن. حدود ۱۲۰ نفر هم رفته توی یک سالن دیگه که مراسم رو به صورت آنلاین اونجا پخش می کردیم. خیلی از همراه ها که واقعا باید تشکر کنم ازشون وقتی دیدن سالن برای میهمان های اصلی جا نداره سالن رو ترک کردن و رفتن توی لابی تا کاندیداها و میهان های اصلی بتونن توی سالن باشن. 

     

     

    اون لحظه٬ توی سکوت سالن و صدای سرود و صدای فلش هایی که یکی پس از دیگری زده میشد. دیگه واقعا از خوشحالی و هیجان زیاد زدم زیر گریه. من این طرف گریه کردم پویا اون طرف٬ قرار بود بیانیه پایانی رو من بخونم٬ ولی دیدم اصلا پا رو بزارم روی سن گریم میگیره حتی یک خط از اون رو هم نمی تونم بخونم. نمی دونم خوب کردم نیومدم یا بد کردم نیومدم روی سن. ولی اومده بودم نمی تونستم گریه نکنم. اخرین لحظه تصمیم گرفتیم احساسات شخصی رو وارد مراسم نکنم و خوندن بیانیه رو بی خیال شدم.

     

    این جا باید واقعا از آقای آقازاده تشکر کنم. جدا اگه نبود آخر مراسم رو گند زده بودیم به شکل وحشدناک. حرف زدن جلوی ۵۰ نفر و ۱۰۰ نفر رو واقعا میشه ردیف کرد من حتی جلوی ۲۰۰ نفرم حرف می زنم٬ ولی جلوی ۳۰۰ نفر اونم وقتی که کلی روز زمین نشستن و کلی هم جا ندارن و اون همه آدم هم توی یک سالن دیگه دارن مراسم رو می بینن … واقعا سخته. نه کار من بود و نه کار محسن. همیشه ما به هم دیگه پاس میدادیم از این موارد رو ولی این دفعه … من که افتادم اون پشت یکی رفت آب بیاره یکی رفت قرص بیاره خودمم شدم دردسر برای بقیه بچه ها. محسن هم که یک طرف من رو گرفته بود نیفتم٬ یک طرف دیگه داشت پرینت برنده ها رو در میگرفت. 

     

     

    من تنها چیزی که یادم هست اینه که پویا اومد کفت که خیلی های روی زمین نشستن. چه کار کنیم. واقعا هم هیچ کاری نمیشد کرد. فقط باید از تک تک بزرگانی که واقعا اسمش رو دونه دونه نمی دونم که بیارم ولی همه روی زمین نشستن تشکر کنم. مرسی که اینقدر به مراسم احترام گذاشتین. مرسی که اینقدر جشنواره رو از خودتون دونستین. واقعا مرسی برای همه ی حمایت ها. از اون هایی که قرار بود برای اجرای برنامه بیان روی سن٬ از تک تک داورها که تقدیر نامه های خیلی ها رو نشد بدیم بهشون. از تک تک میهمانان ویژه که جا برای نشستن نداشتن. واقعا مرسی. واقعا شرمنده از برندهایی که برنده شدن ولی نتونستن بیان تندیس رو روی سن بگیرن.

     

     

    حسی که ما داشتیم رو واقعا نمی تونین باور کنید. یک لحظه همه چیز رو گذاشتیم کنار. دیگه اصلا ندیدم که چی شد آخرش. فقط از همه سوال می کردم چه طور بود؟ توی مراسم با چشم از کنار سن اشاره می کردم به تک تک آدم ها که چطوره مراسم٬ وقتی که به من اشاره می کردن خوبه همه چیز واقعا خوشحال میشدم. ما تمام تلاش خودمون رو کردیم که کاری کنیم در واقعا برای جایگاه وب در ایران مناسب باشه. چیزی که نمایش خوبی باشه از وب فارسی. اجرای برنامه رو توی یک ساعت به طور کل برنامه ریزی دوباره کردیم به دلیلی اینکه جا نبود برای همه توی سالن ولی تمام تلاش خودمون کردیم که برنامه درخور وب فارسی باشی.

