این چند وقت خیلی تغییر کردم. هم شخصی و هم البته بیشتر از نظر کاری. از تغییرات کاری گفتم قبلا، وارد شدم به دنیای بزرگتر از اون چیزی که قبلا توش بودم، البته اون چیزی که من قبلا داشتم، واقعا خیلی بزرگ تر بود از الان خیلی سایت ها. از اول خطر کردم و محافظه کار نبودم. و الان جایی هستم که به اون افتخار می کنم.
همیشه حلقه ای داشتم از دوستان نزدیک، و البته لیستی سیاه از دوستانی که زیاد از نظر ایده باهاشون ارتباط خوبی نداشتم و اصولا هم نتونستم ارتباط بگیرم. به خیلی موضوع ها میشه در این مورد اشاره کرد، از تاسیس انجمن مدیران سایت اینترنتی (1385) گرفته تا تاسیس پایگاه خبری وب سایت های ایران (1386) و در ادامه سه دوره برگزاری جشنواره وب سایت های ایران (1387-1389) و جلسات فعالان وب و داستان مافیای وب فارسی (1390) همیشه این لیست دوستان نزدیک و لیست سیاه وجود داشته.
اصولا هم علاقه ای ندارم با پایین تر از خودم بپرم، (توضیح این جمله را در پست بعدی بخوانید) دوست ندارم به ضعیف نفوذ داشته باشم. آدمی هستم که چالش دوست دارم و برای همین همیشه با بزرگتر از خودم پریدم که بتونم برای بدست آوردن فرصت برای در کنار اون بودن، چالش داشته باشم و موفقیت و رشد خودم رو توی این چالش ها دیدم که چیزی به دست بیارم که معمول نیست برای موقعیت من و گستاخی و جسارت زیادی برای این موضوع دارم. شاید بشه گفت کلم بوی قرمه سبزی میده.
واقعا دو رویی و دروغ و خیلی از این داستان ها توی خونم نیست. بالا و پایین رو دیدم، خیلی بالا و خیلی پایین. برای همین اخلاقم این مدلی هست که اصلا حساسیت به نوع زندگی و کار دیگران ندارم. کار خودم رو به شکلی انجام میدم که واقعا دوست دارم. دست و بالم همیشه باز بوده و آدم ساختار شکنی هستم و این ساختار شکنی رو دلیل رشد خودم می دونم و توی شرکت هم تا حدود زیادی از این ساختار شکنی توی همه پرسنل حمایت می کنم و پیشتازش البته خودم هستم.
توی دنیای بزرگترم همینه. خود بزرگ بینی ندارم ولی از نظر سن کاری از خیلی های شمایی که این مطلب رو می خونید، تجربه و سابقه کاری بیشتری دارم. و واقعا میخوام چند نکته رو بگم.
1. دست بالای دست بسیار است. همیشه بدونید که یکی بزرگ تر از شما هم می تونه باشه.
2. توی بیزینس دوست پیدا کنید. دشمن نتراشین برای خودتون ولی اگه کسی شمشیر بست از رو، محافظه کاری نکنید. کلا هم سعی کنید با بزرگتر از خودتون زیاد کل کل نکنید.
3. شما دارین توی اینترنت تجارت می کنید. توی بیزینس برد و باخت هست. می تونید با زیاد کردن شریکای تجاری خودتون، تجارت برد برد داشته باشید ولی در مقابل گروه خودتون برد برد وجود نداره یا بازنده هستید با برننده.
4. حسرت، دروغ، خبیس بودن، خاله زنک بازی و این داستان ها واسه بیزینس نیست.
5. بیش از توان خودتن سعی کنید خطر نکنید. توی بازی شطرنج هر چقدر هم که تکنیک و این چیزا بلدین حتما اول، مهره های شطرنج رو کامل روی صفحه بازی بزارین و بعد وارد بازی بشین.
و در آخر و از همه مهم تر، هر چقدر که بزرگ شدید، فراموش نکنید که سکوی اول شما کی بود و با چه صداقتی این کار ها رو برای شما انجام داد. حالا چه فعال وب باشین، چه فعال نباشید.
خاکی باشین خیلی بهتره.
مطلب رو نمی خوام با جمع بندی تموم کنم چون می دونم که طوری درمیاد که حتما بعضی ها به خودشون می گیرن و فکر می کنن که دقیقا برای اون ها نوشته شده ولی واقعا به این ها که گفتم فکر کنین. والا هم از نظر سنی از خیلی از بچه های وب بزرگتر هستم و هم واقعا تجربه شخصی طولانی تری دارم. از نظر تجربه شرکتی و ساختار سازمانی و خیلی چیزای دیگه هه واقعا تجربه بیشتری دارم. این ها رو به عنوان مشکل اصلی گفتم که خیلی ها توی وب فارسی دارن.
بعدشم توی چند ما آینده اتفاق های بزرگی به امید خدا و کمک دوستانی که دارم باهاشون کار می کنم توی وب فارسی می افته که متوجه میشین که چرا دیگه جواب این بچه بازی ها و کینه های بچه گانه ی شما رو نمیدم. شاید پارسال جواب همه رو خیلی کامل میدادم که بابا اینه داستان. ولی وقتی که متوجه نمیشین دیگه حرفی نیست. ما رو به خیر و شما رو به سلامت.
حجت رو اینطوری باید تموم کرد. کبوتر با کبوتر، باز با باز
پی نوشت : برای این مطلب یک توضیح در آدرس http://lavashak.com/blog/?id=548 نوشته شده است.
نظری ارسال نشده است