چهارمین جشنواره وب ایران هم داره روز های پایانی خودش رو سپری می کنه٬ روز هایی که امسال به شکل تازه ای شروع شدن٬ به شکل تازه ای ادامه داشتن و به شکل تازه ای دارن تموم میشن. جشنواره وب ایران٬ بچه ناخلفی بود که بالا و پایین های زیادی رو توی چهار سال گذشته داشت. خیلی با دردسر و مشکل بزرگ شد و شاید بشه گفت امسال به بلوغ رسیده و کمی سر به زیر شد.
اگر اولین جشنواره وب ایران رو یک پله در نردبان رشد وب فارسی درنظر بگیریم٬ شاید دومین و سومین جشنواره وب ایران رو نشه پله های دوم و سوم نامید٬ ولی به جرات میشه از چهارمین جشنواره وب ایران بک پرش به چند پله بالا تر نام برد. چهارمین جشنواره وب ایران امسال رشد چشمگیری داشت٬این رشد بیشتر و بیشتر به کار گروهی مربوط میشه که امسال پشت جشنواره وب ایران بود. چیزی که در طول سه سال گذشته با تمام تلاش ها من موفقیت آمیز نبود و فشار جشنواره یکتنه روی دوش من بود.
جشنواره وب ایران از روز اولی که راه افتاد همراه هایی داشت که همه ساله همراه جشنواره بودن و یارانی داشت که در بازه های زمانی مختلف به کمک جشنواره اومدن و در کنار این همه دوست٬ کسانی بودن که واقعا نمی دونم به چه دلیلی ولی یار و یارو جشنواره نبودن که هیچی٬ حاشیه ساز های بزرگی هم برای جشنواره بودن. کسایی بودن که می در موردشون این رو گفت: یک شب کنار زاهـــــد و یک شب کنار ساقی
گستردگی مخاطلب های جشنواره ی چهارم٬ کمک زیادی کرد تا اسم مافیای وب فارسی٬ که توی سال های گذشته از جشنواره وب ایران جدا نشدنی بود کم رنگ بشه. خیلی ها هم میگن که مافیا تغییر کرده و از بچه معروف های شبه های اجتماعی رسیده به شرکت های معروف در وب فارسی. مافیایی که پول نداشت حالا امسال اعضای خودش رو تغییر داده تا با اعضای قوی تری وارد بازار بشه.
اسمش رو بزارید مافیا٬ بگین فعالان وب و خلاسه هر چیزی که دوست دارید اسمش رو بزارین ولی بدونید که موندن توی بازار وب ایران خیلی سخته. پس من خودم این تعریف رو میزارم روش حالا هر اسمی که شما میزارین براش٬ ولی این طوری تعریف بشه اون پوست کلفت هایی که با تمام سختی ها توی بازار به شکل بزرگی هستن. توی بازار بودن هم اصلا برای اون هایی نیست که توی شاخه اطلاع رسانی دارن فعالیت می کنن واقعا توی بازار بودن مربوط به میشه به اون هایی که توی بازار تجارت موندن.
توی این بازار موندن هم واقعا خیلی نکات مهم داره٬ سرمایه می خواد٬ مدیریت می خواد٬ تعامل لازم داره٬ صداقت لازم داره٬ آشنایی با موارد قانونی لازم داره و خلاصه خیلی چیز های دیگه که به شکل کلی مدیران وب سایت های ایران با این ها خیلی زیاد آشنا نیستن. دلیل زود رفتن ها هم بیشتر عدم آشنایی با این چیزهاست.
