1. جشنواره وب فارسی و مشکلات مربوط ثبت سایت ها

    توی این چند هفته که مشغول بررسی سایت ها هستم، و سایت های شرکت کننده در جشنواره وب ایران رو بررسی می کنم، مشکلاتی رو به صورت عمومی در سایت ها دیدم که واقعا جای تامل داره.

     

    یکی از اساسی ترین مشکلاتی که سایت های فارسی دارن، ساختار و قالب سایت ها هست که معمولا شبه وبلاگ هستن. بخش بزرگی البته مربوط میشه به استفاده از سیستم های تولید محتوا مثل وردپرس و جوملا و ... که قالب های استانداردشون معمولا شبه وبلاگ هست. البته این سیستم ها هسته خوبی دارن که معمولا اگه قالب درستی روشون اجرا بشه، می تونن خیلی قوی و حرفه ای باشن. ولی مشکل اصلی استفاده از قالب های آماده و قالب های وبلاگی است. فراموش نکنید که واقعا یکی از اختلاف های سایت ها و وبلاگ همین قالب و طرح اون هست. مثلا وبنا از روز اول وبلاگ نبود ولی قالب که توی چند سال گذشته داست، خیلی شبه وبلاگ بود و الان این قالب جدید اصلا این رو تداعی نمی کنه که شما دارین به یه وبلاگ نگاه می کنید. پس پیشنهاد اول و مهم اینکه، قالب سایت رو توی این چند روزی که زمان دارین اصلاح کنید.

     

    مورد بعدی که بازم از مشکلات اصلی در سایت های فارسی هست، استفاده از فضاهای تبلیغاتی است. خیلی سایت ها به دلیل تبلیغات بیش از اندازه در صفحه اول توی مرحله اول داوری رد میشن. این واقعا جای سوال داره که چرا مدیران سایت ها به هر قیمتی این همه تبلیغ توی صفحه اول سایت خودشون قرار میدن و واقعا از فصا های مناسب برای تبلیغات استفاده نمی کنن؟ به نظر من برای اینکه جای مناسبی رو برای تبلیغات توی سایت خودتون پیدا کنید، بهترین راه این هست که خودتون به چشم مشتری به سایت نگاه کنید و ببینید که آیا واقعا به سایتی که این شکل بنر های تبلیغاتی رو در صفحه اول و صفحه های داخلی خودش قرار داده باشه تبلیغ سایت خودتون رو میدید؟

    پیشنهاد من این هست که فضا های تبلیغاتی رو بجای اینکه فقط در صفحه اول قرار بدید، به جاهای دیگه سایت بفرستید و سعی کنید صفحه اول سایت رو در وهله اول واقعا حرفه ای طراحی کنید.

     

    مورد دیگه ای که خیلی بیشتر از دو مورد اول برای ما دردسر درست کرده، گروه بندی های عجیب و غریب هست. مثلا یک سایت اومده خودش رو در گروه سایت های خبری ثبت کرده، بعد گروه دوم رو زده وبلاگ فناوری اطلاعات و گروه سوم رو زده سایت شخصی ... 

    ببینید واقعا این انتخاب گروه اصلا درست نیست. آخه سایت نمی تونه هم سایت خبری باشه و هم سایت شخصی. این نکته خیلی مهمی است که شما به عنوان مدیر سایت واقعا باید بدونید سایت شما در چه گروهی قرار داره. در مورد جشنواره یکی از اشتباه ها که مدیران سایت ها انجام میدن این هست که واقعا برای برنده شدن توی جشنواره، هر چند تا گروه که دستشون میرسه رو انتخاب می کنن. 

    این واقعا درست نیست. یک سایت اگه فقط در یک گروه ثبت بشه ولی توضیجاتی که برای سایت نوشته میشه و اون بخشی که دلایل برتری سایت به نظر مدیر سایت قرار داره، به طور دقیق کامل بشه، واقعا شانس رو برای برنده شدن خیلی بیشتر می کنه.


    پیشنهاد من این هست که توضیحات سایت ها تون رو با رود به جشنواره وب ایران دقیق تر و کامل تر کنید و اگه واقعا گروهی رو همین طوری و فقط برای اینکه شانس بیشتری داشته باشید انتخاب کردید، اون گروه رو بردارید و سعی کنید توضیحات بهتر و دقیق تری رو در مورد سایت خودتون بنویسید.

     

     

    بازنویسی شده این مقاله هم در وبنا و هم در سایت جشنواره منتشر شده است.

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 21 آبان 1390
  2. تبلیغات درست و نادرست

    یکی از ابزار پول درآوردن توی اینترنت، تبلیغات هستش. یعنی شما می تونید، توی سایت و یا وبلاگ خودتون تولید محتوا کرده و به واسطه بازدیدی که وبلاگ و یا سایت شما داره، با فروش فضا های تبلیغاتی و یا استفاده از سایت های تبلیغاتی کلیکی و ...، کسب درآمد کنید.

    ولی اینکه چه چیزایی رو تبلیغ کنید، کجا ها تبلیغات نشون بدین، ممکنه توی کوتاه مدت درآمد شما رو افزایش بده، ولی شک نداشته باشید که توی بلند مدت، با از دست دادن خوانندگان و کم شدن ترافیک، دیگه از درآمد تبلیغات خبری نیست. پس پیشنهاد من اینه که 3000 هزار تومان و 10 هزار تومان رو، فدای فعالیت آنلاین خودتون نکنین و از اول حرفه ای باشین.

