1. پست و تجارت الکترونیک

    والا به خدا، آدم خیلی وقت ها از اینکه توی ایران زندگی می کنه واقعا خسته میشه. وقتی که اصلا چیزی سر جای خودش نیست و چیزی تعریفی که داره رو نداره، ادم نمیدونه چیکار کنه...

    بیخودی جمع شدیم از وب و اینترنت و تجارت الکترونیکی و یادگیری الکترونیکی صحبت می کنیم، تمام فکرمونم این هستش که زیر ساخت فقط سرعت اینترنت هستش و اگه کسی بیانیه نده و حرفی از شلوغ بازی نشه، اینترنت هم سرعتش کم نمیشه و دیگه هیچ مشکلی نیست.

    نه بابا، اینقدر متاسفانه مشکل زیاده، که هر روز یکیش میزنه بیرون، این هم واقعا به این دلیل هستش که توی بخش های زیادی از سیستم مدیریت دولتی، اصلا نگاه به وب و اینترنت و این چیزا درست نیست. 

    اصولا چیزایی که به الکترونیکی (e) ختم میشه، نیاز به زیرساخت هایی داره برای خودش. مثلا بانکداری، شاید در نگاه اول از مهم ترین زیرسایت ها باشه. انتقال پول، پرداخت پول. البته تا اونجا که به گرفتن پول از مردم مربوط باشه، همه چیز خوبه خدا رو شکر. پول به سرعت به صورت الکترونیکی دریافت میشه. ولی خیلی جاها این برگشت داره به چیزایی که به پول گرفتن از مردم ربطی نداره، اونجاست که اصلا بانک داری الکترونیکی رو بهتره مساوی کشک و زرشک بزاریم. مثلا بازکردن حساب بدون مراجعه به بانک، دریافت دسته چک بدون مراجعه به بانک و حتی تعویض کارت بدون مراجعه به بانک. 

    حالا یک چیز دیگه هم هست که خیلی اهمیت داره این وسط. سرویس های مربوط به حمل و نقل. وارد جزئیات نمیشم. فقط خلاصه بگم که شما بدونید چقدر وضع خرابه. توی تمام دنیا وقتی به آخر سالشون نزدیک میشن، شرکت برای جلوگیری از رفت و امد زیاد که باعث ترافیک میشه، بهترین و بیشترین سرویس رو میدن که هم کمک به مردم باشه و هم جلوگیری از ترافیک.

    حالا امروز ما اومدیم یک سری از چک های مشتری های شبکه تبلیغات رو پست کنیم، و همین طور یک سری از بسته های آموزشی مربوط به او ال سی رو، که متوجه شدیم که اداره پست چون نزدیک به عید نوروز هستش و شلوغه سرش، دیگه سرویس 193 رو متوقف کرده. و به بیرون سرویس نمیده.

    خدایی این شد سرویس دهی؟؟؟ چون شب عید شده و شلوغه باید از سروس دادن به مردم خودداری کرد!!! پس کو دولت الکترونیک ... بابا کمی دیدتون رو بزرگ کنید. مخصوصا اون ها که مدیریت سرویس های مثل پست رو دارن، باید دیدشون کلان باشه. با این نوع نگاه به هیچ جا نمیرسیم. دچار پس رفت میشیم تا پیشرفت.

    از ما گفتن...

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 4 اسفند 1389
  2. تجربه های خیلی بزرگ

    توی این مدت کوتاه که هنوز به یک سال نرسیده، برای اولین بار توی کل زندگیم، دست به یک ریسک خیلی بزرگ زدم و اون تاسیس یک شرکت و شراکتی بود که شروع کردم.

    جمع کردن فعالیت های شخصی خودم در اینترنت و به تفاهم رسیدن با دیگر شرکا، که اون ها هم بجای بخشی از فعالیت های تجاری خودشون تمام فعالیت های تجاری خودشون رو وارد شرکت کنن که بتونیم با کمک هم یک شرکت بزرگ رو در زمینه وب راه اندازی کنیم، واقعا برای من خیلی سخت بود.

    توی نه ماه گذشته واقعا و به معنی واقعی وارد یک فعالیت و کار گروهی شدیم. فعالیتی که واقعا ژست و کلاس نیست بلکه داریم واقعا یک کار تیمی انجام میدیم. از جلسات هیات مدیره گرفته تا جلسه های تیم اجرایی و جلسه های تیم برنامه نویسی.

    البته خیلی موارد هست که هنوز جای کار داره، و باید روشون کار کنیم تا به اون نتیجه که می خوایم برسیم. ولی اینجا واقعا به تمام کسانی که دارن توی وب فعالیت میکنن، باید بگم که واقعا بعد از ده سال کار کردن در زمینه وب به اینجا رسیدم که باید برای توسعه و بزرگ شدن به سمت کار گروهی و تیم ورک بریم.

    خیلی سخته، شکی درش نیست. خیلی باید از خود گذشتگی داشت و باید خیلی به اعتقادات همدیگه احترام بزاریم. هر چقدر آدم سر سختی هم باشید این فرایند برای شما سخت تر خواد بود. مثلا خودم شاید توی این چند ماه گذشته به طور کامل تصمیم گرفتیم که از تیم بیام بیرون (دلایل شخصی نه کاری) ولی با کمی صبر و حوصله و نگاه به تیم که داره واقعا کار می کنه و جلو میره و روز به روز داره قوی تر میشه. تصمیم گرفتیم این کار رو نکنم.