     

    اون لحظه که رفتم روی سن اصلا متوجه نشدم اصلا تو حال خودم نبودم. اومدم پایین پویا گفت شایان برای دست زدن. من تازه یادم افتاد که اصلا هیچ عکس العملی از خودم برای دست زدن های شما نشون ندادم واقعا باورتون شاید نشه. اصلا حواسم نبود. اصلا متوجه نبودم داره چی پیش میاد. واقعا از تک تک دست هایی که برای من زدین ممنونم. من واقعا هر کاری توی وبنا و توی جشنواره توی این چند سال کردم از روی علاقه خودم بود. برای همین بود که هر کسی هر چی گفت من کار خودم رو کردم و واقعا خوشحالم که امروز جشنواره وب ایران جایی هست که از اون چیزی که فکر می کردم هم بالاتر هستش.

     

     

    خیلی حرف ها دوست دارم بزنم از جشنواره وب ایران٬ خیلی نقد ها هست که خودم به جشنواره داره٬ خیلی کاستی ها رو می دونم و دوست دارن نقد های دیگران رو بخونم. ولی دوست دارم که چند روزی زمان رد بشه از مراسم اختتامیه و بعد به نقد مراسم بپردازیم. این چند روز زمان شادی برنده هاست. این چند روز رو کمی خوشحالی کنیم.

     

    دیروز پایانی بود به ۱۰ ماه جشنواره وب ایران و پایانی به ۲ ماه کار اجرایی و ۲ هفته کار ستادی. یکی از بزرگترین پروژه هایی که تا حالا داشتم. 

     

    لینک ها :

    http://iranwebfestival.com/fa سایت اصلی جشنواره

    http://live.iranwebfestival.com پخش زنده مراسم

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 7 بهمن 1390
  8. تیک و تاک های آخر جشنواره وب ایران

    چهارمین جشنواره وب ایران هم داره روز های پایانی خودش رو سپری می کنه٬ روز هایی که امسال به شکل تازه ای شروع شدن٬ به شکل تازه ای ادامه داشتن و به شکل تازه ای دارن تموم میشن. جشنواره وب ایران٬ بچه ناخلفی بود که بالا و پایین های زیادی رو توی چهار سال گذشته داشت. خیلی با دردسر و مشکل بزرگ شد و شاید بشه گفت امسال به بلوغ رسیده و کمی سر به زیر شد.

     

    اگر اولین جشنواره وب ایران رو یک پله در نردبان رشد وب فارسی درنظر بگیریم٬ شاید دومین و سومین جشنواره وب ایران رو نشه پله های دوم و سوم نامید٬ ولی به جرات میشه از چهارمین جشنواره وب ایران بک پرش به چند پله بالا تر نام برد. چهارمین جشنواره وب ایران امسال رشد چشمگیری داشت٬این رشد بیشتر و بیشتر به کار گروهی مربوط میشه که امسال پشت جشنواره وب ایران بود. چیزی که در طول سه سال گذشته با تمام تلاش ها من موفقیت آمیز نبود و فشار جشنواره یکتنه روی دوش من بود.

     

    جشنواره وب ایران از روز اولی که راه افتاد همراه هایی داشت که همه ساله همراه جشنواره بودن و یارانی داشت که در بازه های زمانی مختلف به کمک جشنواره اومدن و در کنار این همه دوست٬ کسانی بودن که واقعا نمی دونم به چه دلیلی ولی یار و یارو جشنواره نبودن که هیچی٬ حاشیه ساز های بزرگی هم برای جشنواره بودن. کسایی بودن که می در موردشون این رو گفت: یک شب کنار زاهـــــد و یک شب کنار ساقی

     

    گستردگی مخاطلب های جشنواره ی چهارم٬ کمک زیادی کرد تا اسم مافیای وب فارسی٬ که توی سال های گذشته از جشنواره وب ایران جدا نشدنی بود کم رنگ بشه. خیلی ها هم میگن که مافیا تغییر کرده و از بچه معروف های شبه های اجتماعی رسیده به شرکت های معروف در وب فارسی. مافیایی که پول نداشت حالا امسال اعضای خودش رو تغییر داده تا با اعضای قوی تری وارد بازار بشه.

