1. همکاری و نه دلالی

    والا به خدا من خودم دیگه خسته شدم. طرف ایمیل زده میگه می خوام با شما همکاری کنم. بعد دو تا ایمیل که رد و بدل میشه موضوع معلوم میشه. آخرش این میشه. طرف میگه من ۳ روش رو برای همکاری پیشنهاد می کنم. ۱ شما نماینده فروش محصولات ما بشین٬ ۲ شما محصولات ما رو مجانی و یا با تخفیف به کاربراتون معرفی کنید و ۳ محصولات ما رو بخرید ولی با برند خودتون به مشتریان ارايه کنید.

    این واقعا همکاری هست؟ از اول بگو من یک بازاریابی می خوام روی محصولاتم انجام بشه شما انجام میدید یا نه؟ همکاری نیست که این!!! این یعنی شما دنبال بازاریاب می گردید برای محصولات خودتون٬ روتون نمیشه میگین همکاری. یا اصلا و از اون بدتر اینکه مفهوم همکاری رو نمی دونید. ولی این واقعا همکاری نیست.

     

     

    توی یکی از جلسه های هفته گذشته شرکت٬ اصلا یکی از بحث ها همین همکاری با شرکت ها و سایت ها بود. استفاده از توان همدیگه برای رشد و توسعه. منم تجربه سال گذشته رو گفتم. هم با چندین سایت خرید گروهی و هم با چندین فروشگاه و هم با چندین سایت آگهی. تا میگی همکاری طرف خوشحال میشه٬ میاد جلو٬ بعد از دو تا کلمه حرف زدن٬ میگه خوب بیایم همکاری کنیم دیگه. شما محصولات ما رو معرفی کنید و بفروشید و حالا یه درصدی هم بردارید.

    واقعا این اسمش دلالی و بازاریابی کالا هست و نه همکاری٬ می تونید اسمش رو همکاری در فروش یا واسطه گری فروش بزارید ولی واقعا همکاری دو تا شرکت در کوچک ترین و خنده دار ترین همکاری میشه این مدل ها که همه توی ایران از همکاری برداشت می کنند.

    کمی باید بزرگ فکر کنیم. همکاری های تجاری رو باید دقیق و کامل ببینیم. همه که نمی تونن برای ما بازاریاب باشن. اصلا ما توی بیزینس خودمون فقط به بازاریاب نیاز داریم که فقط و فقط همکاری رو در فروش محصول می بینیم؟ همکاری یعنی واقعا باهم کار کردن برای رسیدن به هدف های بزرگ.

     

     

    واقعا به جامعه وب ایران پیشنهاد می کنم که کمی بیشتر رو واژه های همکاری های تجاری٬ همکار تجاری٬ ارتباط های دوطرفه٬ شبکه سازی٬ توسعه بازار و این چیزها مطالعه بیشتری داشته باشه. خیلی بده وقتی که تعریف ها درست نباشه. چون در فکر خودمون داریم با همه همکاری می کنیم و بعد انظار داریم که اتفاق های بزرگ هم برامون بیفته و بعد متوجه میشیم که نه... هنوز همون جزیره ها هستیم که تک تک برای خودمون دولت خودمون رو داریم و اصلا هیچ شبکه و اتحادیه و هیچی نیست که باهم یکی باشیم و به هدف های بزرگتر برسیم.

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 26 فروردين 1391

    تعداد دیدگاه‌ها:‌ 7

    پوریا محمدرضایی
    27 فروردين 1391
    اصولا ماها به چیزی که در میاریم قانع هستیم توی بیشتری از موارد و همکاری رو هم توی این میبینیم که یکم اون در آمد رو بالا پایین کنیم
    هنوز به اون درک نرسیدیم که وقتی بین دو جا همکاری به وجود میاد نقاط قوت هرکدوم از اون ها باعث کاهش نقاط ضعف طرف مقابل میشه
    همیشه نباید به دید پول به همکاریمون نگاه کنیم
    بیشتر وقتها همکاری باعث رشد سریعتر میشه و همون درآمدی که تا قبل به اون راضی بودیم بعدا همراه با رشدمون چند برابر میشه
    علیرضا قلیزاده
    27 فروردين 1391
    برای تمرین چیزی که گفتی، این ایده شاید کمک کند:

    عنوان ایده:
    هم اَفزایی در تبلیغات تجاری از راه تدوین داستانواره

    سؤال آغازین:
    چرا تبلیغات تجاری کارا نیست؟

    متن ایده:
    به این متن فرضی آگهی بازرگانی التفات بفرمایید: «صبح که پتوی گلبافت رو کنار می زنی، دوش می گیری و با شامپو اَوه و صابون گلنار سر و تنت رو میشوری... حوله لاله که به تنت میخوره انگار اون رطوبت پوستت رو میگیره و پوستت لطافت اون رو... چای مثل همیشه چای بلدرچین و قند، قند فریمانِ...».
    گمان می کنم اینجور تبلیغات، اثرگذاری و ماندگاری بیشتری دارد.
    انبوه داده های از هم گسسته و بی نظم، چیزی است که منابع ما را می برَد و سردرگمی و اضطراب می آرد.