    الان هم دقیقا به ایجا رسیدم که باید برای بزرگ شدن بزرگ بود، بزرگ فکر کرد و بزرگ عمل کرد. تیمی که امروز با اون کار می کنیم 7 نفر نیروی ثابت داره. این تعداد پرسنل به غیر از طراحی و مشاور و ... هستش که به صورت نیمه وقت باهاشون همکاری داریم.

    یک نکته دیگه هم که فکر می کنم بد نباشه بدونید این هستش که پنجشنبه هفته قبل، تازه بعد از 9 ماه، توافقنامه اولیه بین شرکا امضا شد، یعنی توی این 9 ماه بدون توافقنامه باهم کارکردیم. شاید خیلی ها این کار رو نکنن و از روز اول بگن که اول همه حرف ها رو بزنیم و بعد قرارداد همکاری رو امضا کنیم و بعد وارد کاربشیم. 

    ولی به جرات باید بگم که شاید یکی از دلایل موفقیت ما در این چند ماه همین موضوع بود که بدون تعهد قانونی نسبت به هم در کنار هم بودیم. و مخصوصا وقت هایی که من دیوانه شدم، بدون اینکه الزام قانونی داشته باشم برای موندن، موندم و نزاشتم حتی کسی از ناراحتی من باخبر بشه.

    ولی بازهم باید به همدیگه کمک کنیم و کنار هم باشیم. محیط شرکت رو خیلی دوست دارم خیلی دوست داشتنی هستش. خیلی توی کار ها باهم مشورت می کنیم و صحبت می کنیم. کاری که قبلا همه ما ها فقط بدون مشورت انجام می دادیم. ولی بازم متاسفانه کارهایی میشه که بدون هماهنگی و مشورت هستش که خوب، تازه اول راهیم و باید کم کم عادت کنیم به این موضوع.

    مثلا اول قرار بود جلسه های تیم برنامه نویسی هفته ای یک بار باشه الان شده هفته دوبار، همین طور هیات مدیره و تیم هایی که روی سایت ها کار می کنند هر دو هفته یک بار جلسه دارن و تمام موارد رو بررسی می کنن. همین موضوع باعث شده که هر روز یک یا دوجلسه داشته باشیم. تعداد جلسات هم خیلی داره کمک میکنه که اخلاق تیمی کار کردن رو یادبگیریم.

    خودم شخصا اول ها خیلی عصبانی میشدم و صدام بلند میشد ولی الان کم کم همه داریم به یک اداب مشترک کار گروهی میرسیم که خیلی داره قشنگ میشه. 

    تمام این ها رو که گفتم. یک نکته رو به اون اضافه کنید. در کنار هم بودن ما ارزشی رو برای ما ایجاد کرده که هیچ وقت تک و تنها اون ارزش رو نداشتیم. اگه هر کدوم از ما تنهایی نمره 20 داشتیم. الان که 3 تا در کنار هم جمع شدیم و این تیم رو تشکیل دادیم، دیگه نمره ما خیلی بالاتر رفته. نشده 20 + 20 + 20 که میشه 60. بلکه در کنار هم بودن ما، انرژی رو ایجاد کرده که نمره ما شده 100. به این انرژی اضافه میگیم سینرژی

    این مطالب شرکت ما رو دنیال کنید می تونه برای هر کسی که می خواد فعالیت گروهی داشته باشه مفید باشه.

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 30 بهمن 1389
  3. توی شرکت ما چه خبره

    از وقتی که من و پویا، شبکه تبلیغات رو بالا آوردیم و این طرف و اون طرف هی میگیم خاورزمین، همه این سوال رو میپرسن که خاورزمین چیه؟؟؟

    والا خاورزمین یک شرکت هستش در زمینه فناوری اطلاعات و توسعه وب چند ماهی است که توسط من و پویا و محسن راه اندازی شده. 

    هدف ما از راه اندازی شرکت هم جمع کردم و توسعه دادن تمام فعالیت های وبی ما در طول چند سال گذشته بود. من او ال سی رو آوردم، پویا وبززز و محسن هم رپیدورد. در کنار این ها پروژه شبکه تبلیغات بود که توسط من و پویا استارت خورد و یا پروژه ایفایندر که بصورت مشترک توسط هر سه نفر راه اندازی شد.

    کلی پروژه و برنامه دیگه هم داریم که داریم جلو میبریم، همین الان سرمایه گزار هم پیدا کردیم و برنامه داریم که سایت هایی که خلاق هستن ولی برای توسعه مشکل دارن رو هم خریداری کنیم.

    برنامه زیاد داریم. الان خاورزمین 6 نفر پرسنل داره که فکر می کنم برای یک شرکت فناوری اطلاعات نیروی انسانی خوبی هستش.

    یک تخته وایت برد 1.5 متری داریم و امروز یک دونه 2 متری دیگه هم سفارش دادیم که بیاد چون زیاد به تخته وایت برد نیاز داریم. محیط کارمون هم جالبه. دوسش دارم. یک چند تا عکس ازش منتشر کردم توی فرفر و بازم سعی می کنم در موردش بنویسم.