     

    اسمش رو بزارید مافیا٬ بگین فعالان وب و خلاسه هر چیزی که دوست دارید اسمش رو بزارین ولی بدونید که موندن توی بازار وب ایران خیلی سخته. پس من خودم این تعریف رو میزارم روش حالا هر اسمی که شما میزارین براش٬ ولی این طوری تعریف بشه اون پوست کلفت هایی که با تمام سختی ها توی بازار به شکل بزرگی هستن. توی بازار بودن هم اصلا برای اون هایی نیست که توی شاخه اطلاع رسانی دارن فعالیت می کنن واقعا توی بازار بودن مربوط به میشه به اون هایی که توی بازار تجارت موندن. 

     

    توی این بازار موندن هم واقعا خیلی نکات مهم داره٬ سرمایه می خواد٬ مدیریت می خواد٬ تعامل لازم داره٬ صداقت لازم داره٬ آشنایی با موارد قانونی لازم داره و خلاصه خیلی چیز های دیگه که به شکل کلی مدیران وب سایت های ایران با این ها خیلی زیاد آشنا نیستن. دلیل زود رفتن ها هم بیشتر عدم آشنایی با این چیزهاست.

     

    جشنواره وب ایران واقعا کار سنگینی هست٬ سنگنی تر اون چیزی که فکرش رو هم روز های اول داشتم. از سختی هاش که بخوام بگم باید بگم که واقعا توی دو ماه گذشته به اندازه تمام سایت های شرکت کننده توی جشنواره از تیم ما زمان و انرژی برده. البته حامی های خوبی هم داشتیم. اگه سال های گذشته چشم ما به دست وبی ها بود و اعتقاد داشتیم که این جشنواره اون هاست و باید کمک کنن چون وب در قدم اول برای اون هاست٬

     

    این حامی ها٬ ولی امسال از خارج دنیای وب اومدن. اگه وجود این حمایت ها نبود واقعا جشنواره رو نمیشد به این شکل برگزار کرد. از جناب آقای آقازاده که دبیری جشنواره وب ایران رو قبول کردن تا شرکت گلدایران و بانک پاسارگاد که از حامی های اصلی جشنواره وب بودن باید واقعا تشکر کرد. حمایت این ها واقعا حمایت برای برندینگ نبود٬ شاید بشه گفت سرمایه گزاری بود در دنیای وب فارسی. 

     

    چهارمین جشنواره وب ایران دیگه واقعا به تیک و تاک های آخرش رسیده. با یک دنیا تجربه ی جدید برای ما و شما. تجریه ی موفقیت ها و شکست ها٬ تجربه ی خوب ها و بد ها. جشنواره وب ایران در کمتر از ۱۰۰ ساعت دیگه به کارش پایان میده. شاید بشه یک نفس بکشم. برای من واقعا روز بزرگی هست. بچه ای که فکر نمی کردم واقعا زنده بمونه. برای من قشنگه٬ از داد و فریاد ها دعوا ها و حساسیت ها و خلاصه همه چیز جشنواره … 

     

    یک نکته آخر هم در مورد کاندید ها و برنده های جشنواره امسال بگم. خیلی ها توی کاندید ها هستن که من به شخصا و حتی در رقابت های تجاری به شدت با شرکت ما در رقابت هستن. و واقعا اصلا سلام علیکی که باهاشون ندارم شاید دشمنی و کینه هم بشه گفت که داریم با هم. ولی برای ما افتخار هست که این ها توی لیست کاندید ها و به امید خدا حتی توی لیست برنده های جشنواره هم باشن. این واقعا یعنی تونستیم مستقل باشیم. و این استقلال واقعا برای ما جای افتخار داره.

     

    افتخار از دست دادن حمایت های مالی تنها به دلیل این که٬ اولین حرف ما به اسپانسرها این بود که نه… اسپانسر نمی تونه بی دلیل خودش برنده باشه. کم هم اسپانسر های خوب و بزرگ از دست ندادیم. از خیلی ها که گفتن که اگه ما بیاین نمیشه برنده نباشیم. حتی خیلی ها گفتن حالا اگه ما برنده نشدیم فلانی هم برده نباشه. ولی ایستادیم و جشنواره رو به پول نفروختیم. خیلی های برای سخنرانی اومدن ولی کسایی رو انتخاب کردیم که صلاحیت سخنرانی رو داشتن و این هم برای ما هزینه داشت.