    چند تا عکس دارم از تبلیغات درست و چند تا عکس از تبلیغات نادرست که بد نیست ببینید این عکس ها رو و واقعا خودتون تصمیم بگیرین که تو نگاه اول، شما کدوم سایت رو به لیست سایت های مورد علاقه خودتون اضافه می کنید و همیشه به اون سر می زنید.

    اون هایی که دورشون رو سبز کردم تبلیغاتی هستن که درجای درستی قرار دارن و اون هایی که خط X قرمز روشون زدم، تبلیغاتی هستن که در جای درستی قرار داده نشدن.


    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 19 آبان 1390
  3. عنوان نداره فقط درد و دل هستش

     

    والا به خدا نمی دونم من چه هیزم تری به این ها فروختم. هر جا رفتن و هر کی که از من پرسیده، گفتن که بابا اووووف این ها بابا مافیان، بابا این ها فعال وب هستن. بابا انصاف داشته باشین. خدا وکیلی اصلا نمی دونستین وب چیه، اصلا فکر نمی کردین بشه از وب پول درآورد چه برسه به باشگاه زدن و جشنواره راه انداختن. بابا ما هیچی نمیگیم حالا. دلیل نمیشه که شما ها همه چی بگین.

    خدایی خندم میگیره دیگه. هر کی هم که رسید به من، بعد از دو جلسه گفت، آقا پشت سر شما خیلی بد میگن ها. این رو نه اینکه فقط تو جلسه امروز با ****** به من گفته باشن. از روزی که کارم رو توی برنامه بادبادک شروع کردم هم همین بود. رفته بودن گفته بودن به تهیه کننده برنامه که، اگه شایان مجری برنامه نباشه ما اسپانسر میشیم. منم سریع گفتم به خدا من مجری که هیچی اصلا این ها اسپانسر بشن برای تولید برنامه پول بدن، من برنامه رو نگاه هم نمی کنم.

    به قول یکی از دوستام، من فقط ژست آی تی من ها رو میگیرم. اصلا شما وقتتون رو بزارین روی کار های خودتوون اینقدر پشت سر ما حرف نزنین واقعا وب فارسی که هیچی وب جهانی هم رشد می کنه به خدا. 

    طرف سایت زده، از 5 تا بازتاب خبری که توی سایت نوشته، 3 تاش رو من خبرش رو براش کار کردم. بعد شده مخالف مافیا؟؟؟ اون زمان که خبر رو کار کردم و خوشحال لینک می کردی تو بازتاب خبری مافیا نبودم؟ پیشته برین کارتون رو بکنین. برین قالبتون رو کپی کنین.

    حرمت هیچی رو نگه نمی دارین. نه دوستی، نه همکاری، میزنم پته مته همه رو میریزم بیرون ها. از همکاری های خارجی و داخلی و علمی و پژوهشی و همه رو پست می زنم سریالی. دروغ ها و سفر های نرفته و کارهای نکرده که گفتین کردین و خلاصه اعصاب ندارم. حساب کار بیاد دستون ها. خدایی ملاحظه کردم این چند هفته حرف نزدم که برنامه این چند روزتون به خیر و خوشی تموم بشه.

    شش سال پیش که من وبنا رو شروع کردم هیچ کس وجودش رو نداشت توی زمینه وب خبرگزاری آنلاین بزنه، وقتی که چهار سال پیش جشنواره رو زدم، هیچ کسی توی شرایط اون روزها جرات این رو نداشت که در مورد وب مقاله بنویسه چه برسه به این که جشنواره وب برگزار کنه. بعد امروز از من این سوال میشه خدایی ایده جشنواره مال خودتون بوده ؟ ... اومدم بگم په نه په ایده جشنواره و باشگاه وب و فعالان وب این ها ایده فلانی و فلانی بوده من بالا کشیدم.

    ببین داداشای من، عزیزای من، نصف شما ها زیر ADSL رو یادتون نمیاد، نصف دیگه هم زیر پنتیوم II یادتون نیست. اصلا به سن تون نمی خوره از ما حرفه ای بازی تر دربیاریین. دهنون بوی دایل آپ نمیده، از محیط DOS نهایتش CMD ویندوز رو میگین DOS. نمک دون شکستین بدونین که کنم میزن زیر میز.

     

     

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 19 آبان 1390
  4. چرا تلویزیون های هوشمند؟ چرا ال جی؟

    چند ماه پیش بود که دیگه کم کم موضوع جشنواره توی این شکل خودش داشت قطعی می شد. به این فکر افتادیم که شعاری برای جشنواره امسال انتخاب کنیم. یه شعاری که فقط شعار نباشه، و کمی هم به واقعیت جامعه نزدید باشه.


    امسال خیلی از کنفرانس ها با شعار شبکه های (Social Network) برگزار میشن. درسته که اهمیت زیادی داره ولی خوب، ما که مثل همه نیستیم، خیلی خاصیم. تصمیم گرفتیم بریم دنبال یه شعار بزرگتر، مثلا موضوع تلفن های هوشمند، اینترنت پرسرعت و یه شعاری که حرف جدیدی داشته.