    گفتم بعد از یک مدت طولانی بنویسم که درگیر چی هستیم و چرا این وامونده به روز نمیشه. اگه دوست دارید از ما بیشتر خبر داشته بشید اکانت های تویتر و فیس بوک ما رو دنبال کنید. 

    البته یک سایت هم داریم برای خاورزمین راه اندازی می کنیم که دیگه مشکل اطلاع رسانی رو نداشته باشیم و وقتی جایی برای معرفی میریم نگیم این سایت و این سایت و این سایت و این سایت و ... یک سایت بدیم به طرف که بره اون سایت رو ببینه و با کل فعالیت های ما آشنا بشه.


    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه درباره سایت های خودم، 21 بهمن 1389
  4. تگ اسپانسر و داناترین و شبکه تبلیغات

    همیشه آدمی بودم که تصمیم هایی که میگیرم خاص خودمه و شاید کمی عجیب و غریب، مثلا امروز تصمیم گرفتم برای سایت شبکه تبلیغات بی خیال طراحی بخش پرسش و پاسخ و پشتیبانی و این چیزا بشم. تو نگاه اول میگین شایان دیوانه شده!!! آخه چرا برای پروژه ای به این مهمی اومده این بخش ها رو از طراحی و برنامه نویسی خارج کرده.

    امروز یک سوال توی سایت داناترین مطرح شد که چطوری میشه از شبکه تبلیغات کد نمایش گرفت. همین که من اومدم سوال رو جواب بدم، دیدم که حامد سعدی فر عزیز هم اومده به من بگه که یک سوال در مورد شبکه تبلیغات اومده تو سایت بیا جوابش رو بده.

    این شد که دیدم، بیایم یک کاری کنیم. کلا تگ anetwork رو توی داناترین به عنوان تگ اختصاصی سایت معرفی کنیم و خودمون هم کنترلش کنیم و تمام سوالات که با این تگ میاد رو جواب بدیم. توی سایت هم اطلاع رسانی کنیم که اگه سوالی دارید برید از این طریق سوال رو مطرح کنید. 

    برای بخش فنی که ما باهاش سر و کار داریم فکر می کنم خوب باشه. چون کسی که با شبکه تبلیغات کار داره به عنوان وبمستر دیگه باید بدونه تگ و وب 2 و این چیزا یعنی چی. این حرکت ما فکر می کنم یک گام مثبت باشه توی وب 2 و وب فارسی. داناترین هم توی جامعه وبی ما شناخته شده هست و تاحالا کسی این کار رو توی بازار وب ما انجام نداده که کل پشتیبانی رو این طوری مدیریت کنه.

    حالا این یک تجربه جدیده، یک تجربه که البته توی خارج شاید زیاد انجام شده باشه ولی توی وب فارسی، نه تاحالا کسی این کار رو نکرده.

    خلاصه حامد عزیر لطف کرد و خیلی سریع سیستم تگ اسپانسری رو هم ردیف کرد. واقعا کمتر از 4 ساعت. و ما کلا بخش پشتیبانی شبکه تبلیغات رو انتقال دادیم به داناترین.

    حالا اگه کل مطلب رو خوندین و نمی دونین اصلا داناترین و شبکه تبلیغات چیه باید خیلی ساده بگم که، داناترین یک سایت وب 2 هستش که شما می تونید توی اون هر سوالی که دارید در زمینه کامپیوتر رو مطرح کنید و کاربران فعال اون به سوال شما پاسخ میدن. شبکه تبلیغات هم یک سیستم تبلیغات انلاین هستش که تازه توسط من و پویا راه اندازی شده و امید واریم که بتونیم با این سایت به کسب درامد وبلاگ ها کمک کنیم و بتونیم تبلیغات رو در وب فارسی تا حدودی که در توان داریم و البته از طرف شما حمایت بشیم مدیریت کنیم.


      

    درباره نحوه کار کردن شبکه تبلیغات توی هفته آینده بیشتر می نویسم و تمام سیستم رو کامل توضیح میدم ولی اگه دوست دارید کد نمایش تبلیغ رو توی سایت خودتون داشته باشید به من ایمیل بزنید و ادرس سایت خودتون و حدود بازدید روزانه خودتون رو برای من بنویسید تا کد نمایش تبلیغ رو برای شما ارسال کنیم. برای دنبال کردن تمام رویداد های شبکه تبلیغات هم باید اکانت شبکه تبلیغات رو در تویتر anetworkmini@ دنبال کنید.
    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 11 دی 1389
  5. آقای وزیر راست می گوید روی ایمیل ها نسشته

    ایم مطلب رو با دو دیدگاه می نویسم، اول از همه اینکه در مطرح شدن پرسشی که چند روزی است سر زبان ها افتاده، پاسخی پیدا شود. دیگری هم نگاهی غیر سیاسی و بلکه تجاری به این پرسش مطرح شود.

    اینکه وزیر محترم اطلاعات فرموده اند که می شود ایمیل ها را کنترل کرد، با توجه به اینکه ورودی و خروجی تمام اینترنت دست دولت است، نباید زیاد دور از ذهن باشد. تمام افرادی که مدیر شبکه هستند می دانند که کم نیستند نرم افزار هایی که تمام ورودی ها و خروجی های شبکه را ذخیره و کنترل می کنند. پس دسترسی به تمام اطلاعات کاربران اینترنت ایران از نطر تئوری نباید ایرادی داشته باشد.

