الان بیش از ده سال هستش که توی ایران واژه ای به نام آموزش الکترونیکی (یادگیری الکترونیکی) اومده، واقعا اگه درست اجرا شده بود (مثل خیلی چیزهای دیگه) الان باید بسیاری از سیستم های آموزشی دانشگاها، هنرستان ها و آموزش های سازمانی از طریق اون پیاده سازی می شدن.
کلا اینترنت و استفاده از اون برای نیاز های روزانه، که یکی از اون ها آموزش الکترونیکی هستش، اول از همه نیازمند فرهنگ سازی و استفاده از تکنولوژی است. حالا شما فکر کنید بدون استفاده درست از تکنولوژی و حتی در خیلی از موارد با استفاده غلط و نابجا از اون، ما بخوایم کاری رو که میشه راحت انجام داد به سختی انجام بدیم و در نهایت هم انتظار داشته باشیم که نتیجه ای رو بگیریم که همه دارن میگیرن.
در نهایت هم میگیم که کارشناس های ما کارشناس نیستن و یا اینکه، به هزار دلیل میگیم که در ایران و به دلیل فرهنگ ما جواب نمیده!!! و هیچ مدیری از خودش نمی پرسه که این فرهنگ و این کارشناس و همه این ها رو ما داریم با برداشت های غلط خودمون خراب و خراب تر می کنیم.
در خصوص آموزش الکترونیکی هم دقیقا همین هستش. اولین درس در آموزش الکترونیکی، آموزش جستجو کردن و سرچ کردن به کاربر هست. دومین درس آموزش استفاده از شبکه های اجتماعی و انجمن های آنلاین که با موضوع درس اون کاربر یکی هستن. این دو مورد اصلا نه که توجه نمیشه بلکه همه دوست دارن همه چیز رو توی سایت خودشون داشته باشن. این مشکل به اندازه ای زیاد میشه که اصلا کار از یک کار علمی و مفهومی تبدیل میشه به یک پروسه ی پیچیده فنی و برنامه نویسی... و بعد اینجاست که مشکل ایجاد میشه.
آموزش الکترونیکی به زبان ساده یعنی فراهم کردن ابزاری که دانشجو برای یادگیری به اون ها نیاز داره و آموزش استفاده از اون ابزار برای یادگیری بهتر. و مهم ترین بخش از این ابزار فراهم کردن ابزار ارتباط دانشجو و استاد برای پرسش و پاسخ هستش. شاید در تعریف ساده تر باید گفت آموزش الکترونیکی یعنی استفاده از تمام ابزار موجود در اینترنت برای آموزش یک موضوع به کاربر.
حالا بعد از ده سال بازم دنبال LMS و SCORM و محتوا باشید بدون اینکه بدونید این مدیریت هستش که داره آموزش الکترونیکی رو توی دنیا جلو میبره نه استفاده از ابزار و برنامه و کد.
نظری ارسال نشده است