شرکت در همایش ها و کنفرانس در ایران دالیل خاص خود را دارد. همه می آیند برای ناهار و دریافت اضافه کار، اصلا هم از گپ و قرار داد های کلان خبری نیست. کلا کیفیت مراسم بر اساس نوع پذیرایی، تعداد غذا ها در منوی ناهار، اینکه در پذیرایی ها موز وجود داشت یا خیر، چای دادند یا نسکافه، و چند عامل کلیدی دیگر، بررسی می شوند و مدیران تصمیم می گیرند که ایا سال آینده نیز در آن همایش شرکت کنند یا خیر. به طور کلی در ایران همایش بازی یا کنفرانس بازی می کنیم.
سخنرانی ها هم، بستگی دارد. بعضی ها خوب سخنرانی می کنند و بعضی ها بد، بعضی ها هم فقط می آیند که سخرانی کرده باشند، و اصلا موضوع برنامه اهمیت ندارد، در هر موردی می روند بالای منبر و بسته با جو موجود صحبت می کنند. البته معمولا، ۲ تا سخنران خوب می شود در هر همایش پیدا کرد.
در کنفرانش آموزش الکترونیکی VLC که سه شنبه در هتل المپیک تهران برگزار شد، وقتی مدیر دانشگاه الکترونیکی دانشگاه تهران به عنوان دومین سخنران گفت "to e or not to be". این دیگر بستگی به هوش شما دارد که چگونه تحلیل می کنید. من کلا هوش کمی دارم و زیاد متوجه منظور ایشان نشدم، البته شاید مشکل از این است که من زبان انگلیسی خوبی ندارم.
یا مثلا وقتی که کامپیوتر کنار تریبون در وسط اجرای برنامه خاموش شد یکی از سخنران گفت "یکی بیاد اینو درست کنه که تاثیر بد در مخاطب نداشته باشه". یا مثلا وقتی دکتر حقانی از کاربرد های یک سایت خارجی در امر آموزش صحبت می کند ولی می گوید "چون این سایت فیلتر شده نامش را نمی برم" و بعد معلوم می شود که این سایت بد بخت یوتیوب خودمان است.
مشاور رئیس چمهور آقای زارعی نخجندری نیز در این کنفرانس حضور داشت و فرمود که انفجار اطلاعات و انفجار جمعیت، دو مشکل اصلی ایران در آینده است و ادامه داد که باید در آموزش تحولی ایجاد کنیم.
در ادامه دکتر حقانی در سخنان خود یک جمله داشتند که برای من جالب بود "eLearning بدون e-administration اصلا امکان پذیر نیست." این جمله از این دیدگاه قابل بررسی است، که مگر اصلا ما در ایران administration داریم که حالا به دنبال e-administration می گردیم؟؟؟
آقای نخجندری چند جمله دیگر هم داشت که برای من جالب بود . مثلا "آموزش مجازی مدیریت زمان و هزینه است" و یا "آموزش مجازی نوعی مدیریت رفتار اجتماعی است." البته از دید ایشان آموزش مجازی وقتی موفق می شود که با فرهنگ، رفتار، دین، اعتقادات ملی و اجتماعی ما هماهنگ شود. به طور کلی یعنی یک آموزش از همه جهت بومی شده باشد.
همایش ساعت 8 شروع شد و تا اینجا کار فکر کنم که چهار نفر سخنرانی کرده بودند، تمام این چهار نفر از 2 چیز می گفتند، مزیت ها و چالش ها. این سوال برای من مطرح شد که آیا این بحث ها برای مدیران آموزش الکترونیکی سازمان ها لازم است؟ اصلا اگر مدیران آموزش الکترونیکی سازمان ها با مزیت های آشنایی ندارند و یا اصلا اعتقاد ندارند، چرا مدیر آموزش الکترونیکی شدند؟؟؟
من فکر می کنم در این گونه همایش ها باید تاکید روی نحوه مدیریت و پیاده سازی آموزش الکترونیکی باشد، نه فقط بررسی مزیت ها و چالش ها.
سخنران بعدی هم آمد. و باز هم بحث شیرین زیر ساخت ها، و باز هم مزایا و بازهم محدودیت ها و باز هم بررسی شرکت های خارجی که در این زمینه موفق بوده اند. مثلا IBM در سال 2001 در حدود 200 میلیون دلار با پیاده سازی آموزش مجازی صرفه جویی داشته است. این به من و شما ارتباطی ندارد، در همین همایش یکی از مدیران وزارت علوم گفت که هر 600 دانشجوی جدید در ایران در حدود 5 میلیارد هزیته دارند وقتی وارد سیستم آموزش الکترونیکی می شوند. من فکر می کنم شاید در حساب و کتاب های IBM اشتباه شده، مگر می شود آن ها 200 میلیون صرفه جویی کنند و ما... .