    حال اینکه از نظر فنی این توان را داریم که اطلاعات رمز گزاری شده ساده و یا پیجیده را رمزگشایی کنیم من تخصصی در این زمینه ندارم. بررسی این موضوع را باید به متخصصین شبکه و اینترنت و امنیت واگزار کرد.

    به عنوان یک تجربه شخصی باید بگویم که حدود 7 یا 8 ماه پیش بود، قبل از اینکه این موضوع بصورت رسمی هم اعلام شود احساس کردم که فردی به ایمیل من دسترسی دارد. البته دسترسی فقط در حد ورود به ایمیل بود و اطمینان داشتم که دسترسی به زمر عبور من وجود ندارد. پس از چند رو هکری که به ایملی من دسترسی داشت را پیدا کردم و پس از صحبت با وی دیدم که نفوذ از طریق کامپیوتر و این ها نیست. هکری که به سیستم من دسترسی داشت گفت که به تمام کاربران داتک می تواند دسترسی داشته باشد و این یک باگ امنیتی در داتک است. حال این باگ امنیتی از روی عمد ایجاد شده است یا خیر را من نمی دانم. و آیا اینکه این موضوع در روی تمام سرویس های اینترنت ایران است یا خیر را هم من اطلاعاتی ندارم. حتی نمی توان از اطلاعاتی که از طریق این هکر دریافت کرده ام اطمینان کامل داشته باشم ولی واقعیت این بود که این شخص به ایمیل من بدون رمز عبور دسترسی داشت و می توانست زمانی که من روی سیستم لاگین هستم از محل خود ایمیل من را باز کند.

     

     

    حال با مسائل سیاسی و این ها کاری ندارم ولی اگر این امر درست باشد و این روش برای کنترل و مشاهده اطلاعات کاربران استفاده شود، یک نکته را باید بدانیم که اینجا امنیت اطلاعات تجاری شرکت ها نیز در خطر است. اگر این دسترسی به گونه ای بشد که افرادی دیگری به غیر از نیرو های امنیتی به ان دسترسی داشته باشند هم می شود به عنوان یک تهدید برای تجارت ها و کسب و کار ها در نظر گرفته شود.

    این کنترل ها در تمام کشور ها وجود دارد و دلیل استفاده بسیاری از افراد از نرم افزار های پروکسی و مخفی کننده هویت در اینترنت و سیستم های رمز گزاری هم حفاظت از اطلاعات تجاری است. برای مثال امروز دیدم که گواهینامه امنیتی گوگل من پیام خطا میدهد، من هم یک پروکسی ست کردم و جیمیل را از طریق ان باز کردم، خیلی جالب بود که دیگر گوگل پیغام خطا و اینکه انتقال اطلاعات شما امن نیست را به من نداد.

    بماند که حریم خصوصی و این چیزا کلا با این سیستم کشک است. اصلا حریم خصوصی معنی ندارد در ایران که ما در اینترنت در باره ان صحبت کنیم. ولی به خدا امنیت فقط سیاسی نیست. شرکت های تجاری هم به خدا نیاز به امنیت ومحافظت از اطلاعات خود دارند.

    ای کاش آقای وزیر در این خصوص کمی بیشتر توضیح میدادند.

    در همین خصوص بخوانید : http://narimangharib.com/?p=255

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 7 دی 1389
  6. یک خاطره شاد شاد

    شادگویی شبانه، عنوان بازی وبلاگی ای هست که صادق جم شروع کرده و از من هم دعوت کرده تا در این بازی شرکت کنم. این دعوت را لب بیک گفته و وارد بازی میشویم تا باشد که در این شرایط سخت و بنزین 700 تومانی بتوانیم شاد باشیم. جدای پاییز و برگ ریزان امسال که سرما و برگ های ریخته شده، این شادی ما را مورد عنایت قرار دادند خودم فکر می کنم آدم شادی هستم.

    امروز صبح، توی تاکسی که به سمت دفتر می اومدم فکر کردم در مورد نوشتن این مطلب، گفتم حالا که بحث شب یلداست، بیام از شادی های شبانه بگم. بعد دیدم که اصولا شادی های شبانه من به شما چه ربطی داره؟؟؟ آخه اولش فکر هم کرده بودم که موضوع بازی "شادی های شبانه" است. الان که دیدم به شب و روز آدم کاری نداره باز خوشحال شدم.

    ولی بازم که فکر کردم دیدم زیاد شب و روزش مهم نیست. نمی دونم چرا، هرچی خاطره شاد دارم جاش اینجا نیست. یعنی یک طوری عمومی نیست. یعنی یک طوری خصوصیه. یا اینکه در مورد کوه و کمپینگ و این چیزاست. که اگه از اون ها بگم دیگه فکر کنم همه فوشم میدن. بازم کوه، بازم توچال. یا اینکه اگه تعریف کنم خیلی ها متوجه میشن منظورم کیه و چیه و بعد بازم اینجا جاش نیست.