     

    این ساعت های آخر و مخصوصا روز پنجشنه و باز هم مخصوصا اون ۳ ساعت که برنده ها دارن اعلام میشن٫ واقعا سنگینه. امید وارم که همه چیز خوب باشه. دیگه شمایی که میاین توی مراسم. کمی و کاستی ها رو خودتون به بزرگی خودتون ببخشید. کمی فشار کاری که ما توی این چند روز داریم رو درک کنید. اگه جواب ایمیل ها رو دیر میدیم٬ تلفن جواب نمیدیم. در دسترس نیستیم دیگه ما رو توی این چند روز آخر ببخشید.

     

    برای همه کاندید ها آرزوی موفقیت دارم و به امید دیدار همه میهمان ها در روز مراسم.

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 4 بهمن 1390
  9. مدیریت بحران چیست؟

    امروز احساس کردم بد نیست یک مطلب در مورد یکی از نکاتی بنویسم که توی این چند رو باهاش درگیر هستیم. وقتی شما در داخل یک تیم و یا شرکت هستید همیشه نمی تونید امیدوار باشید که همه چی خوب باشه. توی مدیریت پروژه شرایطی پیش میاد که وضعیت نه اینکه از کنترل خارج بشه ولی شرایطی بوجود میاد که همه چیز از حالت عادی خارج میشه.

    اینجا دو حالت داره٬ یکی اینکه شرایط و مشکلات بر ما سوار بشن و وارد بحران بشیم و در نهایت هم توی بحران گرفتار بشیم و شکست بخوریم. و نهایتا با دید سنتی به این موضوع نگاه کنیم و بعد از خراب شدن همه چیز راهی برای درست کردن اون پیدا کنیم. و حالت دوم این هست که با مدیریت درست که به اون مدیریت بحران گفته میشه از این برهه زمانی با موفقیت خارج بشیم.

    اول ببنیم به چی بحران میگن: بحران در حقيقت يك فشار است که به سازمان وارد می شود و می تواند خطر های زیادی برای سازمان داشته باشد. بحران مدل های مختلفی دارد در کل دو دسته اصلی را می شود اینجا نام برد. بحران های کوتاه مدت و بحران های طولانی مدت. بحران به طور کلی بر اساس سطح تهدید، فشار زمانی، و شدت واقعه دسته بندی می شود. شاید بشود از بحران های کم خطر تا بحران های خطرناک این دشته بندی را شماره بندی کرد.

    حالا مدیر بحران کیه و چه کسی می تونه باشه. مدیر بحران كسي هست تهدید هارو بشناسه و بتونه از فرصت ها به خوبی استفاده کنه. مدير بحران بايد به دنبال راه كارهايي جهت کم کردن ابعاد بحران باشه به عبارت دیگه آثار هر عامل را با دیگر پارامترها سنجيد و پس از تحليل نسبت به رفع اون اقدام کنه. مدير بحران بايد تفكر استراتژيك را ياد بگيرد يعني بتواند به آشفتگي ذهني خودش در كوتاهترين مدت نظم بده٬ و اين امر امكان ندارد مگر با حضور مداوم در بحران ها و داشتن تجربه بالا در این زمینه.

    مدیر بحران باید خصوصیت هایی هم داشته باشه٬ مثلا جزیی نگر نباشه٬ باید بتونه در کوتاه ترین زمان تصمیم گیری کنه٬ تصمیم خودش رو بتونه اجرایی کنه٬ آمادگی کامل برای هر پیشامدی رو داشته باشه.