    درحال بالا و پایین کردن این موضوع ها بودیم که توی یک صبح گرم تابستون، از دفتر LG با من تماس گرفتن، الو سلام، جشنواره وب ایران، منم تنها چیزی که فکر نمی کردم ارتباط LG با وب بود. البته تو نگاه اول. وقتی اسم LG میاد، آدم یاد لوازم خونگی می افته و بعد شاید موبایل و البته جدیدا هم که زده تو کار نت بوک و این چیزا. خیلی LG رو تو فکرم گشتم رسیدم به مونیتور.


    همه چیز از اینجا شروع شد خلاصه، رفتن توی دفتر LG و بعد ارتباط پیدا کردن با گلدایران و خلاصه. سرتون رو درد نیارم. آمار فروش تلویزیون های هوشمند و برنامه ها و طرح های LG که برای این موضوع دیدیم. گفتیم که تلویزیون های هوشمند باید ترند سال جشنواره باشه.


    این طوری شد که لوگوی LG Smart TV رو چسبوندیم به جشنواره. بازار بزرگی هست که تولید کنندگان محتوا می تونن از اون استفاده کنن.


    البته تلویزیون های هوشمند زیادن تو بازار، سامسونگ هم داره، چند تا مارک چینی که بر اساس اندروید کار می کنن هم وارد بازار شدن. حالا LG هم نه، ولی حتما یکی از این تلویزیون ها رو خریداری کنید و وصل کنید به اینترنت خونه. بدون شک، اینترنت توی تلویزیون هوشمند چیز جالبیه. البته این مجیک موس ال جی خودش واقعا باحاله (من بهش میگم بینگل)


    برای سال دیگه هم داریم فکر می کنیم چی رو انتخاب کنیم به عنوان شعار جشنواره؟ جشنواره وب ایران و لوازم خونه هوشمند؟ جشنواره وب ایران و بانک داری الکترونیکی، جشنواره وب ایران و تلفن های هوشمند، جشنواره وب ایران و خلاصه هر چیزی که ما تا دیروز غیر وبی اون رو داشتیم ولی می تونه به وب وصل بشه و ترند بازار رو به سمت خودش ببره.


    نکته جالب اینه که موبایل های هوشمند، خیلی زود تر از تلویزیون ها، وارد بازار ایران شدن ولی بنا به دلایلی زیاد ترند بازار رو تغییر ندادن، ولی این تلویزیون های پدرسوخته و شیطون، برنامه هایی دارن برامون من که خودمم هنوز نمی دونم.


    این سایت (http://smarttv.goldiranco.com) رو ببینید حتما اگه دوست دارید با این پدیده جدید آشنا بشین. اگه هم که دوست دارین برای این تلویزیون های هوشمند برنامه بنویسین بیاین تو راهنمای جشنواره (http://iranwebfestival.com/fa/page/lg-smart-tv-guide) که محمد امیری لطفا کرده برای جشنواره نوشته.


    اینجا هم (http://iranwebfestival.com/fa/page/sponsors) صفحه حامی های جشنواره هست.

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 17 آبان 1390
  5. یوتیوب یک روز خوب یک روز بد

     

    یوتیوب و گوگل و تویتر و گوگل مپ و همه این ها عوامل بیگانه هستند که ما را نابود کنند. تعجب نکنید، این گفتار خیلی هاست. درست و یا غلط کم نیستند دوستانی که فکر می کنند این سرویس ها راه اندازی شده تا ما را نابود کنند. و کم نیستند افرادی که اعتقاد دارند که این ها ابزار هایی هستند که ما می توانیم از آن ها استفاده کنیم، درست و غلط.

    با یک ماشین می شود سرعت رفت و تصادف کرد و می شود با همان ماشین یک بیمار را به بیمارستان رساند و جان آدمی را نجات داد. این نگاه ابزاری ماست که باید بدانیم، این ما هستیم که از ابزار استفاده می کنیم.

    واقعا نمی خوام در این مطلب ثابت کنم که این سرویس ها و ابزار ها به خودی خود، خوب هستند یا بد. اما یک نکته خیلی مهم که امروز من مشاهده کردم، خبری در یکی از سایت ها بود که در آن آمده بود "یوتیوب مراسم حج امسال را زنده پخش می کند".
    این جمله برای من خوب یا بد، به همان اندازه خنده دار است که یوتیوب فیلم های غیراخلاقی پخش می کند.

    واقعا یوتیوب شبکه تلویزیونی نیست که توسط یک نفر و یا شورای سیاست گزاری خود تصمیم به پخش برنامه ای بگیرد و یا جلوی آپلود شدن یک فیلم را بتواند بگیرد. در یوتیوب همه چیز هست. از برنامه های پورنو تا برنامه های آموزشی و غیره.

    این مطلب که یوتبوب دارد مراسم حج را زنده پخش می کند هم واقعا خنده دار است. در اینجاست که وقتی سایت های خوب و درست و حسابی در زمینه آی تی این مطلب را منتشر می کنند، باید حق داد به افرادی که در گفتار خود دقیقه نقطه مقابل و ضد دینی به یوتیوب می دهند.

    والا به خدا سرویس دهنده های اینترنتی بازتاب رفتار ما هستند. از نگاه ابزاری نه موافق دین هستند و نه مخالف دیدن. نوع مطالب منتشر شده و جو کلی شبکه های اجتماعی فقط و فقط بستگی دارد به محتوای تولید شده توسط کاربران.

