واقعا نمی دونم از چی بگم و از کجاش بگم. حتی الان هم که دارم مطلب می نویسم واقعا از خوشحالی اشک توی چشم هام جمع میشه. خوب واقعا هم خوشحالی داره. برای من که روز بزرگی بود. بهترین روز زندگی من بود.
من خودم باور نداشتم بتونیم برای اختتامیه ۲۳۰ نفر توی سالن رو پر کنیم. حالا کاری با ۱۸۰ تا شرکت کننده توی کنفرانس وب ایران ندارم. شما ها واقعا نمی تونیم باور کنین وقتی که به من گفتم الان حدود ۵۰۰ نفر توی ساختمون هستن من چه حالی بهم دست داد. اصلا باور نمی کردم تمام کاندیدها بیان. اصلا فکرشم نمی کردم. اصلا باور نمی کردم کسایی بیان توی مراسم که تاحالا توی هیچ مراسمی شرکت نکرده بودن. کسایی که واقعا توی مجامع عمومی اصلا دیده نمی شدن. این حضور برای ما افتخار بزرگی هست.
اون لحظه که سرود ایران زده شد و همه بلند شدن٬ و عکاس ها داشتن عکس میگرفتن یک لحظه دیگه نکشیدم. دقیقه لحظه ای بود که خیلی از اون چیزی که فکرش رو می کردم بالاتر بود. ردیف VIP که اصلا نشد برنامه ریزی کنیم برای میهمان های ویژه. همه توی سالن بودن. جلوی سن آدم نشسته بود٬ توی دو تا راهرو آدم نشسته بود. ورودی سالن پر بود از آدم. توی لابی هنوز خیلی ها جا نداشتن. خیلی ها چون جا نبود توی سالن پذیرایی بودن. حدود ۱۲۰ نفر هم رفته توی یک سالن دیگه که مراسم رو به صورت آنلاین اونجا پخش می کردیم. خیلی از همراه ها که واقعا باید تشکر کنم ازشون وقتی دیدن سالن برای میهمان های اصلی جا نداره سالن رو ترک کردن و رفتن توی لابی تا کاندیداها و میهان های اصلی بتونن توی سالن باشن.

اون لحظه٬ توی سکوت سالن و صدای سرود و صدای فلش هایی که یکی پس از دیگری زده میشد. دیگه واقعا از خوشحالی و هیجان زیاد زدم زیر گریه. من این طرف گریه کردم پویا اون طرف٬ قرار بود بیانیه پایانی رو من بخونم٬ ولی دیدم اصلا پا رو بزارم روی سن گریم میگیره حتی یک خط از اون رو هم نمی تونم بخونم. نمی دونم خوب کردم نیومدم یا بد کردم نیومدم روی سن. ولی اومده بودم نمی تونستم گریه نکنم. اخرین لحظه تصمیم گرفتیم احساسات شخصی رو وارد مراسم نکنم و خوندن بیانیه رو بی خیال شدم.
این جا باید واقعا از آقای آقازاده تشکر کنم. جدا اگه نبود آخر مراسم رو گند زده بودیم به شکل وحشدناک. حرف زدن جلوی ۵۰ نفر و ۱۰۰ نفر رو واقعا میشه ردیف کرد من حتی جلوی ۲۰۰ نفرم حرف می زنم٬ ولی جلوی ۳۰۰ نفر اونم وقتی که کلی روز زمین نشستن و کلی هم جا ندارن و اون همه آدم هم توی یک سالن دیگه دارن مراسم رو می بینن … واقعا سخته. نه کار من بود و نه کار محسن. همیشه ما به هم دیگه پاس میدادیم از این موارد رو ولی این دفعه … من که افتادم اون پشت یکی رفت آب بیاره یکی رفت قرص بیاره خودمم شدم دردسر برای بقیه بچه ها. محسن هم که یک طرف من رو گرفته بود نیفتم٬ یک طرف دیگه داشت پرینت برنده ها رو در میگرفت.

من تنها چیزی که یادم هست اینه که پویا اومد کفت که خیلی های روی زمین نشستن. چه کار کنیم. واقعا هم هیچ کاری نمیشد کرد. فقط باید از تک تک بزرگانی که واقعا اسمش رو دونه دونه نمی دونم که بیارم ولی همه روی زمین نشستن تشکر کنم. مرسی که اینقدر به مراسم احترام گذاشتین. مرسی که اینقدر جشنواره رو از خودتون دونستین. واقعا مرسی برای همه ی حمایت ها. از اون هایی که قرار بود برای اجرای برنامه بیان روی سن٬ از تک تک داورها که تقدیر نامه های خیلی ها رو نشد بدیم بهشون. از تک تک میهمانان ویژه که جا برای نشستن نداشتن. واقعا مرسی. واقعا شرمنده از برندهایی که برنده شدن ولی نتونستن بیان تندیس رو روی سن بگیرن.
حسی که ما داشتیم رو واقعا نمی تونین باور کنید. یک لحظه همه چیز رو گذاشتیم کنار. دیگه اصلا ندیدم که چی شد آخرش. فقط از همه سوال می کردم چه طور بود؟ توی مراسم با چشم از کنار سن اشاره می کردم به تک تک آدم ها که چطوره مراسم٬ وقتی که به من اشاره می کردن خوبه همه چیز واقعا خوشحال میشدم. ما تمام تلاش خودمون رو کردیم که کاری کنیم در واقعا برای جایگاه وب در ایران مناسب باشه. چیزی که نمایش خوبی باشه از وب فارسی. اجرای برنامه رو توی یک ساعت به طور کل برنامه ریزی دوباره کردیم به دلیلی اینکه جا نبود برای همه توی سالن ولی تمام تلاش خودمون کردیم که برنامه درخور وب فارسی باشی.
اون لحظه که رفتم روی سن اصلا متوجه نشدم اصلا تو حال خودم نبودم. اومدم پایین پویا گفت شایان برای دست زدن. من تازه یادم افتاد که اصلا هیچ عکس العملی از خودم برای دست زدن های شما نشون ندادم واقعا باورتون شاید نشه. اصلا حواسم نبود. اصلا متوجه نبودم داره چی پیش میاد. واقعا از تک تک دست هایی که برای من زدین ممنونم. من واقعا هر کاری توی وبنا و توی جشنواره توی این چند سال کردم از روی علاقه خودم بود. برای همین بود که هر کسی هر چی گفت من کار خودم رو کردم و واقعا خوشحالم که امروز جشنواره وب ایران جایی هست که از اون چیزی که فکر می کردم هم بالاتر هستش.
خیلی حرف ها دوست دارم بزنم از جشنواره وب ایران٬ خیلی نقد ها هست که خودم به جشنواره داره٬ خیلی کاستی ها رو می دونم و دوست دارن نقد های دیگران رو بخونم. ولی دوست دارم که چند روزی زمان رد بشه از مراسم اختتامیه و بعد به نقد مراسم بپردازیم. این چند روز زمان شادی برنده هاست. این چند روز رو کمی خوشحالی کنیم.
دیروز پایانی بود به ۱۰ ماه جشنواره وب ایران و پایانی به ۲ ماه کار اجرایی و ۲ هفته کار ستادی. یکی از بزرگترین پروژه هایی که تا حالا داشتم.
لینک ها :
http://iranwebfestival.com/fa سایت اصلی جشنواره
http://live.iranwebfestival.com پخش زنده مراسم
8 بهمن 1390
راهتون رو با تمامی دشواری ادامه بدید.
امسال جشنواره بسیار عالی برگزار شد.
ایشالا سال بعد در خدمتتون هستم.