    اصولا دچار خودسانسوری شدم با این بازی. مثلا میشه گفت یک خاطره شاد اینکه که اون روز داشتم شبکه سه برره نگاه میکردم. امسال قهوه تلخ هم زمان های شادی رو برای من آفریده. آها آها، اون روزی که وبنا از فیلتر در اومد هم خیلی شاد شدم. یا حتی اون روز که lavashak.com/sexy فیلتر شد هم کلی شاد شدم.

    ولی اینا که نشد خاطره شاد... فکر کنم گند زدم به بازی صادق، دیگه برای بازی X و O هم من رو دعوت نمیکنه چه برسه به بازی وبلاگی. ولی خدایی هدف این بازی اینه که خودمون شاد باشیم. خوب من الان یاد 15 تا خاطره شبانه افتادم که عمرا بدون این بازی وبلاگی فکرم هم به اون زمان ها نمیرفت :دی البته شرمنده که واقعا این خاطره ها رو نمیشه گفت چون واقعا به شما هیچ ربطی نداره :دی

    ولی یکی از شاد ترین خاطره های من که همین امسال هم هستش و خیلی این طرف و اون طرف گفتم، یادگرفتن اسکی و اسکی بازی نوروزی هست. 2 فرورودین بود رفتم هتل توچال برای اسکی، 13 فروردین اومدم پایین. همش اسکی کردم. لیز خوردن روی برف واقعا لذت زیادی داره. با دوستای خوبی هم بودم که همش برای من خاطره بود. روز های توی پیست و شب ها توی هتل، بیلیارد و بازی و ورجه وورجه و خلاصه این یکی از خاطره های شاد منه.

    یکی دیگه هم یک بار رفتم کوه حدود 52 ساعت، یعنی 2 روز و 2 شب کمی بیشتر توی کوه بودم. اونم برای من خیلی خاطره خوبی بود. این البته برای پاییز سال پیشه. ولی خوب تبدیل شده یک خاطره شاد به یاد موندنی. مدارکش هم موجوده.

    وااای خدای من... اگه روزی روزگاری یک باز وبلاگی بیاد که بد ترین پست وبلاگتون کدوم شد و یا سر کدوم مطلب وبلاگ بیشترین استرس رو داشتید من باجرات تمام می تونم بگم این پست.

    حالا تو رو خدا شاد بشین دیگه از خوندن این مطلب.

    من هم بعد از این گند به این بزرگی که بالا آوردم از چند نفر برای شرکت در بازی دعوت می کنم. اول از همه از محمدرضا عزیز که هم دوست خوبیه و هم همسفر خوبی. بعد از پرهام باغستانی که اون هم دوست خوبیه و قرار هم شهری خوبی هم بشه. و امیر مهرانی هم بیاد چند تا خاطره مدیریتی بگه. آخر از همه هم آرش زاد بیاد ببینیم از این مصاحبه ها خاطره شاد داره یا نه.

    خیلی های دیگه هم هستن که من باید دعوت میکردم ازشون برای بازی ولی دیگه چهار نفر رو گفتم که جا برای دعوت دوستای دیگه باشه. 

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 30 آذر 1389
  7. مافیای وب فارسی

    بعد از جشنواره وب سایت های ایران و سومین جلسه فعالان وب و پس از مراسم روز جهانی کاربردپذیری که در فرهنگسرای رسانه برگزار شد. خیلی ها حرف هایی زدن که من رو به این فکر فرو برد که در موردش بنویسم. یکی گفت جشنواره و برنده های جشنواره شده مثل داستان یوگی و دوستان، یکی گفت مافیا، یکی گفت حلقه بسه و آخر از همه هم پرهام گفت حرفه ای های وب فارسی، تا اینکه اسم مافیا از روی ماها برداره و پرونده این دستان رو بست.

    اول که اومدم در مورد این موضوع بنویسم یک جستجو کردم دیدم که همین حرف ها در مورد ادبیات و هنر و سینما هم هست. یعنی هر گروهی که کمی باهم ارتباط برقرار می کنن و رفت و آمد و حرفی پیش میاد، سریع میشه مافیا. کمی خیالم راحت شد وقتی دیدم که بجز وب، ما دیگر زمینه ها هم مافیا داریم.

    این موضوع من رو به این فکر فرو برد که جامعه حرفه ای ما به سوی مافیا شدن میره، و یا این عام جامعه هستن که مافیا پروری می کنن!!! راستش رو بخواین و نظر من رو بخواین، باید بگم که بیشتر این جامعه هست که مافیا پروری می کنه. با همین حرف ها و حدیث ها. با اعتراض و داد و بی داد و اشکال گرفتن و نقد بدون فکر و خلاصه خیلی حرف های دیگه.

    من با حرف پرهام خیلی موافقم که این جمع، یک جمع کاربران حرفه ای وب فارسی هستش. حالا یکی میاد میگه شما کسی رو وارد این جمع نمی کنید، که به نظر من اصلا درست نیست. توی همین جلسات فعالان وب خیلی ها هستن که تازه وارد فضای وب شدن و تونستن بیان توی جلسات. خیلی ها هم هستن که به جلسات دعوت میشن و از شرکت توی جلسات بنا بر دلایل شخصی خودشون خودداری می کنن.