    پس بهتر است بگویم که فلان سازمان در عربستان، برنامه های حج را از طریق شبکه یوتیوب به صورت زنده در اینترنت پخش می کند. چون یوتیوب ابزار است و نه شبکه ای که به خودی خوب تصمیم به پخش برنامه ای بگیرد.
    وقتی خودمان این طوری حرف میزنیم و سوتی میدهیم. نباید انتظار داشته باشیم که طرف مقابل برداشت دیگری داشته باشد. اگه تا دیروز شک داشت، امروز شاید با این گونه مطالب، درخصوص حرف های خود به نتیجه هم برشد. چون گوگل اگر تا دیروز فیلم غیر اخلاقی پخش می کرده، امروز به یک باره تبدیل شده به سایتی که برنامه های دینی پخش می کند.
    سایت های بزرگ، دقت کنید که شما فقط نباید تولید مطلب کنید و دنبال ترافیک باشید، وقتی که بزرگ می شوید مسئولیت های اجتماعی و سیاسی هم دارید.

     

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 14 آبان 1390
  6. فرهنگ سازمانی

     

    فرهنگ سازمانی شاید از نظر تعریف اینی نباشه که من اینجا ازش صحبت می کنم ولی اون خواسته ای که از فرهنگ سازمانی میشه داشت، و بخش های اون رو توی این مطلب می خوام بنویسم.

    با یک مثال شروع می کنم، فکر کنید وارد خونه میشین و چون خیلی عجله دارین، با کفش وارد اتاق میشین، همون لحظه داد پدر و مادر و برادر و خواهر در میاد که واااای اوووی هووووی داری چیکار می کنی با کفش؟؟؟؟؟ 
    توی یه خونه دیگه هم با کفش وارد خونه میشی و میری توش آشپزخونه و بعد آب می خوری و مامانت با خنده میکه با کفش نرو روی تخت خوب؟

    این اختلاف دو فرهنگ هست. دو فرهنگی که با هم خیلی فرق دارن ولی نمیشه گفت کدوم درسته و کدوم نادرست. فرهنگ سازمانی هم همینه، قوانین نانوشته و البته شاید توی یک سازمان کمی بزرگ تر، قوانین نوشته شده ای که اداب و رسوم و معاشرت توی سازمان رو بین افراد تعریف می کنه.

    فرهنگ سازمانی میتونه بگه چه روز هایی باید با لباس رسمی اومد سرکار و چه روز هایی میشه با لباس غیر رسمی وارد سازمان شد.

    هر سازمانی با توجه به هسته اولیه اون می تونه فرهنک سازمانی خاص خودش رو داشته باشه. اخلاق، احترام، نظافت، روابط، نوع گفتار، چگونه صدا کردن همدیگر توی شرکت و خیلی موارد دیگه می تونه مجموعه ای باشه از این فرهنگ سازمانی.

    فرهنگ سازمانی توی یک سازمان می تونه روابط کوتاه مدت و بدون نگاه به آینده باشه و عدم توجه همه به آینده سازمان و شاید بشه گفت بی توجهی به آینده اون. ولی توی یک سازمان دیگه دقیقا می تونه برعکس باشه، و فرهنگ سازمانی دقیقا توجه و اهمیت به آینده و توسعه و پیشرفت روز به روز سازمان باشه. توی چنین سازمانی هیج فردی که نتونه با این فرهنگ کنار بیاد نمی تونه زمان زیادی توی سازمان باشه. توی مدل اول دیوانه میشه و توی مدل دوم از سازمان ترد میشه تا در نهایت اون رو ترک کنه.

    فرهنگ سازمانی می تونه خیلی دقیق و ریز باشه، از نظافت شخصی افراد و لباس پوشیدن افراد تا توجه به نظافت جمعی و تمیزی محیط کار.

    فرهنگ سازمانی همون طور که می تونه سطح افراد یک سازمان رو بالا بره، دقیقا می تونه افراد رو خراب کنه. مثلا توجه همه افراد به نکات ریز، می تونه سازمان رو ریزبین کنه. می تونه سازمان رو دقیق کنه. و عدم توجه می تونه در نهایت میز های نامرتبط و شلوغ و کثیف باشه. و اون افرادی هم که شخصا تمیز بودن هم کم کم توی این سازمان تبدیل میشن به آدم های شلوغ و بی نظم.

    عدم توجه به دیگران و عدم توجه به رویداد های که به ما توی شرکت مربوط نیست هم بخشی از فرهنگ سازمانی هست. اون سازمانی برنده و موفق خواهد بود که توجه به دیگران و اهمیت به تمام رویداد های داخل و بیرون شرکت برای همه مهم باشه.

    فرهنگ سازمانی رو شاید جا انداختنش خیلی سخت باشه ولی یه تعداد کمی از افراد داخل شرکت می تونن با باور به اون و روز به روز تکمیل و بهتر کردن اون فرهنگ و تکامل رسوندن اون فرهنگ، افراد دیگه رو یکی یکی وارد این چرخه کنن و دونه دونه به هم آموزش بدن و سعی کنن که فرهنگ رو بالا ببرن درون سازمان.

    فرهنگ سازمانی چیزی نیست که بشه اون رو با تشویق و تنبه پیاده کرد. البته بی تاثیر هم نیست ولی فرهنگ چیزی هست که باید جابیفته نه اینکه جا انداخته بشه.

