وضعیت سیاسی و اجتماعی کشور ما٬ قربونش برم ایران٬ اینقدر باحاله که نگو و نپرس. البته اینجا که میگم ایران منظور من فقط آدم هایی که داخل این گربه زندگی می کنن نیست. آدم هایی که توی تمام دنیا هستن. راستی دیدین یک سری تا میگی ایران میان میگن آآآ دیگی نگفت جمهوری اسلامی٬ این هم شده مخالب نظام. یعنی نگاه موافق و مخالف متاسفانه شده فقط سیاه و سفید. به خدا این زندگی سیاه و سفید نیست. یه زمان هایی خودمون رو به خنگی میزنیم که از این سیاه و سفیدی استفاده کنیم ولی در واقعیت بدونیم که نیست.
به نظر من٬ ایران شده مثل اون عروسکی که افتاده دست یک سری بچه٬ یکی دست راستش رو میکشه و یکی دیگه دست چپش رو٬ یکی پای راستش رو٬ یکی دیگه پای چپش رو. یکی هم که دیگه اومده و کمرش رو گرفته. یکی هم نشسته داره واسه عروسکی که داره پاره میشه از وسط٬ لباس می دوزه. یکی هم داره براش غذا درست می کنه.
اصلا بعضی وقت ها آدم از خنده روده بر میشه. همین هایی که اعتلاف هفت + هشت رو مسخره می کنن که چرا نام نداره٬ خودشون اون طرف آب٬ تشکیلات سیاسی دارن بدون و نام و نشون. داستان سیاست ایران هم شده داستان داماد و عروس توی خانواده های ایرانی. هر کاری پسرش سر اون عروس بیچاره در میاره٬ اگه داماد سر دخترش بیاره اصلا نمی دونی که چه دعواهایی میشه. از اون طرف٬ اون کار هایی که دخترش با دامادشون انجام میده رو فقط کافیه نصفش رو عروس خانواده با پسرشون انجام بده٬ بازم دعوا و دعوا.
یک سری بدون نام جمع شدن دورهم٬ آخرش نام ها معلوم شده و بیانیه هم دادن٬ یه سری بدون نام میان محکوم می کنن. یک سری با نام میان میگن که اصلا اون ها چرا جمع شدن. ما چرا جمع نشدیم. ما چرا تو جمعشون نبودیم. یکی نیست بگه٬ بیخیال کار سیاسی بشین شما خارج نشین ها. برای اینکه اصلا این کاره نیستین. چون باید اول خودتون رو درست کنین به خدا تا اینکه بیاین ایران رو آزاد کنید. به قول شاهین نجفی "دوربین ها زوم کردن رو شومبولم٬ حالا برم ایران رو آزاد کنم." این فقط یه شعر نیست ها٬ واقعا گرفتاری همه هست. تا دوربین میبینن٬ ژست و این ها شروع میشه٬ همه میشن آزادی خواه و مبارز٬ همه میشن شمع روشن کن برای آزادی٫ همه میشن گروه سرود آزادی.
شما ها که خودتون با خودتون کنار نمیاین٬ چطوری می خواین کاری برای ایران هفت رنگ و هفتاد زبون انجام بدین؟ همه دوست دارن ریس باشن و همه دوست دارن شوالیه و آزادی بخش و نجات دهنده باشن. هر کسی هم که هر کاری غیر از خودشون بکنه داره آب به آسیاب دشمن میریزه.
دموکراسی و رسانه و آزادی٬ بدون فرهنگ مثل یک تفنگ آماده شکلیک توی دست یه بچه سه ساله هست. که نشست وسط و داره با تفنگ بازی می کنه. هر لحظه هم امکان داره شلیک کنه و بزنه یکی از خانواده رو بکشه. حالا این بچه می خواد روزنامه نگار با سابقه ۳۰ ساله باشه٬ بهترین نویسنده ایران باشه٬ بهترین فیلم ساز باشه و هر کسی که می خواد باشه. اصلا فعال حقوق بشر باشه٬ اصلا خود حقوق بشر باشه.
اول از همه این سوال رو از خودت بپرس٫ پسر خانواده با آقا داماد مساوی هست یا دختر خانواده با عروس؟ هر کاری این می کنه اون بکنه خوبه؟ اگه جواب منفی بود٬ دیگه فعالیت رو بزار کنار٬ بدون که ۶۰۰ سال با این مشکل فرهنگی داریم سر می کنیم. برو کار فرهنگی انجام بده. کاری که همه بگن داری اشتباه می کنی. ولی خودت بدون که درسته. نه یک مشت شعار عوام فریب٬ چون توی جامعه ای که ۹۹ درصد عوام هستن٬ استوره شدن کار سختی نیست.
26 بهمن 1390
ﻳﺎﺩﺵ ﺑﺨﻴﺮ ﻳﻪ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻣﻨﻢ ﻳﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﻄﻠﺒﻲ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﺗﻮ ﻭﺑﻼﮒ ﻗﺒﻠﻴﻢ ﻭﻟﻲ ﻣﺜﺎﻝ ﻋﺮﻭﺳﮑﺖ ﺧﻴﻠﺒﻲ ﻋﺎﻟﻲ ﺑﻮﺩ . ﺁﺩﻡ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻣﻴﺮﺳﻪ ﻫﻴﭻ ﮐﺲ ﺳﻤﺖ ﺗﻮ ﻧﻴﺴﺖ ﺩﻗﻴﻘﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﺭﻳﻴﺲ ﺑﺎﺯﻱ ...
ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﻧﻔﺮ ﺍﻭﻟﻴﻢ ﮐﻪ ﺗﻮ ﮐﺎﺭ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﻣﺸﮑﻞ ﺩﺍﺭﻡ ﻭﻟﻲ ﺍﮔﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﻳﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﻮ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻭ ﺑﻴﻦ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ ﻫﺎ ﺟﺎ ﺑﻴﻔﺘﻪ ﺧﻴﻠﻲ ﺍﺯ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺣﻞ ﻣﻴﺸﻪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻦ ...
~ﺳﺘﺖ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻋﺎﻟﻲ ﺑﻮﺩ.