توی این دو هفته هر روز اومدم یک مطلب بنویسم نشد که نشد. از اون روزی که طلسم قله توچال رو بعد از کلی زمان شکستیم فکر کنم طلسمش اومد افتاد روی این وبلاگ. خلاصه بگم از برنامه های این 2 هفته و توچال نوردی هامون.
پنجشنبه دو هفته پیش بود که یک برنامه سبک رفتم ایستگاه 2 توچال با یکی از بچه های قدیمی به نام شقایق. من بهش می گم شقا، اونم به من میگه تقی، حالا هی بیا بگو بابا من شاشام، من تقی نیستم. مگه گوش میده.
فردای اون پنجشنبه که برنامه سبک داشتیم با بچه های فرفر رفتیم شیرپلا، خیلی برنامه خوبی. من بعد از نزدیک به 2 ماه و 2 برنامه که با فرفری ها نبودم توی این برنامه شرکت کردم. حلا 30 نفر بودیم که از پای مجسه حرکت کردیم به سمت شیرپلا برنامه این بود که بریم قله توچال ولی خوب دیگه، فرفر و هزار تا داستان های فرفری.
رفتیم و رفتیم رسیدیم به شیرپلا فکر کنم 4 ساعت تو راه بودیم. اونجا هم که اینقدر زیاد بودیم و شلوغ اصلا توی سالن پایین جامون نشد. رفتیم بالا روی پشت بام شیرپلا، آی حالا نخور کی بخور، کلی خوراکی خوردیم. منم که اصلا خوراکی با خودم نداشتم. خودم بودم و گازم، چایی می دادم و خوراکی می گرفتم. یک جور مبادله پایاپای بود دیگه.
بعدشم از همون مسیر شیرپلا کله کردیم اومدیم پایین. حالا کلی خنده و چیزای با مزه بود رو بی خیال اینجا اصلا زمان ندارم برای نوشتن. فقط تیتر وار بگم، مسابقه دو نوید با ما و سی ایچ، مصدومیت من و هندونه و حسین، کادوی تولد نصیبه به من و خیلی چیزای دیگه از تیتر های اصلی برنامه فرفری ها بود.
گذشت و گذشت، رسیدیم به این پنجشنبه، بازم طبق برنامه جدید شاشا و دوستان که پنجشنبه ها با گروه کوهنوردی شقایق برنامه های سبک داره، رفتیم ولنجک. البت این هفته برنامه سبک سبک نبود برای هیجانی شدن کمی سنگ نوردی هم به اون اضافه کردیم. زدیم توی دل سنگ ها و رفتیم بالا و بالا. من بودم و شقایق و سمیرا و نسرین (البته اصلا اسمش یادم نیست نسیرین رو همین طوری گفتم) خلاص این هم برنامه خوبی بود و نکات آموزشی زیادی داشت. مثلا اگه کسی شما رو نفرین کنه حتما توی کوه بلا سرتون میاد. وقتی که دارین سنگ نوردی می کنید نخدید و از خنده ریسه نرید و البته هزار تا نکته دیگه از جمله این که آب رودخونه رو وقتی که کف کرده نخورین.
خدایی از این گزارش برنامه ساده تر دیده بودید؟ تمام نکات جمع بندی شده و دسته بندی شده. احتمالا الان دارین توی دلتون میگین که اینم اومد یکی چیزی بنویسه از سر واز کنی. شاشام شاشا های قدیم.
ولی خدایی اینقدر در گیرم به خدا، صبح توچال، ظهر توچال، شب توچال، جدیدی که یک رفیق پیدا کردم ایون، دیگه شب تا صبح هم توچال می مونیم که خدایی نکرده توچال خونمون کم نشه.
البته یک کشف دیگه هم داشتم و اون محمدرضا هستش، این بشر هم خیلی گله و مثل خود من بامزی هستش. بچه که بودیم هم سایه بودیم الان هم که بزرگ شدیم توی فرفر همسایه هستیم و البته هم کارم هستیم.
خوب دیگه بی خیال گزارش برنامه های قدیم. این هفته که میاد هم سه شنبه تعطیله و هم جمعه، یعنی می تونیم این شانس رو داشته باشیم که 2 تا برنامه شبانه داشته باشیم. یکی از برنامه های شبانه از مسیر توچال هستش و یکی دیگه از مسیر کلکچال. حالا باید ببینم که دل میگه کدومش رو اول بریم و کدومش رو دوم. باید مخ خیلی ها رو بزنیم خلاصه که این برنامه ها مچ بشن.
نکته مهم : وبلاگ شاشا بدون غلط املایی معنی نداره پس لطفا نگین شاشا بی سواده این غلط ها به نوعی امضای دیجیتالی منه