    احترام به مشتری می تونه بخشی از فرهنگ سازمانی باشه. سرعت در رفع مشکل مشتری ها می تونه بخشی از فرهنگ سازمانی باشه. و اگه این فرهنگ توی سازمان جابیفته دیگه همه افراد هستن که مسئولیت ها رو به عهده میگیرن و به همدیگه کمک می کنن. 

    فرهنگ سازمانی چیزی هست که اصلا توی کشور ما جا نیفتاده، شاید یکی از دلایلی عدم توجه به کار گروهی باشه، چون فرهنگ سازمانی خیلی نیازمند روابط و درک کار گروهی هست. پس وقتی که ما در کار گروهی ضعف داشته باشیم، اصلا نمی تونیم به فرهنگ گروهی برسیم. و البته وقتی که وارد کار گروهی میشیم، برای اینکه به مشکل نخوریم هم نیاز داریم توی سازمان بعد از مدتی که مشکلات کار گروهی رو پیدا کردیم و داشتیم اون ها رو رفع می کردیم، وارد این بخش مهم هم بشیم و سعی کنیم در کنار مشکلاتی که کار گروهی داره، فرهنگ سازمانی خودمون رو هم تقویت کنیم. تا سرعت عمل ما چند برابر بشه.

     

     

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 7 آبان 1390
  7. به نکته در مورد مطلب کبوتر و باز

    الان داشتم با سیاوش صحبت می کردم که گفت در نظر کلی و مواردی که گفتم مطلب دیروز من رو دوست داشته ولی گفت که با این تیکه حال نکرده "اصولا هم علاقه ای ندارم با پایین تر از خودم بپرم" من خودمم که دوباره خوندم حال نکردم.

    داستان این هست که دقیقا منظور من این نبود و احساس می کنم که این جمله رو بد نوشتم و برای همین گفتم که این توضیح رو بدم توی وبلاگ.

    منظور من تجارت و بیزنس بود و نه افراد. آدم می تونه به افراد کوچیک تر و حتی بیزینس های کوچیک تر از خودش چه شخصی و چه با توجه سرویس هایی که توی شرکت خودش ارائه میده کمک کنه. ولی این دلیلی نمیشه که برای همکاری های تجاری (b2b) هم دقیقا این رویکرد رو داشته باشه.

    الان که دیدم برخی از این موضوع بد برداشت کردن گفتن این رو بگم. ولی همه در جریان هستید فعالیت هایی مثل وبنا و باشگاه وب و جشنواره وب ایران، بیشتر از اونی که سود مادی داشته باشن برای شرکت هزینه در بر دارن ولی به عنوان یک عشق و علاقه از طرف من پیگیری شدن و الان توی شرکت هم دقیقا همین رویکرد وجود داره.

    درهر صورت یکی از هدف های من همیشه کمک به آدم هایی بوده که تازه وارد وب شدن و تا جایی که تونستم کمک کردم. ولی وقتی که تجارت و بیزینس میاد جلو، و از دید تجاری واقعا نمیشه دوستی و صمیمیت رو فقط نگاه کرد. توی بیزینس باید جدی بود.

    باید به همه کمک کرد که توی بیزینس وارد بشن و بعد توی بیزینس درست و جدی باهات رقابت کنن. ولی مطلب دیروز من این مدلی برداشت شده که انگار همون اول حال همه رو میگیرم و اصلا تازه وارد ها و آدم های جدید رو حمایت نمی کنم و یا تحویل نمیگیرم. ولی نه واقعا این مدلی نیست. تا زمانی که بیزینس بشن جدی هر کاری براشون بتونم می کنم ولی وقتی که بیزینس شدن همه باهاشون جدی رقابت می کنم.



    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 4 آبان 1390
  8. کبوتر با کبوتر باز با باز

     

    این چند وقت خیلی تغییر کردم. هم شخصی و هم البته بیشتر از نظر کاری. از تغییرات کاری گفتم قبلا، وارد شدم به دنیای بزرگتر از اون چیزی که قبلا توش بودم، البته اون چیزی که من قبلا داشتم، واقعا خیلی بزرگ تر بود از الان خیلی سایت ها. از اول خطر کردم و محافظه کار نبودم. و الان جایی هستم که به اون افتخار می کنم.

    همیشه حلقه ای داشتم از دوستان نزدیک، و البته لیستی سیاه از دوستانی که زیاد از نظر ایده باهاشون ارتباط خوبی نداشتم و اصولا هم نتونستم ارتباط بگیرم. به خیلی موضوع ها میشه در این مورد اشاره کرد، از تاسیس انجمن مدیران سایت اینترنتی (1385) گرفته تا تاسیس پایگاه خبری وب سایت های ایران (1386) و در ادامه سه دوره برگزاری جشنواره وب سایت های ایران (1387-1389) و جلسات فعالان وب و داستان مافیای وب فارسی (1390) همیشه این لیست دوستان نزدیک و لیست سیاه وجود داشته.

    اصولا هم علاقه ای ندارم با پایین تر از خودم بپرم، (توضیح این جمله را در پست بعدی بخوانید) دوست ندارم به ضعیف نفوذ داشته باشم. آدمی هستم که چالش دوست دارم و برای همین همیشه با بزرگتر از خودم پریدم که بتونم برای بدست آوردن فرصت برای در کنار اون بودن، چالش داشته باشم و موفقیت و رشد خودم رو توی این چالش ها دیدم که چیزی به دست بیارم که معمول نیست برای موقعیت من و گستاخی و جسارت زیادی برای این موضوع دارم. شاید بشه گفت کلم بوی قرمه سبزی میده.

