پنج روز پیش، یعنی 25 سپتامبر، دقیقا ده سال پیش، یک تاکسی گرفتم و رفتم تو خیابون شریعتی و بعد روبروی پارک شریعتی، یک ساختمان دو طبقه بود، پلاک 995، رفتم طبقه دوم. شرکت آپادانا، اون زمان کمتر کسی بود که آپادانا رو نشناسه. آپادانا اون موقع یکی از بزرگترین ISP های تهران بود. خود سایتش هم یک پرتال خیلی بزرگ بود. خدمات هاست و دامنه هم می داد. طراحی وب هم می کردن.
هیچ وقت یادم نمیره لحظه ای که از در وارد شدم. نه می دونستم اینترنت چیه، نه می دونستم HTML چیه، خیلی اینترنت مجهول بود. آخه بابا سال 2001 بود، واقعا 10 سال پیش، دامین رو رجیستر کردیم و یک هاست کوچیک هم گرفتیم. هزینه دامین اون موقع اگه اشتباه نکنم شد 9 هزار تومان، شاید در حدود 69 هزار تومان و یا بیشتر الان.
دیگه سایت داشتم، من هم آنلاین شده بودم. ایمیل داشتم، دات کام. احساس بی نظیری بود. توی خانواده باعث افتخار بودم، توی کار یک امتیار مثبت بودم. دیگه همه من رو با چشم توسعه میدیدن. خدایی احساس بی نظیری بود. کل داستان و اول بدبختی ها همین بود.
هیچ وقت یادم نمیره، یک روز کامپیوتر خراب شده بود و نمیرفت توی اینترنتی، بچه های آپادانا ایمیل های من روی 4 تا فلاپی کپی کردن که من بتونم ایمیل هام رو بخونم تا اینترنت من وصل بشه. عجب روزگاری بود.
کم کم سایت رو نوشتم. یادم نمیره که اولین طراحی سایت رو توی power point انجام دادم و بعد تازه متوجه شدم که باید اون رو HTML کنم و این بود شروع کد نویسی و طراحی سایت. سایت طراحی شد. اون زمان برای طراحی یک صفحه تماس با ما که ایمیل ارسال کنه باد 50 هزار تومان پول میدادی. سایت ما هم نیاز به کم کم 10 تا فرم داشت. یعنی 500 هزار تومان. منم کلک زدم، دادم یک فرم برامون طراحی کردن، بعد اینقدر فرم رو بالا و پایین کردم از توش 10 تا فرم هایی رو که می خواستم درآوردم. این هم شد اول برنامه نویسی.
دیگه رفت همین طوری جلو تا ما رسیدیم به اینکه نیاز به بانک اطلاعاتی داریم و ... اولین بانک اطلاعاتی هم که من استفاده کردم، خوندن یک سری اطلاعات از توی یک فایل نوت پد بود. تا ساعت 2 بعد از نیمه شب توی دفتر روش کار می کردیم. وقتی که موفق شدیم دیگه داشتیم از خوشحالی بال در آوردیم. دیگه واقعا فکر می کردیم که می تونیم یک یاهو بزنیم. اون زمان یاهو واقعا الگو ما بود. یعنی اگه یک سایت داشتیم مثل یاهو دیگه عالی بود.
خدایی سال ها گذشت و ما دیگه خیلی پیشرفت کرده بودیم. توی این ده سال شاید 4 یا 5 بار طراحی سایت به طور کامل تغییر کرد و 3 یا 4 بار هم طراحی کالج آموزشی. تا امروز که رسیدیم به اینجا.
حالا اینجا کجاست دقیقا رو نمی دونم. ولی می دونم توی خیلی جاها اولین بود. اولین سایت آموزشی، اولین سایتی که واقعا خدمات اینترنتی میفروخت و درآمدش از فروش خدمات بود. اولین شرکتی بودیم که از ایران توی w3c عضو شدیم و خلاصه یک دوجین افتخارات دیگه.
امروز واقعا OLC کجاست؟ به نظر خود من یک سایت موفق ایرانی، اون هم بدون اغراق. حالا دیگران نظرشون چیه رو واقعا نمی دونم. از اینکه اولین بودیم همیشه و تنها، البته واقعا زیاد راضی نیستم. دوست داشتم که بازار رقابتی ی تنگی داشتیم که واقعا رقابت می کردیم. ولی سختی کار آموزشی آنلاین (یادگیری الکترونیکی) اینقدر زیاد هستش که کسی به فکر ورود به بازار تاحالا که نیفتاده.
ولی خوب، حالا بعد از 10 سال و کلی بالا و پایین رفتن بین زمونه و کار و اقتصاد و اینترنت و پیروزی و پشت سر گذاشتن هزاران مشکل و سختی، وارد یازدهمین سال فعالیت OLC داریم میشیم. شروع دهه دوم با تغییرات خیلی بزرگی از لحاظ مدیریتی و ... همراه بوده که کم کم تا پایان سال جاری این تغییرات برای تمام کاربران نمایان میشه.
خلاصه گفتم این پست رو بنویسم که OLC بدونه من به یادش بودم و دهمین سال تولدش رو فراموش نکردم. اما امسال دهمین سال فعالیت با سکوت بود. یعنی اینقدر سرم شلوغ بود به کار و تغییرات و این چیزا که اصلا نرسیدم به تولد گرفتن ولی قول میدم سال دیگه براش جبران کنم.
این بچه ام رو خیلی دوست دارم. تولدت ده سالگیش مبارک
نظری ارسال نشده است