    البته برای دوستانی که کم حوصله هستن و زود اومدن و می خوان زود هم برن، این نکته رو بگم که این جمعی که امسال داور جشنواره بودن و یا در جلسات فعالان وب شرکت کردن، سابقه ای بیش از 6 یا 7 سال در زمینه وب دارن. خیلی ها سابقه کاریشون به بیش از 10 سال هم میرسه. حالا شما فکر کنید توی جامعه وب فارسی که با تمام توسعه یافتگی خودش، بازم خیلی کوچیکه، این افراد با سابقه، با هم ارتباط های کاری و غیرکاری زیادی خواهند داشت. دور هم جمع میشن و باهم تبادل اطلاعات می کنند. حالا شما بفرمایید مافیا.

    به خدا، بقال و نجار هم چهار تا رفیق هم صنف دارن، اصلا اتحادیه دارن و کلا ارتباط های زیادی با توجه به نیاز های خودشون باهم دارن، پس دوست بودن و رفیق بودن یک سری طراحی وب و برنامه نویس باهم و دور هم جمع شدنشون واقعا نمیتونه مافیا گفته بشه. بعدش تازه اینقدر میگین که آدم رو به این طرف میفرستین که حالا که این مدلیه واقعا بیایم مافیا بشیم. ولی باور کنید که این جامعه هستش که همیشه دوست داره عدم موفقیت خودش رو گردن یک گروهی بندازه که نمیزاره موفق بشن. فقط و فقط این موضوع بر میگرده به فکر تک تک افراد جامعه.

    واقعا باور کنید روز اولی که اولین جلسه تشکیل شد تا این چند جلسه آخر، در روی هیچ کسی بسته نبود و هر کسی که دوست داشت می تونست بیاد تو و توی جلسات شرکت کنه. برای ورود به این جلسات نه کسی پولی میده و نه کسی پولی میگیره. حتی داورای جشنواره هم که واقعا زمان گذاشتن برای داوری سایت ها یک ریال هم دریافت نکردن، حتی خیلی از خود داورا بودن که کمک مالی هم کردن به جشنواره. یا اسپانسر بودن و یا اینکه هر چقدر که دوست داشتن دونیت دادن.

    بخشی از هزینه های مراسم کاربردپذیری هم که توی ایران برگزار شد از محل کمک های مالی جشنواره تامین شد و طبق صحبت من و پراهم قرار شد هر مراسمی که با موضوع وب برگزار میشه و حمایت دولتی نداره، ما از محل کمک های مالی جشنواره خرج مراسم کنیم. واقعا چه مافیای خوبی هستیم به خدا ای کاش تمام مافیا های دیگه هم این مدلی مافیا بودن.

    حالا دوستان عزیز، که این همه حرف و حدیث درست می کنید. وب فارسی اینقدر بزرگ هستش که کسی جای کسی رو تنگ نکرده، ما هم جای هیج کسی رو نگرفتیم. فقط کافیه که همت کنید و شما هم وارد گود بشید و شما هم برای این وب فارسی که واقعا بودن حمایت مونده از طرف خیلی ها، کاری کنید.

    چه اشکالی داره در سال چند تا جایزه وبی داده بشه؟ مگه توی امریکا و اروپا فقط یک جایزه هست که اعتبار داره؟ نه هر کسی با توجه به توان خودش کاری انجام میده. البته نه اینکه از فردا شروع بشه تقلید و کپی کاری و اینها. بلکه هر جشنواره با ایده و نگاه خاص خودش. الان مثلا در زمینه وبلاگ نویسی این موضوع وجود داره، هر کی برای خودش مسابقه داره، از مسابقات تخصصی گرفته تا عمومی، نمی خوام بگم که کدوم اعتبار بیشتری دارن ولی هر کدوم به اندازه خودشون اعتبار دارن. توی زمینه سایت هم دقیقا همین هستش. هر کسی می تونه یک جشنواره راه اندازی کنه و شاید کیفیت جشنواره ها هم به همین میزان بالا بره.

    اما وقتی که سختی جشنواره برگزار کردن تا این اندازه زیاد هستش، اینقدر دردسر و هزینه داره. تازه کلی مشکلات دیگه هم داره، از همه مهم تر اینکه آدم میره توی چشم همه، و این موضوعی هستش که خیلی ها از ما ایرانی ها از اون فراری هستیم. نه دوست داریم عکسمون جایی باشه، نه نام واقعیمون جایی باشه. حالا اومدیم و شروع کردیم به دینگ دینگ کردن که چرا و چرا.

    والا به خدا، به جای اینکه بیایم بگین که اینا اومدن مافیا شده و زدن و بردن، کمی فکر و وقت و هزینه صرف کنید برای اینکه یک سرویس دهنده درست و حساب راه بندازین، یک سرویسی که به درد کاربران وب بخوره، بعد اون وقت ببینید که توی این جمع ها چه کسی می تونه جلوی شما رو بگیره. بعد اون وقت ببینید که خود ما ها که قدیمی هستیم چند بار از شما برای شرکت در این برنامه ها دعوت می کنیم. اما با پای کامپیوتر نشستن و فقط یک شخصیت مجازی داشتن نمیشه اومد هویت واقعی در دنیای واقعی پیدا کرد. همه ما اونجا برای خودمون امپراطوری داریم، اما توسعه امپراطوری های مجازی ما به دنیای واقعی نیازمند حرکت های واقعی هم هست.