    واقعا دو رویی و دروغ و خیلی از این داستان ها توی خونم نیست. بالا و پایین رو دیدم، خیلی بالا و خیلی پایین. برای همین اخلاقم این مدلی هست که اصلا حساسیت به نوع زندگی و کار دیگران ندارم. کار خودم رو به شکلی انجام میدم که واقعا دوست دارم. دست و بالم همیشه باز بوده و آدم ساختار شکنی هستم و این ساختار شکنی رو دلیل رشد خودم می دونم و توی شرکت هم تا حدود زیادی از این ساختار شکنی توی همه پرسنل حمایت می کنم و پیشتازش البته خودم هستم.

    توی دنیای بزرگترم همینه. خود بزرگ بینی ندارم ولی از نظر سن کاری از خیلی های شمایی که این مطلب رو می خونید، تجربه و سابقه کاری بیشتری دارم. و واقعا میخوام چند نکته رو بگم. 

    1. دست بالای دست بسیار است. همیشه بدونید که یکی بزرگ تر از شما هم می تونه باشه.

    2. توی بیزینس دوست پیدا کنید. دشمن نتراشین برای خودتون ولی اگه کسی شمشیر بست از رو، محافظه کاری نکنید.  کلا هم سعی کنید با بزرگتر از خودتون زیاد کل کل نکنید. 

    3. شما دارین توی اینترنت تجارت می کنید.  توی بیزینس برد و باخت هست. می تونید با زیاد کردن شریکای تجاری خودتون، تجارت برد برد داشته باشید ولی در مقابل گروه خودتون برد برد وجود نداره یا بازنده هستید با برننده.

    4. حسرت، دروغ، خبیس بودن، خاله زنک بازی و این داستان ها واسه بیزینس نیست.

    5. بیش از توان خودتن سعی کنید خطر نکنید. توی بازی شطرنج هر چقدر هم که تکنیک و این چیزا بلدین حتما اول، مهره های شطرنج رو کامل روی صفحه بازی بزارین و بعد وارد بازی بشین.

    و در آخر و از همه مهم تر، هر چقدر که بزرگ شدید، فراموش نکنید که سکوی اول شما کی بود و با چه صداقتی این کار ها رو برای شما انجام داد. حالا چه فعال وب باشین، چه فعال نباشید. 

    خاکی باشین خیلی بهتره. 

    مطلب رو نمی خوام با جمع بندی تموم کنم چون می دونم که طوری درمیاد که حتما بعضی ها به خودشون می گیرن و فکر می کنن که دقیقا برای اون ها نوشته شده ولی واقعا به این ها که گفتم فکر کنین. والا هم از نظر سنی از خیلی از بچه های وب بزرگتر هستم و هم واقعا تجربه شخصی طولانی تری دارم. از نظر تجربه شرکتی و ساختار سازمانی و خیلی چیزای دیگه هه واقعا تجربه بیشتری دارم. این ها رو به عنوان مشکل اصلی گفتم که خیلی ها توی وب فارسی دارن.

    بعدشم توی چند ما آینده اتفاق های بزرگی به امید خدا و کمک دوستانی که دارم باهاشون کار می کنم توی وب فارسی می افته که متوجه میشین که چرا دیگه جواب این بچه بازی ها و کینه های بچه گانه ی شما رو نمیدم. شاید پارسال جواب همه رو خیلی کامل میدادم که بابا اینه داستان. ولی وقتی که متوجه نمیشین دیگه حرفی نیست. ما رو به خیر و شما رو به سلامت. 

    حجت رو اینطوری باید تموم کرد. کبوتر با کبوتر، باز با باز

    پی نوشت : برای این مطلب یک توضیح در آدرس http://lavashak.com/blog/?id=548 نوشته شده است.

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 3 آبان 1390
  9. کمپ های تبلیغاتی و سنجش موفقیت آن ها

    یکی از مواردی که پس از راه اندازی شبکه تبلیغات بیشتر با آن برخورد داشتیم. این سوال بود که آیا شما می توانید بالا رفتن فروش را تضمین کنید. برای من مشخص بود که کمپ تبلیغاتی موفق می تواند در فروش شرکت تاثیر مثبت داشته باشد اما فروش موفق نیاز های دیگری هم دارد که همیشه یک کمپ موفق به تنهایی نمی تواند تضمین کننده آن باشد.


    برای شروع خیلی خلاصه شرکت های داخل بازار را دسته بندی کرده و در ادامه کمپ های تبلیغاتی را دسته بندی می کنیم.


    شرکت ها در بازار به سه دسته اصلی تقسیم می شوند. شرکت های چالشگر که بخش بزرگی از بازار را در دست دارند، شرکت های دنباله رو که در رقابت با شرکت های چالشگر هستند ولی نمی توانند در بازار موج ایجاد کرده و بیشتر دنباله روی می کنند و در نهایت حفره خلی ها که شرکت هایی هستند که به تجارتی کوچک در بازاری کوچگ مشغول هستند.


    قبل از شروع به دسته بندی های کمپ های تبلیغاتی باید بدانیم که مخاطب ما چه کسی است. مخاطب در کل چند دسته است، مصرف کننده، خریدار، تصمیم گیرنده و تاثیرگزار. شما باید بدانید که کدام دسته را می خواهید در کمپ تبلیغاتی خود هدف قرار دهید تا متناسب آن دسته تبلیغات را طراحی و در نتیجه به دنبال فروش باشید.