    دستاورد اجرای این ایده:
    تمرین اعتماد و کار جمعی بین بنگاههای اقتصادی، دل انگیزی و در ذهن ماندن آگهی های بازرگانی‏،‏ برانگیختن کنجکاوی
    مسعود دانش پور
    26 فروردين 1391
    دلیل اصلی این موضوع که شرکت های ایرانی فقط در این سطح کار می کنن اینه که نگران از خراب شدن بازار خودشون رو دارن.

    مثلا شما کجا توی ایران دیدید که مثلا دو تا شرکت با هم قراردادی امضا کنن که طی این قرارداد شرکت اول خدمات مدیریت پروژه خودش رو که خیلی قویه به شرکت دوم ارائه کنه و شرکت دوم هم خدمات فنی خودش رو به شرکت اول بده ؟؟

    مشکل اصلی دقیقا توی اینه که از واژه ها تعریف دقیقی وجود نداره.مشکل بعدی هم بی دانشی افراد هست.اگر مدیر فروش یه شرکت تخصص لازم رو داشته باشه میدونه که چطوری محصولش رو بفروشه.
    میلاد خرمی
    26 فروردين 1391
    من که همه چی رو گفتم بدون هیچ چی می یام باهاتون همکاری و کار می کنم
    جواد افتاده
    26 فروردين 1391
    ما فرهنگ تجارت را نشناختیم. هرکاری باید از طریق اصول خودش پیگیری بشه! همه ما فکر می کنیم حرفه ای ستیم و نوع ارتباطاتمان حرفه ای است.
    امیر منصوری
    26 فروردين 1391
    مشکلات به اینجا ختم نمیشه.
    اگر روزنامه را بخونی میبینی توش پره آگهی استخدام مدیرفروش هست. وقتی میری مصاحبه به عنوان مدیر فروش میبینی که آقایون نیاز به ویزیتور دارند و حتی اسم این کار را هم نمیدونن و میگن مدیر فروش. همین دوباره برای بازاریاب پیش میاد. توی جامعه ما بازاریاب را با ویزیتور اشتباه میگیرند درصورتی که بازاریابی یک کار دفتری و کارشناسی است که کارش همش با تحقیق و بررسی بازار است. وقتی توی چنین جامعه فردی به دنیا بیاد و شخصتیش شکل بگیره،انتظار فراتر از این براش نیست شایان جان. درکل چیزی که من توی این مدت فهمیدم فاتحه ماها خونده است. یکسری اقلیت هستیم که داریم به خاطر اکثریت نادان دچار مشکل میشیم.
    صالح
    26 فروردين 1391
    شایان اگر خوب دقت کنی در ایران همه چیز چپکی برامون توصیف شده و جا افتاده و داریم ازشون استفاده می کنیم.

    در ضمینه همکاری تجاری، فقط مواردی که در نگاه اول توش پول هست، در جامعه ما جا افتاده. البته باز نه به صورت اصولی و صحیحش

    اگر خوب به همکاری تجاری نگاه کنیم موارد دیگری هم دیده میشه که درآمد خوبی به همراه داره. به عنوان مثال تبادل نیروی کاری و متخصیص، ارائه مشاوره و انتقال تجربیات و خیلی موارد دیگر.

    به شخصه چند ماهی هست که دارم از طریق مشاوره دادن در موردی همچون ارائه راهکار های طراحی و پیاده سازی سیستم های نرم افزاری تحت وب و معرفی بهترین روش ها و پلت فرما درآمد و تحقیق در مورد آنچه که مشتری نیاز داره درآمد خوبی کسب می کنم.

    به نظرم وقتش هست که شرکت ها و ارگان ها به سمت تجارت تخصصی گرایش پیدا کنند.

    نام *
    ایمیل *
    وبسایت
    متن دیدگاه *
    کد *



کلیه حقوق این وبلاگ برای شایان شلیله محفوظ است.
Copyright © 2006 - 2011 Shayan Shalileh

کپی برداری بدون ذکر منبع اصلی مساوی است با درخواست از خدا برای هک شدن شما
در ارتباط باشیم