     

    پی نوشت : پرهام باغستانی همی در این زمینه مطلب نوشته که در آدرس http://www.parhamb.net/2010/12/blog-post.html قابل مشاهده است. توصیه می کنم مطلب پرهام رو هم بخونید.

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 18 آذر 1389
  8. آلودگی هوا و دولت الکترونیک و هواپیمای آبپاش

    والا در مورد این هواپیما های آبپاش که امروز در تهران دارن بر سرما آب میریزن، نمی دونم باید افتخار کنیم یا نه، ولی خوب اولین کشوری هستیم که داریم با کمک هواپیمای سمپاش آلودگی هوا رو کاهش میدیم. حالا همیشه اولین بودن که بد نیست و دلیل شکست نمیشه. تازه تو این روش هم شدیم اول. مگه اولین آدمی که رفت کره ماه نبود، شاید اینم شد.

    یاد یک جک افتادم، یک روز یک آقای نشسته بود کنار دریاچه داشت قاشوق قاشوق ماست میریخت توی آب، یکی اومد گفت که چی کار می کنی، گفت دارم دوغ درست میکنم. بهش گفت اینکه نمیشه، آخه با اینقدر ماست و این همه آب، دوغ نمیشه درست کرد. اون مرد در جواب گفت ولی اگه بشه چی میشه.

    حالا بیخیال این طرح آبپاش. خدایی برای رفع الودگی هوا و جلوگیری از تکرار اون توی سال های آینده، من شخصا یک راه به نظرم میرسه و اون توسعه دولت الکترونیک و خدمات الکترونیکی هستش. الان مثلا کلی سرویس ها از طریق پلیس + 10 داره ارائه میشه. واقعا نمی دونم چرا این سرویس ها رو الکترونیکی نمی کنن؟ 

    تازه مخابرات و شهرداری هم اومدن سرویس های + 10 زدن. شما فکر کنید با کاملا الکترونیکی کردن این همه سرویس، و در کنار اون آموزش مردم واقعا چقدر میشه از رفت و آمد جلوگیری کرد. واقعا چقدر میشه جلوی آلودگی هوا رو گرفت.

    مثلا دولت بیاد با من قرارداد ببنده برای 50 یا 60 تا سازمان دولتی که ما توی یک بازه زمانی بیاین برای دولت و خدمات الکترونیکی اونها سایت طراحی کنیم. طرح بدیم و برنامه بدیم که سرویس های دولتی کلا آنلاین بشه. بخشی از پرسنل سازمان های دولتی هم توی این طرح برن خونه بشینن و از خونه کار کنن. والا به خدا مگه بده.

    دولت محترم هم بیاد فقط این محدودیت سرعت اینترنت رو برداره که مردم بتونن از سرویس ها استفاده کنن. و البته قول بده که کسی در زمان اجرای کار چوب لای چرخه ما نکنه. به خدا این طرح نه به نفع آمریکاست و نه به نفع جنبش سبز و نه یک طرح برانداز حساب میشه. این طرح فقط و فقط به کمک این دولت میاد که الان در راس امور هستش و مردم رو از مرگ و میر نجات میده. 

    کلا هم برای دولت 5 یا 6 میلیارد بیشتر هزینه نداره. فقط کافیه که بی خیال اینترنت ملی و موتور جستجوی ملی و ایمیل ملی بشه و واقع گرایانه و درست فکر و برنامه ریزی کنه و نتیجه کار براش مهم باشه.

    یک نگاه که می کنم به دور و اطراف خودم می بینم که واقعا بیش از 30 یا 40 نفر رو میشناسم که واقعا میتونن توی مدت زمانی کوتاه مشکلات مملکت رو رفع کنن در این خصوص. فقط موندم که چرا از این ها استفاده نمیشه، به خدا آشنایی خیلی از ما ها با اینترنت و تکنولوژی و درک مفهوم اون در پیاده سازی سرویس ها الکترونیکی کمتر از ساختن انرژی هستی ای نیست. والا یکی بیاد ما رو با اسکورت ببره و بشیم دانشمند دولت الکترونیکی.

    نه به دین کار داریم و نه به سیاست، نه به این دولت و نه به اون دولت، فقط می مونه که یکی بیاد ما رو کشف کنه و از این زیرزمینی که هستیم مارو ببره بیرون و بشیم دانشمند. والا به خدا ما دانشمند هم هستیم. فقط کشف نشدیم.

    دولت هم کلا یک سری کارها انجام بده. ممنوعیت آمد و شد اجرا کنه. سازمان ها دولتی و بانک ها رو هی تعطیل کنه. و بجای پخش این برنامه های بیخودی از رسانه ملی، برنامه آموزشی مربوط به اینترنت و شهروند الکترونیکی و ... رو به مردم آموزش بدیم. تازه یارانه هارو هم برداره واسه خودش. حتی می تونه بنزین رو لیتری 1000 تومان هم بده که اصلا کسی به فکر ماشین آوردن تو خیابون نباشه. 

    دیگه قرار داد 6 میلیاردی بستیم با دولت و دیگه بنزین با هر قیمتی باشه برامون اهمیت نداره. بقیه هم که از سرویس های انلاین استفاده می کنند و کلی از هزینه ها کم میشه.