    کمپ های تبلیغاتی انواع مختلفی دارند:

    آگاهی دهند : تاکید روی نام تجاری

    ایجاد کنجکاوی : تاکید روی ویژه گی ها

    علاقه مندکردن : منافع

    متقاعدسازی : تاکید مزایا

    عمل خرید: اطلاعات تکمیلی و فرایند خرید

    یادآوری: همه موارد بالا بسته به نیاز کمپ


    به عنوان کسی که در شبکه تبلیغات با پلن ها CPC و CPM ارتباط دارم باید این گونه دسته بندی کنم که برای برخی از انواع کمپ های بالا باید بر اساس CPC و برای برخی دیگر CPM کمپ را طراحی کرد. برای نمونه یک کمپ تبلیغاتی که در آن عمل خرید اهمیت دارد باید به دنبال کمپ های تبلیغاتی CPC (پرداخت بر اساس کلیک) باشد. و یک کمپ آگاهی دهنده در طراحی بودجه و اجرای کمپ خود باید از روش های CPM (پرداخت بر اساس نمایش) استفاده کند.

     


    و البته تحلیل و بررسی کمپ هم باید بر اساس نمایش و کلیک به دو صورت جداگانه بررسی شود. ولی باز هم اجرا کمپ تبلیغاتی تضمیم کننده فروش موفق نیست. زیرا فروش به عوامل زیادی وابسته است که اصلا با طراحی و اجرای کمپ تبلیغاتی در یک دسته و برنامه ریزی نیستند.


    این راه هم فراموش نکنید که یک کمپ تبلیغاتی می تواند دو هدف را به صورت جداگانه دنبال کند. اول برای فروش و دومی برای پس از فروش.

    این را فراموش نکنید که فرایند فروش با خرید تکمیل نمی شود و نکته اصلی در خصوص خرید های احساسی توجیح خرید توسط خریدار است. برخی از کمپ های تبلیغاتی فقط برای این طراحی شده اند که خرید احساسی مشتری را توجیح کنند و در بلند مدت و تکرار و تکرار، تضمین یک فروش بلند مدت باشند.


    یک کمپ تبلیغاتی خوب سه حس را تحریک می کند، اول فکر کردن و بعد احساس و در نهایت اقدام که در آخری می تواند فروش به همراه داشته باشد.


    موفقیت کمپ تبلیغاتی بر اساس ترافیک وارد شده قابل بررسی است. مثلا وقتی که سایت شما 100 بازدید دارد و با اجرای کمپ تبلیغاتی این بازدید به عدد 1000 یا 10000 میرسد. این یعنی موفقت کمپ تبلیغاتی.


    ولی حالا اگر فروش شما 10 برابر و 100 برابر نشد، شما باید به دنبال دیگر عوامل موثر در فروش باشید و با بررسی آن ها دلیل عدم فروش را در سیستم خود پیدا کنید. قیمت بالا، سرویس نامناسب، مخاطب نادرست و دلایل بسیاری که تک تک و با توجه به نوع بیزینس خاص می توانند مختلف باشند.


    حتی شاید بازار شما امکان توسعه بیش از 10 برابر شدن مشتری را ندارد. پس سرمایه گزاری شما در کمپ تبلیغاتی بیش از 10 برابر، و زمانی که شما با 10 برابر کردن ترافیک خود و هدف مند بودن تبلیغات تمام بازار را تحت پوشش خود دارید، دیگر نمی تواند فروش را بیشتر کند.


    استراتژی یک کمپ تبلیغاتی هم دسته های مختلفی دارد


    شناختی:

    - ژنریک که برای رهبر بازار مناسب است

    - پیش دستی که برای هر کسی که اول اقدام می کند مناسب است

    - مبالغه و مقایسه


    احساسی:

    - تجارت گذشته که روی موضوع های نوستالژیک تاکید می کند

    - برانگیختن احساس


    رفتاری:

    - ترقیب خرید یا خرید لحظه ای

    - حمایت ترویجی مثلا کوپن تخفیف


    هویتی:

    - استفاده کننده گان از محصول

    - شخصیت برند

    - توصیف ارزش های شرکت برای مثال دوست دار محیط زیست بودن، کمک های اجتماعی و …


    درنهایت فراموش نکنید که نتیجه تبلیغات را نمی شود در یک ماه و دو ماه دید. یک کمپ تبلیغاتی را باید در مدت زمان طولانی بررسی کرد. کوتاه ترین زمانی که می شود برای موفق بودن یک کمپ تبلیغاتی زمان در نظر گرفت، یک بازه زمانی سه تا شش ماهه است.



     

    منبع: مطالب ارائه شده در جلسه سایت مدیرایران با موضوع طراحی کمپ های تبلیغاتی


    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 4 مهر 1390
  10. وبلاگ نویسی و روز جهانی وبلاگ

    چند روزی دیر دارم این مطلب رو می نویسم، خیلی ها در مورد روز وبلاگ (Blog day) توی هفته پیش مطلب نوشتن. البته دیر نوشتن هم همیشه بد نیست. دیر نوشتن این خوبی رو داره که می تونی با خوندن مطالب قبلی یک جمع بندی از موضوع داشته باشی. ولی به شرطی که مطالب رو خونده باشی، نه اینکه مثل من فقط دیر مطلب بنویسی.