سخنران بعدی هم آمد. و باز هم فواید، باز هم مشکلات، باز هم تاریخچه و البته این بار تاریخچه آموزش الکترونیک را ارتباط دادند به زمان اختراع ماشین چاپ. این دیگر شاهکاری بود از این آقای دکتر که سخنرانی می کرد. حالا تاریخ آموزش الکترونیکی چه ارتباطی دارد به سال 1455 و اختراع چاپ و تلگراف من نمی دونم.
سخنران بعدی از راه رسید و شروع کرد از تاریخچه آموزش الکترونیکی گفتن. از انواع انقلاب ها گفتن و رسیدن به انقلاب اطلاعاتی و انقلاب مجازی. و باز هم تحلیل آموزش مجازی با نگاه SWOT یعنی همان بررسی تهدیدات، نقات قوت، فرصتها و ضعف ها. 6 نفر سخنرانی کرده اند و ساعت شده 12، همه چشم به ساعت هستند برای رفتن به میز ناهار، کلا هم 2 موضوع مطرح شده، مزیت ها، چالش ها در قالب عناوین مختلف، همه سخنران ها و ارائه کنندگان مقاله هم دکتر و مهندس بودند و پیشگام.
یک سخنران خوب داشتیم و او دکتر کاردان بود. تنها کسی بود که به این نکته اشاره کرد که در آموزش مجازی Teaching آموزش دادن به Learning یادگرفتن تغییر می کند. آقای کاردان در همایش گفت "چون نمی دانیم چگونه آموزش را به آموزش موثر تبدیل کنیم به آموزش الکترونیکی باور نداریم."
خوب، بعد از ناهار که کلا سالن خالی شده بود. این مدیران آموزش که به شدت به دنبال یادگیری بودند بعد از ناهار جیم زدند. سخنران بعدی یک دکتر بود، چشمتان روز بد نبیند، اخه مگه مجبورین، وقتی بلد نیستین با Powepoint کار کنید اسلاید شو درست می کنین و میارین؟؟؟ یکی نبود بگه داداش شما وقتی ساده ترین ابزار آموزش و نمایش و مدیریت سمینار که اسلاید شو است را بلد نیستی استفاده کنی و نمی دونمی تفاوت اون با نرم افزار تایپ چیه برای چی مقاله میدی؟؟؟ 40 صفحه نوشته به رنگ قرمز تو زمینه سرمه ای و قهوه ای که اصلا خونده نمی شد، ریخته بود پشت سر هم و بعد هم می گفت که شرمنده که نوشته ها ریز شده، فکر نمی کنم سالن گنده باشه.
یکی دیگه قرار شد از تجربیات خودش حرف بزنه، و گفت که در فلان دانشگاه چند سال پیش چون مشکل پهنای باند داشتیم نتونستیم آموزش الکترونیکی رو اجرایی کنیم ولی امروز که پهنای باند ما از 5 Mb به 32Mb رسیده پیاده سازی آموزش مجازی در دانشگاه ما عملی شده. من فکر می کنم با 32Mb در ثانیه میشه در یک کشور دوره آموزش الکترونیکی اجرا کرد. یکی نیست که بگه برادر من شما مشکل مدیریتی دارین نه مشکل زیر ساختی، همین اینترنت 128 هم برای خیلی ها در ایران زیاده به خدا وقتی شما با 5Mb نمی تونین آموزش مجازی راه اندازی کنید همون بهتر که نکنید.
یکی دیگر هم آمده بود می گفت وب 2 و آموزش الکترونیکی 2 یا وب مفهومی خیلی چیز خوبی است. و از نمونه های اجرای شده در انجمن های اینترنتی به عنوان نمونه های وب 2 یاد کرد. یکی نبود بگه آقا این انجمن که شما می فرمایید مربوط به وب 1 هم نیست. برای زمان وب 0.5 هستند. وب 2 هم اصلا ارتباطی به وب مفهومی نداره، وب مفهومی هنوز در دنیا اجرایی نشده و به اون وب 3 می گیم.
ادامه این مطلب را در هفته آینده می نویسم، که دیدگاه های خودم در خصوص مشکلات و کم بود های آموزش الکترونیکی در ایران را مطرج می کنمن و البته توضیح کامل تری از صحبت های آقای کاردان که تنها سخنران خوب جلسه بود.
نظری ارسال نشده است