    مدیریت بحران اینقدر حساس و مهم هست که برای درک درست اون شاید باید تجریه طولانی داشته باشید و بیش از ۱۰۰ تا مقاله و کتاب در موردش خونده باشین. ولی این مطلب کوتاه به شما این نکته رو میگه که همیشه مدیرانی که توی شرایط عادی می تونن مدیران خوبی باشن٬ اون هایی نیستن که توی شرایط بحرانی هم بتونن مدیریت کنن. و برعکس٬ بسیاری از مدیر های بحران هم آدم هایی نیستن که بتونن توی شرایط عادی مدیریت کنن.

    مدیریت بحران یعنی تصمیم گیری های سریع و کوبنده توی بازه زمانی کوتاه. این روش برای یک بازه زمانی جواب میده ولی این مدل تصمیم گیری و اجرای بلند مدت اون به خودی خود سازمان رو دچار یک بحران دیگه می کنه. پس مدیران بحران باید برای یک موضوع خاص و زمانی خاصی کنترل رو در دست بگیرن و بعد دوباره مدیریت رو به روال عادلی برگردونن تا سازمان دچار یک بحران جدید نشه.

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه به فناوری اطلاعات مربوط نیست، 26 دی 1390
  10. خوب و بد شبکه های اجتماعی

    واقعا شبکه های اجتماعی ما رو کجا میبرن و آیا اصلا درسته که روابط خودمون رو به این شبکه ها محدود کنیم؟

     

    حلقه های شبکه اجتماعی روز به روز تنگ تر میشه و ما رو به سمت آدم هایی میبره که بیشتر و بیشتر شبه ما هستن. همین موضوع باعث میشه که خیلی وقت ها ما توی این همه پیام یک شکل و یک دست گم بشیم و از جامعه واقعی خودمون دور بمونیم. یکی از بزرگترین اشتباه های ما این هست که فکر کنیم تمام آدم ها فقط این هایی هستن که توی شبکه های اجتماعی دور و اطراف ما هستن. مخصوصا شبکه هایی که بیشتر کاربرهای تخصصی دارن مثل فرندفید و تویتر.

     

    خیلی ها این چند روز سوال کردن که چرا فلان برنامه که مجانی بوده. و یا فلان برنامه با نصف قیمت کنفرانس وب ایران نتونسته یه برنامه دو روز رو پرکنه ولی مثلا ما توی کنفرانس وب ایران تونستیم با ۲۰۰ هزار تومان و ۲۵۰ هزار تومان و با نهایت تخفیف دانشجویی ۱۲۵ هزار تومان بیش از ۵۰ درصد بلیط های برنامه رو دو هفته قبل از مراسم به فروش برسونیم. واقعیت این هست که باید باور کنید دنیای وب فقط تویتر و فرندفید نیست و دنیای بزرگتری وجود داره که نباید اون رو فراموش کرد.

     

    اگه واقعا می خوایم موفق بشیم باید کمی از حلقه های شبکه های اجتماعی بیایم بیرون و وارد جامعه بشیم. نه توی به به و چه چه این حلقه ها گم بشیم و نه راه و برنامه های خودمون رو به خاطر این حلقه ها تغییر بدیم. چگونه واکنش نشون دادن به این حلقه ها خیلی اهمیت داره. همون اندازه که توی این حلقه ها بودن مهمه. توی این حلقه ها تمام برنامه ها و هدف ها و آینده خودمون رو ببینیم واقعا کار اشتباهی هست.

     

    این نکته خیلی مهم و حتی شاید راز موفقیت خیلی از ماها باشه. جدی بگیرینش. موارد دیگه هم هست که وقتی متوجه این موضوع شدیم که تمام دنیا فالوور های ما نیستن و به غیر از این ها آدم های دیگه هم هستن که نفس میکشن و زندگی می کنن و حتی با اینترنت کار می کنن. کم کم می تونید اون موارد دیگه رو هم دنبالش برید ولی تا زمانی که توی این حلقه ها اسیر تعریف و تمجید و مرشد و بچه مرشد بازی باشین عملا همون جا گیر افتادین.

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 26 دی 1390


کلیه حقوق این وبلاگ برای شایان شلیله محفوظ است.
Copyright © 2006 - 2011 Shayan Shalileh

کپی برداری بدون ذکر منبع اصلی مساوی است با درخواست از خدا برای هک شدن شما
در ارتباط باشیم