    خدایی خیلی کارها میشه کرد که از آب بازی بهتر باشه.

    این مطلب کمی خنده دار بود ولی واقعا میشه فکر کرد در موردش، کمی خنده دار نوشتم که تاثیر بیشتری داشته باشه.

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 16 آذر 1389
  9. الکسا و جشنواره وب ایران

    والا یک وقت، آدم یک حرف هایی میشنوه که شاخ در میاره. مثلا امروز یک ایمیل برای من اومد در مورد سومین جشنواره وب سایت های ایران، دوست ما هم انتقاد داشته و خدا رو شکر در ادامه پیشنهاد هم کرده. برای من که واقعا خنده دار بود. "آخه مجبوری میای مدیر سایت میشی." اولین جمله ای بود که بعد از خوندن این ایمیل به ذهن من رسید.

    دوست عزیز کاری که شما انجامش میدید رو سالیان سال هست که www.alexa.com انجام میده. پیشنهاد میکنم اگر قصد دارید استقبال زیادی از سایت شما بشه بصورت رندوم از بین 2000 سایت اول کشور از الکسا سایت رو کاندید کنید. پیشنهاد دیگه من این هست که از سایت های معروف برای معروفیت خودتون استفاده کنید.

    والا چی بگم!!! آخه این دوست ما در یک حرکت کل وب رو برد زیر سوال. واقعا الکسا این همه ساله داره به بهترین سایت ها امتیاز میده؟؟؟ و آیا واقعا بهترین همیشه پربازدید ترین بودنه؟ اونم با اون الکسا که اصلا حساب و کتاب نداره. یعنی یک سایت که اسپمر گوگل هست خیلی راحت میاد تو لیست 100 سایت برتر ایران. 

    بابا بهتره که قبل از اینکه مدیر سایت بشین اصلا واژه فناوری اطلاعات رو بدونید، بعد سعی کنید وب و زندگی مجازی رو تجربه و لمس کنید. با فرهنگ زندگی مجازی و ماهیت وب و اینترنت آشنا بشین. وجود همچین وب مستر هایی واقعا فاجعه ای است برای وب فارسی ما به خدااااا ها.

    بعد هم میان میگن که چرا فلانی و فلانی شدن داور چرا فلانی و فلانی به فلان جلسه دعوت شدن و ... بابا حداقل فرق الکسا و جشنواره وب رو میدونن.

    در خصوص پیشنهاد این دوست هم باید بگم که داداش بشین بینیم بابا ما اگه دنبال معروفیت بودیم کلی شاخ بازی بی خودی بلدیم در بیاریم و کلی مسخره بازی که معروف بشیم. مثلا سایت فال بزنم یا یک گروه زرد تو یاهو اینقدر شاخ و معروف میشم که بیا و ببین.


    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 7 آذر 1389
  10. این آیین نامه جدید

    والا دروغ چرا، تا قبر آ آ آ آ آ. این آیین نامه جدید که در هیات دولت تصویب شده به نظر من تیر خلاصی بود به وب و اینترنت و خلاصه همه چیز. فیلتر کم بود حالا می خوان با استناد به این ماده و اون ماده، برخورد هم بکنن. توی قانون جرائم رایانه ای و آیین نامه ساماندهی و آیین نامه فیلترینگ و خلاصه این همه آیین نامه که صادر شده برای این وب فارسی بی پناه، همین یکی رو کم داشتیم که کلا بگه هرکی می خواد هر چیزی، به صورت برخط داشته باشه، باید بره مجوز بگیره.

    یعنی من میرم وزارت ارشاد، میگم ببخشیم من برای لواشک می خوام مجوز بگیرم، بعد ارشاد هم میگه خود مثلا برو شرکت ثبت کن، بعد میرم ثبت شرکت ها و میگم که می خوام شرکت لواشک رو ثبت کنم...... خدایا....

    حالا فکر کنید بگم که نه آقا شرکت نیست، می خوام درخواست مجوز شخصی بدم، اولین چیزی که متاسفانه در زمان برادر گرامی اقای خاتمی مد شد، این بود که هر کسی که می خواد مجوز از وزارت ارشاد بگیره باید بالای بیست و چند سال سن داشته باشه، متاهل باشه و لیسانس داشته باشه. آقایونم که باید حتما پایان خدمت داشته باشن.

    یعنی یک بدبختی که می خواد سایت داشته باشه باید 4 سال بره دانشگاه، بیاد بعد 2 سال بره سربازی، بعد بره زن بگیره و خلاصه ....

    دهن سرویس شده رو اینجا میگن، اصلا دهن سرویس رو برای این مراحل اختراع کردن.

    حالا خدایی هیچ کسی هم نمیاد بگه که این مجوز چطوری صادر میشه، به چه کسی مجوز میدن و ما چه بلایی باید سرخودمون و سایت هامون بیاریم.

    والا دروغ چرا، تا قبر آ آ آ آ. من که گیج شدم واقعا یکی به داد من برسه.

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 17 آبان 1389


کلیه حقوق این وبلاگ برای شایان شلیله محفوظ است.
Copyright © 2006 - 2011 Shayan Shalileh

کپی برداری بدون ذکر منبع اصلی مساوی است با درخواست از خدا برای هک شدن شما
در ارتباط باشیم