جشنواره وب ایران واقعا کار سنگینی هست٬ سنگنی تر اون چیزی که فکرش رو هم روز های اول داشتم. از سختی هاش که بخوام بگم باید بگم که واقعا توی دو ماه گذشته به اندازه تمام سایت های شرکت کننده توی جشنواره از تیم ما زمان و انرژی برده. البته حامی های خوبی هم داشتیم. اگه سال های گذشته چشم ما به دست وبی ها بود و اعتقاد داشتیم که این جشنواره اون هاست و باید کمک کنن چون وب در قدم اول برای اون هاست٬
این حامی ها٬ ولی امسال از خارج دنیای وب اومدن. اگه وجود این حمایت ها نبود واقعا جشنواره رو نمیشد به این شکل برگزار کرد. از جناب آقای آقازاده که دبیری جشنواره وب ایران رو قبول کردن تا شرکت گلدایران و بانک پاسارگاد که از حامی های اصلی جشنواره وب بودن باید واقعا تشکر کرد. حمایت این ها واقعا حمایت برای برندینگ نبود٬ شاید بشه گفت سرمایه گزاری بود در دنیای وب فارسی.
چهارمین جشنواره وب ایران دیگه واقعا به تیک و تاک های آخرش رسیده. با یک دنیا تجربه ی جدید برای ما و شما. تجریه ی موفقیت ها و شکست ها٬ تجربه ی خوب ها و بد ها. جشنواره وب ایران در کمتر از ۱۰۰ ساعت دیگه به کارش پایان میده. شاید بشه یک نفس بکشم. برای من واقعا روز بزرگی هست. بچه ای که فکر نمی کردم واقعا زنده بمونه. برای من قشنگه٬ از داد و فریاد ها دعوا ها و حساسیت ها و خلاصه همه چیز جشنواره …
یک نکته آخر هم در مورد کاندید ها و برنده های جشنواره امسال بگم. خیلی ها توی کاندید ها هستن که من به شخصا و حتی در رقابت های تجاری به شدت با شرکت ما در رقابت هستن. و واقعا اصلا سلام علیکی که باهاشون ندارم شاید دشمنی و کینه هم بشه گفت که داریم با هم. ولی برای ما افتخار هست که این ها توی لیست کاندید ها و به امید خدا حتی توی لیست برنده های جشنواره هم باشن. این واقعا یعنی تونستیم مستقل باشیم. و این استقلال واقعا برای ما جای افتخار داره.
افتخار از دست دادن حمایت های مالی تنها به دلیل این که٬ اولین حرف ما به اسپانسرها این بود که نه… اسپانسر نمی تونه بی دلیل خودش برنده باشه. کم هم اسپانسر های خوب و بزرگ از دست ندادیم. از خیلی ها که گفتن که اگه ما بیاین نمیشه برنده نباشیم. حتی خیلی ها گفتن حالا اگه ما برنده نشدیم فلانی هم برده نباشه. ولی ایستادیم و جشنواره رو به پول نفروختیم. خیلی های برای سخنرانی اومدن ولی کسایی رو انتخاب کردیم که صلاحیت سخنرانی رو داشتن و این هم برای ما هزینه داشت.
این ساعت های آخر و مخصوصا روز پنجشنه و باز هم مخصوصا اون ۳ ساعت که برنده ها دارن اعلام میشن٫ واقعا سنگینه. امید وارم که همه چیز خوب باشه. دیگه شمایی که میاین توی مراسم. کمی و کاستی ها رو خودتون به بزرگی خودتون ببخشید. کمی فشار کاری که ما توی این چند روز داریم رو درک کنید. اگه جواب ایمیل ها رو دیر میدیم٬ تلفن جواب نمیدیم. در دسترس نیستیم دیگه ما رو توی این چند روز آخر ببخشید.
برای همه کاندید ها آرزوی موفقیت دارم و به امید دیدار همه میهمان ها در روز مراسم.
8 بهمن 1390
سلام
امسال برای اولین بار در جشنواره وب ایران شرکت کردم. این بار متفاوت و حقیقی به نظر می رسید. در سه گروه کاندید دریافت تندیس شدم. حس قشنگی بود! ولی در هیچ کدوم انتخاب نشدم ولی باز خوشحال هستم.
خوشحالم که ما جامعه وب ایران، امروز خانه ای حقیقی داریم. خانه ای که جایش خالی بود و مطمئن هستم که سال بعد این خانه بزرگتر خواهد بود.