    وبلاگ کلا توی ایران به عنوان یک کار وقت اضافه و بیکاری دیده میشه. آقا داماد چیکارن، وبلاگ نویسن، یعنی اینکه بیکاره. ولی کلا وبلاگ نویسی جا داره که به عنوان یک شغل دیده بشه. به شرطی که درآمد داشته باشه. کم کم، ماهی 600 تا 700 هزار تومان در ماه داشته باشی به نظر من می تونی بگی که وبلاگ نویسی رو به عنوان شغل می تونی انتخاب کنی و در کنار شغل، یک منبع درآمد دیگه هم برای خودت دست و پاکنی تا با افتخار بگی که از اون کاری که دوست داری و با حق انتخاب به اون مشغول شدی یک درآمد مناسب داری.


    حالا این وسط تبلیغ هم بکنیم برای خودمون "برای کسب درآمد از وبلاگ خود از شبکه تبلیغات کمک بگیرید"


    بیشترین وبلاگ ها توی ایران وبلاگ های عاشقانه هستن. بعد وبلاگ های شخصی به نظر من در رتبه دوم قرار دارن. دیگه وبلاگ های تخصصی با موضوع خاص رو نمیشه آمارش رو در آورد. شاید سومین مقام در دست وبلاگ های فناوری اطلاعات باشه ولی نباید فراموش کرد که این وبلاگ ها یا خیلی پربازدید هستن، و یا خیلی کم بازدید.


    من قدیم از حلقه های وبلاگی شنیده بودم ولی امروزه با توسعه شبکه های اجتماعی این حلقه ها هم بزرگ شدن و هم تعداد و تنوع اون ها زیاد شده برای همین شاید بشه گفت که به شکل سنتی دیگه اون بخش قدرت وبلاگ نویسی در دست این حلقه های بسته نیست. ورود به این حلقه ها هم راحت تر شده مگه ورود به یک حلقه مافیای خیلی قوی که مافیای وب فارسی بهش نام دادن.


    یکی دیگه از چیزایی که توی وبلاگ نویسی کم توی ایران داریم، جشن ها و برنامه های وبلاگی هست. که واقعا وبلاگ نویس های حرفه ای مثلا سالی یک بار جمع بشن و در اون باهم گفت و گو کنن. مثلا وبلاگ نویس های کوه نورد، هر ساله برنامه ای دارن به نام سعود قلم. ولی من شخصا توی زمینه فناوری اطلاعات و حتی دیگر زمیه ها چنین برنامه هایی با این انسجام رو ندیدم.


    البته برنامه های زیادی به عنوان فرفری ها که تشکیل شده از اعضای سایت فرندفید توی چند سال گذشته انجام شده ولی کم نیستن آدم هایی که من توی این جمع ها دیدم که وبلاگ نویس نیستن و فقط کاربر یک شبکه اجتماعی هستن. منظور من از این برنامه ها برنامه خاص وبلاگ نویس ها حرفه ای هست.


    یکی دیگه از مشلات وبلاگ نویسی توی ایران وجود وبلاگ های گروهی هست. وبلاگ هایی که افراد زیادی توی بنویسن و وبلاگ به عنوان یک وبلاگ گروهی مطرح باشه. شاید در قدیم ها doxdo.net و itiran.net دو تا وبلاگ گروهی خوب در زمینه فناوری اطلاعات بودن ولی امروزه دیگه زیاد قوی نیستن. البته ما یک برنامه داریم برای این وبلاگ های گروهی که امیدوارم مورد حمایت همه وبلاگ نویس ها قرار بگیره تا این جای خالی رو بتونیم پر کنیم.


    البته نا گفته نمونه که الان نارنجی داره به این سمت حرکت می کنه و یا حتی یک پزشک با دعوت از نویسنده میهمان داره تنوع مطلب ایجاد می کنه ولی خوب تعریف وبلاگ گروهی، کمی از این ها گسترده تر هست.


    من برای وبلاگ گروهی یک ایده دارم به عنوان مجله اینترنت که توی اون موضوع های ماهانه و یا هفتگی داشته باشیم و از حدود 30 تا 40 نویسنده دعوت کنیم که مطلب مورد نظر خودشون در مورد اون موضوع بنویسن و البته شرکت نوشتن مطلب این هست که اول توی این وبلاگ گروهی منتشر بشه و بعد از انتشار توی وبلاگ های خودشون هم مطلب رو بنویسن با این توضیح که در مجله اینترنت منتشر شده. امید وارم که این سبک از وبلاگ نویسی مورد استقبال قرار بگیره چون من اعتقاد دارم که در بلند مدت می تونه به توسعه وب و وبلاگ نویسی از نظر کمی و کیفی کمک کنه.

     

    نظرات شما در این خصوص می تونه به من کمک کنه، نظرات رو یا در بخش نظرات بنویسید و یا توی تویتر به من منشن بزنین @shayanshalileh و یا ایمیل بزنین shayan.shalileh در جی میل


    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 21 شهريور 1390
کلیه حقوق این وبلاگ برای شایان شلیله محفوظ است.
Copyright © 2006 - 2011 Shayan Shalileh

کپی برداری بدون ذکر منبع اصلی مساوی است با درخواست از خدا برای هک شدن شما
در ارتباط باشیم